• شماره 3745 -
  • 1405 سه‌شنبه 14 مهر

یادداشت

نگاهی تحلیلی به جایگاه «عقلانیت» در مشاوره و هدایت نسل جوان

سجاد محمدی*

در فضای آموزشی امروز، بسیار می‌بینیم که والدین و مربیان باوجود اجرای دقیق و «منطقی» تمام توصیه‌ها، به نتیجه دلخواه نمی‌رسند. علت این ناکامی را باید در خلط دو مفهوم بنیادی جست‌وجو کرد: «آموزش» و «تربیت». چنان‌که دکتر سجاد محمدی در جلسات مشاوره تحصیلی و شناختی مطرح می‌کند، آموزش فرآیندی منطقی است که صرفاً به‌دنبال «درست و غلط» می‌گردد، اما تربیت رویکردی عاقلانه است که هدف اصلی آن «اثربخشی» و سنجش «مؤثر یا نامؤثر بودن» رفتارهاست. هر اقدام منطقی لزوماً مؤثر نیست و غفلت از این مرز باریک، روانِ دانش‌آموز را فرسوده می‌سازد. نظام تربیتیِ اثرگذار، بیش از آنکه به‌دنبال ثبت رتبه‌های ویترینی و بنرهای تبلیغاتی باشد، به ظرفیت‌سازی، حفظ تعادل و تقویت سرمایه‌های روان‌شناختی می‌اندیشد. دانش‌آموزی که در کنار تلاش درسی، آرامش خانوادگی و خودکارآمدی را حفظ می‌کند، درواقع معنای حقیقی موفقیت را درک کرده است. در دنیای پرشتاب امروز، آنچه دانش‌آموز را از سقوط در چاهِ فرسودگی یا اضطراب نجات می‌دهد، نه‌تنها تکرارِ روتینِ یادگیری، بلکه توانایی مدیریت هیجان در لحظات بحرانی است. ازاین‌رو، انسان‌ها درمواجهه‌با چالش‌ها به چهار گروه «واکنشی»، «جواب‌گونه»، «پاسخ‌محور» و «اهل فرار» تقسیم می‌شوند. گروه «واکنشی»، تحت سلطه تکانه‌های آنی و هیجانات ناگهانی هستند و درگرو «جواب‌گویی» (بدون تحلیل)، تنها به‌دنبال تخلیه فشار روانی‌اند؛ اما گروه «اهل فرار»، با رویکردی گریزپا، از مواجهه با واقعیت می‌گریزند. الگوی تربیتی مطلوب، گذر از رفتارهای غریزی و واکنشی و دست‌یابی به شخصیت «پاسخ‌محور» است؛ شخصیتی که بر پایه فکر، معنویت و ارزش‌های درونی تصمیم می‌گیرد. این شخصیت، میان «محرک» و «عمل» خود فضایی برای تأمل ایجاد می‌کند؛ فضایی که در آن، فرد نه برده‌ی شرایط، بلکه معمارِ واکنش‌های خویش است. برای رسیدن به این نقطه، چهار شاه‌کلید تربیتی گره‌گشاست: «همراهی» در مسیر نیازها، «مهربانی»، «اعتماد» و «پیگیری هوشمندانه». دراین‌میان، تمایز میان «پیگیری» و «کنترل‌گری» بسیار حیاتی است. کنترل‌گری، نوعی سلطه‌گریِ آنی، پلیسی و تربیت است که با ایجاد ترس، بلوغ را متوقف می‌کند و فرد را به موجودی مطیع اما بی‌اراده تبدیل می‌سازد. در مقابل، پیگیریِ همراه با فاصله، به‌جای آنکه حریم فردی را بشکند، فرصتِ اندیشه و اصلاح را به او می‌دهد. پیگیریِ اصیل، بر پایه مشاهده و درکِ ریشه‌های رفتار است، نه بر پایه اعمال فشار و تهدید. درنهایت، هدف از مشاوره این‌است‌که فرد و خانواده خود متفکر و مشاور خویش شوند؛ چراکه مشاور همیشه در خلوت یا سر جلسه آزمون همراه انسان نیست. اگر یاد بگیریم که در تحلیل مسیر (از آزمون‌های زندگی گرفته تا کنکور) به‌جای سرزنش، بر «علت‌شناختیِ درست و غلط‌ها» تمرکز کنیم و غفلت‌های تکراری را کاهش دهیم، زندگی را نه بر پایه منطق خشک و ریاضی‌وار، بلکه براساس عقلانیت تربیتی پیش خواهیم برد. هدف نهایی، ساختن انسانی است که حتی در غیابِ ناظر و مربی، بر مدارِ خودشناسی و مسئولیت‌پذیری حرکت کند؛ انسانی که موفقیت را نه در ترازوی اعداد، بلکه در ترازویِ معنا می‌جوید.
دکترای مشاور تخصصی*

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه