• شماره 3732 -
  • 1405 دوشنبه 30 شهريور

سخن مدیرمسئول

هر چهار نفر، یکی مجرد

ماجرای تجرد و تأهل شاید از بدو آفرینش انسان مطرح بوده و تا پایان حیات بر این کره خاکی ادامه داشته باشد. ازآنجاکه حتی انسان‌های نخستین نیز زندگی جمعی را دوست می‌داشتند و با آن خو گرفته بودند، عقل سلیم حکم می‌کند که ازدواج و پرهیز از تنهایی، هزاران مزیت دارد که فرد تنها از آن‌ها محروم است. به‌همین‌دلیل، به‌نظر می‌رسد اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق مردم، زیست جمعی یا به عبارت بهتر، تأهل را بر تجرد ترجیح می‌دهند و اگر شرایط فرصت بدهد، بدون نیاز به تشویق دیگران و درصورت داشتن امکانات لازم، به ازدواج روی می‌آورند. افزون بر باور عمومی، علما و بزرگان ما نیز اهمیت ازدواج را اندکی کمتر از یک فریضه نمی‌دانند؛ اما پرسش اینجاست که چرا در کشور ما ۱۵‌میلیون دختر و پسر هنوز ازدواج نکرده‌اند؟ در میان مردان، حتی افرادی را می‌بینیم که تا ۵۴‌سالگی نیز تن به ازدواج نداده‌اند. همچنین در این آمار کلی، زنان مجرد ۱۸ تا ۴۰ساله نیز جزو مجردان به‌شمار آمده‌اند. آیا مردم ما، به‌ویژه مجردها، این‌گونه زندگی‌کردن را بیشتر دوست دارند یا عوامل دیگری موجب شده است که ۱۵ میلیون مجرد داشته باشیم؟ اگر جمعیت کشور را ۹۰ میلیون‌نفر بدانیم، از هر شش نفر ایرانی، یک‌نفر مجرد است. اگر بپذیریم که ۱۷‌میلیون دانش‌آموز و دانشجو داریم و آنان را در این آمار محاسبه نکنیم، سهم مجردان در محاسبهٔ درصدی به یک‌نفر از هر ۴/۵ نفر جمعیت کشور می‌رسد؛ آماری بسیار نگران‌کننده و تأمل‌برانگیز. اگر این‌روند با همین نسبت ادامه یابد، در ۱۵ سال آینده با کشوری روبه‌رو خواهیم بود که شمار زنان و مردان مجرد و سالمند آن از جمعیت جوان بیشتر خواهد شد؛ یعنی باید گفت با کشوری دارای هرم سنی پیر مواجه می‌شویم که به‌نوعی به یک فاجعه می‌ماند. در چنین وضعیتی، جمعیت جوان و کارآمد ما از جمعیت سالمند کمتر می‌شود و اگر موضوع را از دریچهٔ فعالیت و کارایی بسنجیم، به جمعیتی غیرفعال تبدیل خواهیم شد که نه در صنعت اثرگذار است و نه در کشاورزی. در آن صورت، بیشتر کارخانه‌های تولیدی ما به تعطیلی کشیده می‌شوند و کشت‌وزرع در کشور ممکن است به صفر برسد. در این مرحله از فاجعه نیز عبور می‌کنیم و به بحران می‌رسیم. پس نخست باید پرسید چرا اجازه داده‌اند به وضعیت امروز دچار شویم؛ مردم مقصرند یا دولت و دولت‌ها؟ در پاسخ باید گفت هم مردم و هم دولت‌ها در شکل‌گیری این وضعیت سهم داشته‌اند، اما سهم مردم بسیار ناچیز بوده است. ازاین‌رو، باید بخش عمدهٔ تقصیرها را متوجه مسئولانی بدانیم که از بروز این بحران جلوگیری نکرده‌اند. در وضعیت عادی و به‌زعم عوام، اگر وضع مالی جوانان برای ازدواج و تشکیل خانواده مناسب نبوده است، قصور متوجه دولت‌هایی است که در ۵۰ سال اخیر به‌شکلی عمیق و ریشه‌ای در اندیشه‌ی درمان این پدیدهٔ نامطلوب و بحران‌زا نبوده‌اند. اگر اقتصاد کشور وضعیت خوبی داشت و دولت‌ها فرصت‌های شغلی ایجاد می‌کردند، دختران و پسران ما زیر بار مسئولیت ازدواج می‌رفتند و حتی سپاسگزار دولت نیز می‌شدند؛ اما اگر تحریم‌ها را نیز درنظر بگیریم، می‌توان گفت نه به‌طور کامل، بلکه در حدود ۲۰‌درصد در شکل‌گیری این بحران مؤثر بوده‌اند و بخش اصلی مسئولیت همچنان متوجه عملکرد دولت‌هاست. اکنون امیدواریم هرچه زودتر اوضاع اقتصادی کشور بهبود یابد تا ۱۵‌میلیون مجرد کشور بتوانند به ازدواج روی بیاورند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه