• شماره 3743 -
  • 1405 يکشنبه 12 مهر

نسخه آرام‌سازی بازار ارز در شرایط جنگی چیست؟

بازار ارز در روزهای اخیر یکی از پرتنش‌ترین مقاطع خود را پشت‌سر گذاشته. دلار آزاد این‌روزها در محدوده 250‌هزارتومان معامله می‌شود؛ سطحی که عبور از آن برای افکارعمومی بیش‌ازآنکه صرفاً رکورد قیمتی باشد، یادآور فشار سنگینی است که افزایش نرخ ارز می‌تواند بر هزینه زندگی، قیمت کالاها و تصمیم‌های اقتصادی خانوارها و بنگاه‌ها وارد کند. به‌گزارش تسنیم؛ در شرایط عادی، چنین جهشی را می‌توان با مجموعه‌ای از متغیرهای اقتصادی و انتظارات بازار بررسی کرد، اما اقتصاد ایران اکنون در شرایط عادی قرار ندارد. کشور با فشار ناشی از جنگ، نااطمینانی‌ سیاسی و محدودیت‌های خارجی مواجه و طبیعی است که درچنین‌وضعیتی بازار ارز بیش‌ازگذشته به اخبار و چشم‌انداز آینده واکنش نشان دهد؛ پس تحلیل افزایش اخیر دلار بدون‌درنظرگرفتن شرایط ویژه اقتصاد کشور، تصویری کامل به‌دست نمی‌دهد؛ بااین‌حال، شرایط خاص کشور به‌این‌معنانیست‌که بازار ارز را نمی‌توان مدیریت کرد. اتفاقاً در دوره‌های پرریسک، اهمیت سیاست‌گذاری پولی و ارزی بیشتر می‌شود؛ زیرا بخشی از نوسانات بازار نه از تغییر واقعی درآمدهای ارزی؛ بلکه از تغییر انتظارات مردم و فعالان اقتصادی ناشی می‌شود.

برای فهم وضعیت امروز بازار ارز، شاید بهتر باشد به‌جای تمرکز روی خود عدد 250‌هزارتومان، رفتار بازار را بررسی کنیم. آنچه در هفته‌های اخیر دیده شده، افزایش تقاضا برای دارایی‌هایی است که مردم آن‌ها را در برابر کاهش قدرت خرید ریال مقاوم‌تر می‌دانند، دلار و طلا درچنین‌شرایطی فقط ابزار معامله نیستند؛ برای بخشی از جامعه به ابزار حفظ ارزش دارایی تبدیل می‌شوند. این‌موضوع در دوره‌های تورمی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. وقتی خانوار یا بنگاه انتظار افزایش قیمت‌ها را داشته باشد، نگهداری نقدینگی ریالی برایش هزینه فرصت بیشتری پیدا می‌کند، درنتیجه ممکن است بخشی از منابع خود را به ارز، طلا یا سایر دارایی‌ها منتقل کند، این رفتار الزاماً به‌معنای فعالیت سفته‌بازانه نیست؛ در بسیاری‌ازموارد واکنشی طبیعی به افزایش نااطمینانی درباره آینده قدرت خرید پول است. به‌همین‌دلیل در مقاطع حساس، بازار ارز می‌تواند با سرعتی بیشتر از تغییرات واقعی متغیرهای اقتصادی حرکت کند. انتظارات جلوتر از واقعیت حرکت می‌کنند و قیمت امروز، بخشی از نگرانی درباره فردا را در خود جای می‌دهد. در شرایط جنگی، بازار ارز طبیعتاً نسبت‌به‌گذشته حساس‌تر می‌شود، هر خبری درباره مسیر درگیری، تجارت خارجی، درآمدهای ارزی، صادرات نفت، نقل‌وانتقال منابع و روابط خارجی کشور می‌تواند بر انتظارات فعالان اقتصادی اثر بگذارد. این اثر الزاماً به‌معنای تغییر فوری در عرضه‌وتقاضای واقعی دلار نیست. گاهی صرفاً احتمال وقوع یک اتفاق آینده باعث می‌شود رفتار اقتصادی امروز تغییر کند. واردکننده ممکن است خرید ارز خود را جلو بیندازد، صادرکننده ممکن است در عرضه ارز محتاط‌تر شود و خانوار نیز ممکن است بخشی از پس‌انداز خود را به دارایی‌های دیگر منتقل کند. در چنین بازاری، حتی اگر مقدار واقعی ارز موجود در اقتصاد تغییر چندانی نکرده، ترس از کمبود آینده می‌تواند تقاضای امروز را افزایش دهد. همین‌ یکی از دلایلی است که سیاست‌گذار باید در دوره جنگ، مدیریت انتظارات را کنار مدیریت واقعی منابع ارزی جدی بگیرد. هم‌زمان با افزایش نرخ دلار آزاد، نرخ دلار در بازار رسمی نیز افزایش یافته است. گزارش‌های امروز نرخ دلار توافقی را در محدوده 173‌هزارتومان نشان می‌دهند. وجود فاصله قابل‌توجه میان این دو نرخ، یکی از مسائلی است که در شرایط فعلی نیازمند توجه جدی است، البته در شرایط تحریمی و جنگی نمی‌توان انتظار داشت تمام نرخ‌ها بلافاصله به یک نقطه برسند. نرخ‌های مختلف ممکن است برای نیازهای متفاوت اقتصادی طراحی شده باشند و سیاست‌گذار نیز باید از ارز ترجیحی یا حمایتی برای برخی کالاهای ضروری محافظت کند؛ اما هرچه فاصله میان نرخ‌های رسمی و بازار آزاد بزرگ‌تر شود، پیچیدگی بازار افزایش پیدا می‌کند. فعال اقتصادی نمی‌داند نرخ واقعی مبنای تصمیم‌گیری خود را کدام عدد قرار دهد و بخشی از تقاضا نیز ممکن است به‌سمت بازار غیررسمی هدایت شود. راه‌حل دراین‌مقطع، یکسان‌سازی شوک‌آور نرخ‌ها نیست، آنچه می‌تواند به ثبات کمک کند، کاهش تدریجی شکاف نرخ‌ها، همراه با افزایش عرضه ارز تجاری و شفاف‌تر شدن قواعد بازار است. مهم‌ترین نکته این‌است‌که بانک مرکزی در شرایط فعلی نباید صرفاً به‌دنبال پایین‌آوردن یک عدد مشخص روی تابلو باشد، هدف اصلی باید آرام‌کردن بازار و جلوگیری از شکل‌گیری یک موج پایدار انتظاری باشد. برای این‌کار، نخستین ابزار همچنان عرضه ارز است، اما عرضه ارز باید هدفمند باشد. منابع محدود ارزی باید تاحدامکان برای تأمین نیازهای ضروری اقتصاد، مواداولیه، کالاهای اساسی و نیازهای تجاری واقعی به‌کار گرفته شود و درعین‌حال بازارساز در زمان‌هایی که تقاضای هیجانی افزایش پیدا می‌کند، توان مداخله مؤثر خود را نشان دهد. نکته مهم این‌است‌که بازار باید بداند بانک مرکزی برنامه دارد. اگر فعالان اقتصادی مطمئن باشند که برای نیازهای واقعی ارز وجود دارد و در مقاطع التهاب نیز بازارساز می‌تواند از بازار حمایت کند، بخشی از تقاضای احتیاطی خودبه‌خود کاهش پیدا می‌کند، دراینجا اعتماد به سیاست‌گذار بخشی از ذخیره ارزی محسوب می‌شود. اگر بانک مرکزی ازیک‌طرف برای آرام‌کردن بازار ارز مداخله کند اما ازطرف‌دیگر رشد نقدینگی و ناترازی بانک‌ها ادامه پیدا کند، فشار ارزی دیر یا زود دوباره ظاهر خواهد شد. این‌بدان‌معنانیست‌که می‌توان در شرایط جنگی سیاست پولی بسیار سخت‌گیرانه‌ای اعمال کرد، اقتصاد درچنین‌شرایطی به نقدینگی برای ادامه فعالیت، پرداخت دستمزدها، تأمین مواداولیه و حفظ زنجیره تولید نیاز دارد. مسئله، تفکیک میان نقدینگی موردنیاز اقتصاد واقعی و خلق پول غیرمولد است. بانک مرکزی باید تاحدامکان منابع بانکی را به‌سمت تولید، تجارت ضروری و فعالیت‌هایی هدایت کند که به حفظ ظرفیت اقتصادی کشور کمک می‌کنند و درمقابل، رشد اعتبارات غیرمولد و فعالیت‌هایی که صرفاً تقاضای دارایی ایجاد می‌کنند، کنترل شود، این سیاست درظاهر ارتباط مستقیمی با دلار ندارد، اما درواقع یکی از پایه‌های ثبات بازار ارز است. درشرایطی‌که عرضه ارز محدود است، فقط افزایش عرضه راه‌حل نیست، مدیریت تقاضا نیز اهمیت دارد. بانک مرکزی و دستگاه‌های اقتصادی می‌توانند بررسی کنند که چه‌میزان از تقاضای بازار مربوط به نیازهای واقعی تجارت خارجی است و چه‌میزان از تقاضا ناشی از نگرانی درباره آینده است، هراندازه نیازهای واقعی بتواند از مسیرهای رسمی و با سرعت بیشتری تأمین شود، فشار کمتری به بازار آزاد وارد خواهد شد. تسهیل بازگشت ارز صادراتی نیز دراین‌میان اهمیت زیادی دارد. صادرکننده باید انگیزه کافی برای عرضه ارز خود داشته باشد و فرآیندهای بازگشت ارز تاحدامکان ساده، روشن و قابل‌پیش‌بینی باشد. در شرایط خاص امروز، سیاست ارزی موفق سیاستی نیست که صرفاً صادرکننده را تحت‌فشار قرار دهد؛ سیاستی است که هم‌زمان انگیزه عرضه ارز و اعتماد به قواعد بازار را افزایش دهد. در شرایط جنگی، شایعه می‌تواند اثر اقتصادی بسیاربیشتری از گذشته داشته باشد. وقتی مردم نمی‌دانند وضعیت منابع ارزی چگونه است، درآمدهای ارزی کشور چه‌میزان است، عرضه بازارساز چقدر خواهد بود یا سیاست‌گذار در برابر نوسان‌های شدید چه برنامه‌ای دارد، اطلاعات غیررسمی می‌تواند رفتار بازار را تحت‌تأثیر قرار دهد. به‌همین‌دلیل بانک مرکزی باید ارتباط خود با بازار را تقویت کند. انتشار منظم اطلاعات درباره وضعیت عرضه ارز، نیازهای تجاری، بازگشت ارز صادراتی و سیاست‌های بازارساز می‌تواند از شدت نااطمینانی بکاهد. دراین‌مقطع لازم نیست بانک مرکزی هرروز یک نرخ هدف اعلام کند، اتفاقاً بهتر است به‌جای دفاع از یک عدد خاص، چارچوب سیاست ارزی را برای مردم و فعالان اقتصادی روشن کند. بازار باید بداند سیاست‌گذار چه‌چیزی را دنبال می‌کند و در برابر چه‌نوع نوسانی مداخله خواهد کرد. درنهایت، شاید مهم‌ترین کاری‌که سیاست‌گذار دراین‌مقطع می‌تواند انجام دهد، مدیریت انتظارات باشد. دلار زمانی می‌تواند از مسیر صعودی فاصله بگیرد که فعال اقتصادی احساس کند نیازی نیست برای حفظ ارزش پول خود هرروز زودتر از روز قبل وارد بازار ارز شود. برای رسیدن به‌این‌نقطه (مدیریت و آرام‌کردن انتظارات)، مجموعه‌ای از اقدامات باید هم‌زمان انجام شود: عرضه منظم ارز، تأمین به‌موقع نیازهای تجاری، کنترل نقدینگی، مدیریت ناترازی بانک‌ها، کاهش تدریجی شکاف نرخ‌ها و اطلاع‌رسانی شفاف، این‌مجموعه اقدامات به‌مراتب مؤثرتر از مداخله‌های مقطعی است. عبور دلار از 250هزارتومان را نمی‌توان اتفاق کوچکی دانست، افزایش نرخ ارز درنهایت خود را در هزینه واردات، قیمت مواداولیه، هزینه تولید و قدرت خرید خانوار نشان می‌دهد و به‌همین‌دلیل طبیعی است که این‌وضعیت برای جامعه نگران‌کننده باشد؛ اما در شرایط فعلی، نگاه به بازار ارز نباید صرفاً با نگرانی همراه باشد، همین مقطع می‌تواند فرصتی برای بازتنظیم سیاست ارزی و پولی باشد؛ فرصتی برای‌اینکه بانک مرکزی میان «ثبات بازار» و «واقعیت‌های اقتصاد» تعادل دقیق‌تری ایجاد کند. هدف سیاست‌گذار الزاماً نباید پایین‌آوردن فوری دلار از یک عدد مشخص باشد، هدف مهم‌تر، جلوگیری از تبدیل نوسان فعلی به یک روند فرسایشی و ایجاد شرایطی است که بازار بتواند دوباره برمبنای اطلاعات واقعی اقتصاد تصمیم بگیرد، نه براساس شایعه و نگرانی. در شرایط جنگی، اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد، آرامش بازار البته با دستور و اعلامیه ایجاد نمی‌شود؛ با عرضه قابل‌اتکا، سیاست روشن، مدیریت نقدینگی، تأمین نیازهای واقعی اقتصاد و مهم‌تر، ایجاد اطمینان نسبت به فردای اقتصاد ساخته می‌شود. دلار 250هزارتومانی را نمی‌توان نادیده گرفت، اما می‌توان از آن به‌عنوان یک علامت استفاده کرد؛ علامتی برای‌اینکه سیاست‌گذار در همین نقطه، مجموعه سیاست‌های ارزی و پولی خود را بازتنظیم کند و اجازه ندهد فشارهای ناشی از شرایط جنگی، به یک چرخه ماندگار از افزایش انتظارات تورمی و تقاضای ارز تبدیل شود. درچنین‌شرایطی، نسخه اقتصاد نه انکار واقعیت است و نه ایجاد هراس؛ نسخه اقتصاد، مدیریت آرام و دقیق منابع، حفظ اعتماد و رساندن این پیام روشن به جامعه است که بازار ارز رها نشده و برای روزهای دشوار، برنامه وجود دارد.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه