«فارنافرز» رمزگشایی کرد؛
دلایل عملکرد شگفتآور ایران در جنگ
وقتی آمریکا فوریه گذشته بمباران ایران را آغاز کرد، انتظار داشت بهسرعت دولت اینکشور را از پا درآورد. در ۲۴ساعتاول جنگ، نیروهای آمریکایی و صهیونی حدود ۱۰۰۰ هدف را زدند و در ۳۷روزبعد، ۱۲۰۰۰ هدف دیگر را منفجر کردند؛ اما با گذشت بیش از ششماه، دولت ایران نهتنها پابرجاست؛ بلکه ازقبل قویتر هم شده است.
«فارنافرز» در مطلبی نوشت: حملات علیه ایران باوجودآنکه به شهادت جمعی از فرماندهان ارشد نظامی اینکشور منجر شد اما بلافاصله مقامات جایگزین شدند و به واشنگتن و شرکای منطقهای آن ضربه زدند. ایران تنگه هرمز را بست، آنرا تحتکنترل خود درآورد و قیمت انرژی در جهان بالا رفت و اهرم سیاسی تازهای بهدست آورد که همه اینها به نارضایتی بزرگ و شدید مقامات آمریکایی منجر شده است. بهگزارش ایسنا؛ دلایل متعددی وجود دارد که چرا ایران عملکردی شگفتآور داشت. اول، اینکشور مدتها برای حملات آمریکا و اسرائیل برنامهریزی کرده بود، پس آماده بود تا دولت خود را بازسازی کند. همچنین توانست بهرغم محاصره دریایی آمریکا، بهاندازهکافی کالا وارد کند تا اقتصادش فرونپاشد اما یکی از مهمترین عوامل ایناستکه جمهوری اسلامی ایران زرادخانه بزرگی از پهپادها و موشکهای ارزان اما دقیق ساخته. این مهمات حملات علیه ایران را خنثی میکنند و به آن اجازه داده تنگه هرمز را ببندد. بااینکار، ایران اکنون قدرت زیادی از خود نشان داده است. عصر مهمات «انبوه دقیق» یعنی سلاحهای هدایتشونده دقیق، پرحجم و کمهزینه کاملاً آغاز شده. دیگر برای ارتش آمریکا، یا هر ارتش دیگری ممکن نیست صرفاً بااستفادهاز شمار اندکی سلاحهای ممتاز، دشمنان را خیره کند و یک جنگ تمامعیار را ببرد. کشورهای ضعیفتر میتوانند با آتشبار تهاجمی با قدرتهای بزرگتر برابری کنند. قیمت سامانههای رهگیرهای مؤثر هنوز به سطح پهپادها و موشکهای تهاجمی نرسیده است که یعنی دفاع در برابر تسلیحات انبوه نقطهزن بسیار پرهزینه است. بههرحال، ارتشها نمیتوانند جلوی رگبارهایی از پهپادهای تهاجمی شاهد-۱۳۶ بهقیمت ۳۵۰۰۰دلار را با موشکهای پاتریوت ۴میلیوندلاری بگیرند. در جنگ، ممکن است بهنظر برسد دولتهای ثروتمند همیشه از توانایی نظامی جدید سود میبرند؛ اما واقعیت پیچیدهتر از اینهاست. اگر یک سیستم جدید گران باشد، واقعاً بهنفع قدرتهای ثروتمند موجود است اما اگر ارزان باشد و برای پذیرش، تغییرات سازمانی بزرگی طلب کند، کشورهای دیگر میتوانند بههمانسرعت از آن بهره ببرند. درواقع، قدرتمندترین ارتشهای جهان اغلب در برابر تغییرات سازمانی مخرب دشواری دارند زیرا موفقیت پیشین آنها بوروکراسیها و سوگیریهای سازمانی ایجاد کرده که سازگاری را سختتر میکند. درنتیجه، در ادغام تواناییهای جدیدی که نمیتوان آنها را به ساختارهای موجودشان متصل کرد، مشکل دارند. تولید تسلیحات انبوه نقطهزن دقیقاً چنین تواناییای است. قدرتمندترین ارتشهای متعارف حول شمار اندکی سلاح و سکوهای ممتاز و گران مانند موشکهای تاماهاوک و جنگندههای اف-۳۵ سازمان یافتهاند. نیروهای آنها براساس این سیستمها آموزش میبینند و برنامهریزی میکنند؛ بنابراین نمیتوانند بهراحتی با تواناییهای چنین تسلیحاتی سازگار شوند که به آموزش متفاوت و تصورات کاملاً جدیدی از نحوه جنگیدن نیاز دارد. برایمثال: سیستمهای ممتاز کمیاب بوده، پس یگانها باید بسیار مراقب باشند که سیستمها را هدر ندهند و خطر نابودی را بهحداقل برسانند. ایالاتمتحده بهنوبهخود میلیاردهادلار خسارت به ایران وارد کرده است؛ اما بهبهای سوزاندن ذخایر خود از تاماهاوک، موشکهای اسام-6 و دیگر سیستمهای گرانقیمت. درنتیجه، واشنگتن اکنون باید تلاش فراوان کند تا ذخایر خود و شرکای خود در جاهای دیگر، مانند تایوان و اوکراین را دوباره تأمین کند. کشورهای ضعیفتر دیگر از بازی قدرت نظامی حذف نمیشوند. درهمینحال، بهلطف آمادهسازیهای دقیق، تهران توانسته برابر آسیبهای شدید مقاومت کند. در سالهای پیشازجنگ، ایران شبکه وسیعی زیرزمینی از زیرساخت موشکی را در سراسر قلمرو خود ساخت که تاکنون برای نیروهای آمریکایی و صهیونی غیرقابلحذف ثابت شده. ایران نشان داده که کشورهای ضعیفتر دیگر از بازی قدرت نظامی حذف نمیشوند و ایالاتمتحده نیز متوجه شده که کشورهای قویتر در نبردهای بزرگ، برتری تضمینشده ندارند. جنگ ایران نشان داده که تقریباً هر ارتشی میتواند مقادیر زیادی سلاح نقطهزن بخرد که هرکدام دههاهزار دلار هزینه دارند اما دفاع بسیارگرانتر باقی میماند. رهگیرهای قابلاعتماد بسیارکمی زیر ۱میلیوندلار وجود دارند. برای دفع حملات دقیق ایران، واشنگتن مجبور شد حدود ۶۵درصد از رهگیرهای پاتریوت و ۳۵درصد از رهگیرهای تاد خود را استفاده کند و بهترتیب حدود ۱۰۰۰ و ۲۵۰ از هرنوع برایش باقی ماند. شرکای اینکشور در خاورمیانه نیز در حال تمام کردن پدافند هوایی خود هستند. برای ایالاتمتحده، این چالش اجتنابناپذیر بود. تمرکز انحصاری بر سامانههای پیشرفته و پیچیده از زمان پایان جنگ سرد، رویکرد دفاعی اینکشور را تحتتأثیر قرار داد و موجب تأکید بر سامانههای ضدموشکی شد که برای مقابله با حملات موشکهای پیشرفته بالستیک و کروز طراحی شده بودند. درهمینحال، سیاستگذاران تصور میکردند جنگها کوتاهمدت خواهند بود؛ پس بر طراحی سامانههای دفاعی با قابلیت مقیاسپذیری آسان تمرکز نکردند. اکنون، واشنگتن و دیگر دولتها درتلاشاند تا سیستمهای ارزانتری را ارائه دهند و فناوریهایی مانند سلاحهای هدایتشده و سیستمهای ماکروویو پرقدرت را آزمایش میکنند که میتوانند پهپادهای مهاجم را نابود کنند. آنها بهدنبال سیستمهای رهگیری هستند که برای نابودی آنها، بهسادگی باید به پهپادها نزدیک شوند و منفجر شوند، نهاینکه مستقیماً با آنها تماس برقرار کنند. بازار بینالمللی شروع به حرکت کرده است؛ اوکراین درحالساخت پهپادهای رهگیری است که هرکدام فقط ۱۴۰۰دلار قیمت دارند و استارتآپهای اروپایی و حوزه خلیجفارس نیز درحالساخت رهگیرهای ارزانتر هستند؛ اما بهنظر نمیرسد هیچیکاز سیستمها اکنون آماده مقیاسپذیری باشند. جنگ علیه ایران تواناییهای آمریکایی را نیز برجسته کرده که باید در عصر جدید جنگ مفید باشند. در چندسالگذشته، هوش مصنوعی که اطلاعات را از بسیاری منابع جمع و پیشنهادهای هدفگیری را برای فرماندهان آماده میکند، بخش ضروری درگیری شده و به ایالاتمتحده مزیت داده؛ اما همین فناوری هوش مصنوعی اشکالات خود را دارد و بهآسانی نمیشود به آن وابسته شد. جنگ آمریکایی- اسرائیلی علیه ایران نشان میدهد که عصر تسلیحات انبوه نقطهزن اینجاست. تهران نشان داده است کشورهای کمقدرتتر چگونه میتوانند قدرتهای بزرگتر را در میدان نبرد مدرن زمینگیر کنند. کشورهای قدرتمندتر نیز استراتژیهای تهاجمی را که به چنین تسلیحات انبوه نقطهزن وابستهاند در بهکار خواهند گرفت، چون هزینه دفاع در برابر مهمات ارزان همچنان بیشتر از هزینه حمله با آنهاست. همانطورکه جهان این درس را میآموزد، ایالاتمتحده نیز باید این درس را بیاموزد. اتکای اینکشور به سلاحهای نفیس، گرانقیمت و دشوار برای تولید، دیگر برای پیروزی در جنگها و محافظت از متحدان کافی نیست؛ بهویژه باتوجهبهاینکه ایالاتمتحده درحالکاهش ذخایر موشکی موردنیاز برای بازدارندگی چین و دیگران است. در حالت ایدئال، واشنگتن شروع به افزایش دقیق حجم سلاحها، سرمایهگذاری سنگین در دفاع کمهزینه و ازهمهمهمتر، تطبیق ساختارهای سازمانی خود برای استفاده مؤثر از این ابزارها میکند. مقامات نظامی آمریکا که به جنگیدن فقط با سیستمهای نفیس عادت دارند، ممکن است برای پذیرش این تغییر موردنیاز مشکل داشته باشند؛ بهویژه اگر بودجه نظامی کاهش یابد که میتواند بهراحتی واشنگتن را به اولویتبندی قابلیت قدیمیتر و اثباتشده، صرفنظر از محدودیتهای آنها، سوق دهد و حتی اگر پنتاگون شروع به ایجاد تغییرات کند، اینکشور به فرماندهان نظامی بااستعداد و مقامات ارشد غیرنظامی نیاز دارد تا بهاندازهکافی در قدرت بمانند تا نوآوریها را بهپیش ببرند. درحالحاضر، پنتاگون بهسرعت درحالتغییر از هردونوع رهبر است. آمریکاییها باید امیدوار باشند که واشنگتن راهی به جلو پیدا کند. نوآوریهای جدید، حداقل برای حالحاضر، شکاف نظامی بین دولتهای ثروتمند و فقیر را درزمینه تواناییهای تهاجمی بستهاند. اگر آمریکا میخواهد برتری نظامی خویش را حفظ کند، چارهای ندارد جزاینکه تسلیحات انبوه نقطهزن با بهکار بگیرد و دست از رفتاری که جنگ سرد تازه بهپایان رسیده، بردارد.