ذرهبین
آسیبپذیری «جبلعلی»؛ وحشت در قلب مدل اقتصادی دبی
جبلعلی برای دههها بخشی از تصویر موفقیت اقتصادی دبی را بهنمایش گذاشت؛ بندری که نقش آن فراتر از جابهجایی کالا تعریف و به یکی از ارکان این امیرنشین در اقتصاد جهانی تبدیل شده بود؛ اما جنگ آمریکا در منطقه، نگاهها را به سؤالی معطوف کرد که کمتر در مرکز توجه بود. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ «جبلعلی» در قلب مدل اقتصادی دبی قرار دارد؛ بندری که این امیرنشین را از یک اقتصاد متکی بر تجارت منطقهای، به یکی از مهمترین قطبهای لجستیک و بازصادرات جهان تبدیل کرد. این بندر در سال ۲۰۲۴ و پیش از آغاز جنگ، ۱۵.۵میلیون TEU کانتینر جابهجا میکرد، درحالیکه ظرفیت سالانه آن ۱۹.۴میلیون TEU بود؛ اما جنگ آمریکا در منطقه نشان داد اندازه و ظرفیت یک بندر، هنگامیکه مسیر دسترسی به آن ناامن شود، بهتنهایی ارزشی ندارد. طبق گزارش فایننشالتایمز؛ حجم عملیات کانتینری جبلعلی در اولین هفتههای جنگ بیش از ۹۰درصد سقوط کرد و دیگر هرگز به ظرفیت پیشین خود بازنگشت. اهمیت جبلعلی درایناستکه تنها یک بندر نیست؛ بلکه درکنارآن، منطقه آزاد «جفزا» قرار دارد که میزبان حدود ۱۲هزار شرکت بینالمللی است. این شرکتها زنجیرهای یکپارچه از واردات، تولید، مونتاژ و بازصادرات دبی را شکل دادهاند. بههمیندلیل، انتقال فعالیتها از جبلعلی به هر بندر دیگری، صرفاً بهمعنای جابهجایی کشتیها و کانتینرها نیست؛ بلکه مستلزم انتقال زیرساختهای عظیمی چون انبارها، کارخانهها، شبکه جادهای، شرکتهای خدماتی و نیروی انسانی متخصص است. این ویژگی، تفاوت بنیادین جبلعلی با یک بندر معمولی را مشخص میکند. مزیت رقابتی دبی درطول چندیندهه و ازطریق همافزاییِ بندر، منطقه آزاد، شبکه لجستیکی و اتصال به حملونقل هوایی ایجاد شده؛ پس حتی اگر در سایر بنادر منطقه ظرفیت خالی وجود داشته باشد، این ظرفیت بهسادگی نمیتواند جایگزین این اکوسیستم پیچیده و منسجم شود. امارات اکنون درتلاش است تا با تقویت بنادر ساحل شرقی خود، بهویژه بندر فجیره، بخشی از تجارت خود را ازطریق تغییر مسیر و دورزدن تنگه هرمز بازیابی کند؛ اما توسعه یک پایانه بندری جدید با ایجاد یک مرکز تجاری جامع تفاوت بنیادین دارد؛ چراکه ساخت زیرساختهای فیزیکی تنها بخشی از مسیر است و بازسازی آن شبکه صنعتی و لجستیکی که طی چندیندهه در پیرامون جبلعلی شکل گرفته، بسیار دشوارتر و زمانبرتر است. درهمینراستا، نگاهی به بندر «صلاله» در عمان نشان میدهد ظرفیت خالی و امکانات بندری بهتنهایی تعیینکننده نیست. صلاله اگرچه از ظرفیت اضافی قابلتوجهی برخوردار است، اما فاصله زمینی طولانی تا دبی، عبور از مناطق بیابانی دورافتاده و نبود خط راهآهن باری، مانع از آن میشود که بتواند جایگزینی واقعی و فوری برای جبلعلی باشد. درواقع، ظرفیت فیزیکی یک بندر نمیتواند ضعفهای ساختاری شبکه حملونقل و لجستیک را جبران کند. همین واقعیتها، اهمیت حملات ایران به جبلعلی و ایجاد ناامنی در تنگه هرمز را دوچندان میکند. ضربه واردشده، تنها به ظرفیت تخلیه و بارگیری محدود نمیشود، بلکه درواقع به «قابلیت اطمینان» کل زنجیرهای ضربه زده است که دبی برای تبدیلشدن به قطب تجارت منطقه، تمام تلاش خود را برای ساخت آن بهکار بسته بود. جبلعلی و منطقه آزاد پیرامون آن، بیش از یکپنجم تولید ناخالص داخلی دبی را تأمین میکنند و این بندر بهتنهایی حدود ۳۰درصد از درآمدهای شرکت «دیپی ورلد» (DP World) را خلق میکند؛ بنابراین، هرگونه اختلال طولانیمدت دراینبندر، تنها یک بحران در سطح شرکتهای کشتیرانی نخواهد بود، بلکه بهسرعت به زنجیرهای از بخشهای تولید، انبارداری و خدمات مرتبط با تجارت بینالمللی سرایت خواهد کرد. این دقیقاً همان تناقضی است که جنگ آشکار کرده: دبی بخش اعظم قدرت اقتصادی خود را از تمرکز فعالیتها در یک مرکز بسیار کارآمد بهدست آورده، اما همین «تمرکز»، در زمان بحران به یک نقطهضعف استراتژیک تبدیل شده. سالهاپیش، «جیم کرین»، پژوهشگر اقتصاد و سیاست خلیجفارس، گفته بود: «دبی بدون جبلعلی بیمعناست.» اکنون این واقعیت بیشازهرزمان ملموس است؛ اگر فعالیت جبلعلی برای مدتی طولانی مختل شود، درواقع بخشی از همان مدل اقتصادی که دبی را به یک مرکز تجارت جهانی تبدیل کرد، فرومیپاشد. جنگ آمریکا تنها اقتصاد ایران را هدف نگرفت؛ بلکه آسیبهای گسترده به اقتصادهای کشورهای حاشیه خلیجفارس، بهویژه امارات نیز وارد کرد. سقوط ۹۰درصدی فعالیتهای بندر جبلعلی، صرفاً بهمعنای ازدسترفتن ظرفیت یک بندر نیست؛ بلکه برملاشدن نقاط ضعف و شکنندگی اقتصادی کشوری است که خود را مرکز اقتصاد جهان میپنداشت. جبلعلی اگرچه ازنظر ظرفیت اسمی همچنان یکی از بزرگترین بنادر منطقه است، اما در شرایط بحرانی، ظرفیت اسمی با کارایی واقعی یکی نیست؛ چراکه وقتی امنیت مسیرهای دریایی و تداوم تردد کشتیها زیرسؤال رود، مزیت رقابتی بندر نیز عملاً تضعیف میشود. دبی شاید بتواند فجیره و دیگر مسیرهای جایگزین را توسعه دهد، اما هرگز نمیتواند در کوتاهمدت «اکوسیستم» جبلعلی را منتقل کند. بحران اخیر را نمیتوان صرفاً یک افت موقت در فعالیتهای بندری دانست. این تجربه نشان داد بخشی از اقتصاد دبی همچنان به یک شریان واحد وابسته است؛ که جنگ ثابت کرد بهراحتی قابل اختلال است.