• شماره 3740 -
  • 1405 چهارشنبه 8 مهر

جشن ۲۹‌سالگی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران

فرزاد جمشیددانایی مراسم بیست‌ونهمین سالگرد تأسیس انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، جمعه ۳ مهرماه ۱۴۰۵ سال‌جاری، با حضور استاد بیژن جناب، دکتر سجاد باغبان ماهر و دکتر وحید آگاه، پیشکسوتان، اعضای انجمن و علاقه‌مندان به طراحی گرافیک و با میزبانی دکتر حامد بیدی در سالن استاد «جلیل شهناز (خانه هنرمندان ایران)» برگزار شد. بخش اصلی نیز به نشست تخصصی «طراحی در شرایط بحران» اختصاص داشت؛ که در آن، ‌وضعیت حرفه طراحی گرافیک درمواجهه‌با بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، حقوقی و فناورانه موردبررسی قرار گرفت.

در آغاز مراسم، محمد اردلانی (دبیر رویداد و مسئول ارتباطات و رسانه انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران) بااشاره‌به سال‌ها نقد و پیگیری مسائل انجمن، از اعضای هیئت‌مدیره‌ها، مشاوران، مسئولان و فعالان کمیته‌های ادوار مختلف انجمن قدردانی و عنوان کرد: با وجود سال‌ها نقادی خود نسبت به مسائل انجمن، شهادت می‌دهم که اعضای هیئت‌مدیره‌ها، مشاوران، مسئولان و فعالان کمیته‌های تمام دوران‌ انجمن، خیرخواه‌ترین افراد برای انجمن بوده‌اند و بیش از هرفردی، داشته‌های خود را برای بقا و فعال‌ماندن این انجمن گذاشته‌اند. با وجود محدودیت زمان و امکانات برای برگزاری این‌رویداد، با اشتیاق مسئولیت آن‌را پذیرفتم تا این‌بار تنها در راه سپاسگزاری گامی بردارم. درادامه، پنل تخصصی «طراحی در شرایط بحران» با حضور استاد بیژن جناب، دکتر سجاد باغبان ماهر و دکتر وحید آگاه و با میزبانی دکتر حامد بیدی برگزار شد. بیدی (میزبان نشست) در مقدمه خود بحران‌های امروز جامعه را چندلایه دانست و راجع به تأثیر هم‌زمان جنگ، اعتراضات اجتماعی، مشکلات اقتصادی، ناترازی انرژی، قطعی اینترنت و گسترش هوش مصنوعی بر حرفه طراحی گرافیک گفت: در روزگاری که جامعه ما با بحران‌های پیوسته و متعددی روبه‌روست، برگزاری نشستی باعنوان «طراحی در شرایط بحران» تنها یک مناسبت تقویمی نیست؛ ضرورتی حرفه‌ای است. بحران امروز چندلایه است: ازیک‌سو جنگی که پایان نیافته و همچنان صداهای انفجار از جنوب کشور شنیده می‌شود؛ ازسوی‌دیگر اعتراضات مردمی و پیامدهایش؛ و در لایه سوم، وضعیت اقتصادی نگران‌کننده، ناترازی انرژی، قطعی اینترنت و پدیده هوش مصنوعی که مناسبات حرفه‌ای را در سراسر جهان دگرگون می‌کند. او درادامه، جایگاه طراح گرافیک را در نقطه تلاقی شهروندی، حرفه و مسئولیت صنفی توصیف و عنوان کرد: طراح گرافیک امروز در نقطه تلاقی همه این بحران‌ها ایستاده است: هم به‌عنوان شهروند، هم به‌عنوان حرفه‌ای که مسئولیت انتقال پیام جامعه را بر دوش دارد و هم به‌عنوان عضوی از یک صنف که آسیب‌های اقتصادی و حقوقی مستقیماً معیشت او را تهدید می‌کند. این‌نشست، طرح مبحثی است برای اندیشیدن، نوشتن و گفت‌وگو؛ نه جمع‌بندی نهایی. در اولین بخش نشست، استاد جناب باتکیه‌بر تجربه فعالیت حرفه‌ای خود از سال‌های جنگ هشت‌ساله، شرایط آن‌دوره را با بحران‌ کنونی مقایسه کرد و اظهار داشت: من در سال ۱۳۶۳، در اوج جنگ هشت‌ساله، فعالیت دفتر خود را آغاز کردم. مقایسه آن‌دوران با بحران کنونی از چند جهت آموزنده است. بحران جنگ هشت‌ساله برای ما سنگین‌تر از بحران امروز بود، زیرا آن‌را تجربه نکرده بودیم و نمی‌دانستیم چگونه باید با آن روبه‌رو شویم. بحران، هنگامی‌که تازه باشد، ریشه در بی‌نظمی و فقدان مدیریت دارد و هماهنگ‌کردن بی‌نظمی در ساختار حرفه‌ای، کاری دشوار است؛ اما در بحران کنونی، به‌سبب تجربه انباشته، مدیریت تیم طراحی و کنترل شرایط برایم آسان‌تر بوده. این تفاوت، گواهی است بر اینکه تجربه بحران، سرمایه‌ای حرفه‌ای است. وی سرعت انتقال پیام را یک از مهم‌ترین کارکردهای طراحی گرافیک در تلقی و خاطرنشان کرد: اولین و مهم‌ترین کارکرد طراح گرافیک در بحران جنگی، سرعت انتقال پیام به جامعه است. در جنگ هشت‌ساله، این انتقال از مسیر رسانه‌های محدود و تحت‌کنترل انجام می‌شد و طراح با محدودیت‌های گسترده وزارت ارشاد و نشریات روبه‌رو بود. امروز، اگرچه ابزار دیجیتال سرعت را افزایش داده اما محدودیت‌های تازه مانند قطعی اینترنت و سانسور پدید آمده. این طراح گرافیک از لزوم وفاداری طراحان به نشانه‌های فرهنگی و ملی جامعه خود گفت: موضوع روز باید با بیشترین سرعت به جامعه برسد. طراح باید به نشانه‌های فرهنگی و ملی جامعه خود وفادار بماند و در بحران، تنها یک مجری سفارش نیست؛ او مسئولیت اجتماعی سنگینی بر دوش دارد. در جنگ هشت‌ساله، دفتر ما با دو بحران هم‌زمان روبه‌رو بود: رسانه‌ای و اقتصادی. صنایع تولیدی که مشتریان اصلی ما بودند، خود در بحران بودند. ما ناچار شدیم به‌سمت بخش‌های صنعتی و تولیدی برویم که نیاز واقعی‌تری به طراحی داشتند و درآن‌فضا آزادی عمل بیشتری وجود داشت. این تجربه نشان می‌دهد در بحران، طراح باید مشتریان و بازار خود را بازتعریف کند. جناب، تجربه استفاده خود از هوش مصنوعی در طراحی یک پروژه را بدین‌صورت شرح داد: شخصاً به هوش مصنوعی خوش‌بینم و از اولین کسانی بودم که در دانشگاه تهران کلاس گرافیک کامپیوتری برگزار کردم؛ تجربه‌ای که با مقاومت شدید اساتید آن‌زمان روبه‌رو و کلاس تعطیل شد؛ اما امروز همان ابزار، بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه است. در پروژه‌ای بزرگ که اخیراً انجام دادیم، ناچار شدیم از هوش مصنوعی استفاده کنیم. نتیجه بسیارموفق بود و مشتری نیز از این انتخاب خشنود شد. بااین‌حال، نگران آینده حرفه در سایه هوش مصنوعی هستم. کار با هوش مصنوعی خود دانش و فرهنگ خاصی می‌طلبد و طراحان باید این مهارت را جدی بگیرند. آنچه اهمیت دارد این‌است‌که هوش مصنوعی جای طراح را نمی‌گیرد بلکه طراحانی که با آن کار نمی‌کنند، جای خود را از دست می‌دهند. با پایان سخنان جناب، دکتر سجاد باغبان ماهر (پژوهشگر اقتصاد هنر) به‌عنوان سخنران بعدی پشت تریبون قرار گرفت و گفت: به‌عقیده من، کلیدواژه اصلی این‌روزها «تاب‌آوری» است. در بحران، برنده کسی است که تاب‌آوری بیشتری نشان دهد؛ چه در سطح کلان، مانند جنگ و رقابت‌های بین‌المللی و چه در سطح خرد، مانند مبارزه طبقه متوسط برای حفظ خود. این مفهوم در حوزه هنرهای تجسمی نیز مصداق روشنی دارد. این پژوهشگر هنری، دوران رونق هنر مدرن و معاصر ایران را این‌گونه تشریح کرد: هنر مدرن و معاصر ایران دو دوره رونق را تجربه کرده. دوره نخست، در 15‌سال منتهی به انقلاب، رونق خود را از ساختار متمرکز قدرت در دربار می‌گرفت. با فروپاشی آن ساختار در ۱۳۵۷، نیروگاهی که به صحنه هنر انرژی می‌داد خاموش شد و دوره رکود بزرگی آغاز گردید. دوره دوم رونق، از نیمه دهه ۱۳۸۰ شکل گرفت اما این‌بار با تکثر حامیان و نه حضور یک حامی مرکزی. به‌تعبیری، به‌جای یک نیروگاه، اکنون صدها پنل خورشیدی بر پشت‌بام‌ها پراکنده است. همین تکثر، تاب‌آوری بیشتری ایجاد کرده. باغبان ماهر بااشاره‌به ماهیت انفرادی خلق هنر عنوان کرد: در10/15‌سال گذشته، ما در وجوه مختلف در بحران بوده‌ایم: کرونا، بحران‌ اجتماعی، تحریم و جنگ. بااین‌حال، فضای هنرهای تجسمی تاب‌آوری قابل‌توجهی از خود نشان داده. در دوره کرونا، اگرچه گالری‌ها فعالیت خود را کاهش دادند اما خلق هنرمندان متوقف نشد؛ زیرا ماهیت کار هنری، بیش‌ازآنکه کارفرمایی باشد، انفرادی است. هنرمندان کانال‌های ارتباطی جدیدی با مخاطبان خود یافتند ازجمله فضای مجازی و نوعی رونق در دل بحران شکل گرفت. او بااشاره‌به مفهوم «مراقبت از قیمت» در بازار هنر اشاره و اظهار کرد: در متون کلاسیک اقتصاد هنر، اصلی وجود دارد به‌نام «مراقبت از قیمت». وظیفه گالری‌دار، حفظ سطح قیمت هنرمند است؛ اگر اثری به‌مبلغ مشخص فروخته شد، فروش بعدی نباید کمترازآن باشد. تابوی کاهش قیمت در بازار هنر، حتی در بحران نیز تاحدزیادی حفظ می‌شود؛ اما در سطوح میانی و پایین‌تر؛ به‌ویژه در حوزه طراحی، این مراقبت کمتر دیده می‌شود و شکستن نرخ، خود به چالشی جدی تبدیل شده. وی با ارجاع به تفاوت ساختاری بازار طراحی گرافیک با هنرهای تجسمی، سخنانش را این‌گونه پایان داد: در هنرهای تجسمی، مشتری اغلب دنبال «امضا» هنرمند است؛ اگر مجموعه‌داری خواهان اثری از استاد تناولی باشد، حاضر نیست به‌جای‌آن، اثری مشابه از هنرمندی جوان‌تر با یک‌دهم قیمت بخرد؛ اما در طراحی گرافیک، احتمال آنکه مشتری به‌سبب قیمت پایین‌تر، به طراح جوان‌تر روی آورد، بیشتر است. این تفاوت ساختاری، آسیب‌پذیری طراحان را در بحران افزایش می‌دهد. در بخش آخر نشست، دکتر وحید آگاه (حقوقدان و پژوهشگر حوزه فرهنگ‌وهنر) به ابعاد حقوقی فعالیت طراحان در شرایط بحران پرداخت و گفت: به‌نظرم، تهدید اصلی فراروی طراحان، نه جنگ و نه تحریم؛ بلکه هوش مصنوعی است. جنگ دراین‌کشور همیشه وجود داشته و تحریم‌ها نیز از پس‌ازانقلاب همواره کم‌وزیاد شده‌؛ اما هوش مصنوعی پدیده‌ای نوظهور است که با سرعتی شتابان مناسبات حرفه‌ای را دگرگون می‌کند. امروز بخش بزرگی از بیلبوردها و تبلیغات شهری با هوش مصنوعی تولید می‌شود. دولت فقیر و نهادهای عمومی، به‌جای پرداخت حق‌الزحمه واقعی به طراح، ترجیح می‌دهند با یک اپراتور و چند نرم‌افزار، همان‌کار را با هزینه ناچیز انجام دهند. آگاه بااشاره‌به قانون ملی توسعه هوش مصنوعی، باتأکیدبر ضرورت مطالبه‌گری صنفی در برابر پیامدهای این فناوری عنوان کرد: قانون ملی توسعه هوش مصنوعی در ۲۸ مرداد امسال تصویب شده؛ قانونی مفصل که آیین‌نامه‌ها و مقررات متعددی از دل آن بیرون خواهد آمد. تجربه توسعه الکترونیک در ایران نشان می‌دهد که دولت، به‌سبب محدودیت منابع، از هر ابزاری که هزینه نیروی انسانی را کاهش دهد استقبال می‌کند. در حرفه وکالت نیز پیش‌بینی می‌شود تا 20‌سال‌آینده، بیش از نیمی از وکلا بیکار شوند؛ زیرا هوش مصنوعی در نگارش لوایح و حتی صدور آرا به‌سرعت جایگزین می‌شود. طراحان گرافیک نیز از این قاعده مستثنا نیستند. راهبرد مقاومت، مطالبه‌گری از نهادهای عمومی و سازمان‌های صنفی است تا استفاده بی‌ترمز از هوش مصنوعی، به‌قیمت نابودی سرمایه انسانی تمام نشود. آگاه، این‌گونه بر لزوم گسترش دامنه فعالیت طراحان و ارتباط آنان با مخاطبان عمومی تأکید کرد: جامعه طراحان گرافیک، جامعه‌ای فرهیخته است. ما می‌توانیم بدون مجسمه و بدون نقاشی زندگی کنیم اما بدون گرافیک نمی‌توانیم؛ زیرا در تمام ابعاد زندگی، ارتباطات بصری حضور دارد. در وضعیت بحرانی کنونی، طراحان باید از حوزه نخبگی به‌سمت عمومی‌شدن حرکت کنند. نمونه آن، طراحی امضای شخصی است که در فضای مجازی رواج یافته و می‌تواند به بازار جدید برای طراحان تبدیل شود. این‌مسیر، نیازمند بازتعریف خدمات و گسترش دامنه مخاطبان است.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه