• شماره 3750 -
  • 1405 دوشنبه 20 مهر

علیرضا بیرانوند؛ از «چطوری کریس؟» تا «چطوری حاشیه!»

شماره یک در دروازه، شماره یک در جنجال!

علیرضا بیرانوند نماد عینی تحقق یک رؤیا در فوتبال ایران است؛ سنگربانی که از روزهای سخت کارگری و حضور در نفت تهران به قله فوتبال کشور رسید، با پیراهن پرسپولیس جام‌های متعددی را در آغوش کشید و با مهار تاریخی پنالتی کریستیانو رونالدو در جام جهانی ۲۰۱۸، نام خود را در حافظه جمعی فوتبال جهان به‌ثبت رساند؛ اما در سال‌های اخیر، سویه دیگری از کارنامه او بر درخشش‌های فنی‌اش سایه انداخته است؛ حاشیه‌هایی بی‌پایان بیرون از مستطیل سبز که از کشمکش‌های قراردادی و فسخ‌های پیاپی آغاز شد و تا جنجال سربازی، افشاگری‌های جنجالی مالی و آخرین تقابل علنی او با کادر فنی و مدیران تراکتور امتداد یافت. اتفاقات اخیر تبریز بار دیگر این پرسش کلیدی را مطرح کرده است: چگونه دروازه‌بانی با چنین جایگاه فنی و افتخارات بی‌بدیل، خود را پیاپی در تله بحران‌ها و حاشیه‌های خودساخته گرفتار می‌کند؟

از نفت تا پرسپولیس؛ نخستین جرقه‌های تنش
بیرانوند فوتبال حرفه‌ای را با سختی و پشتکار در نفت تهران آغاز کرد و پله‌پله خود را به بالاترین سطح فوتبال کشور رساند تا به جذاب‌ترین هدف بازار نقل‌وانتقالات تبدیل شود. بااین‌حال، انتقال او به پرسپولیس در سال ۱۳۹۵ نخستین ایستگاه پرالتهاب زندگی ورزشی‌اش بود. با وجود توافق اولیه میان دو باشگاه، چالش‌های مربوط به جدایی او از نفت به بحرانی علنی بدل شد؛ بیرانوند اعلام کرد تا تعیین تکلیف قطعی‌اش در تمرینات حاضر نمی‌شود و از سفر به اردوی ترکیه سر باز زد؛ رفتاری که خشم مدیران وقت نفت را برانگیخت. این اتفاق، سرآغاز الگویی رفتاری بود که سال‌ها بعد بارها تکرار شد: اختلاف‌های مالی و قراردادی که به‌سرعت از اتاق مذاکرات فراتر رفته و به فضای رسانه‌ای و افکار عمومی کشیده می‌شدند.

 

مهار رونالدو؛ پرواز به اوج شهرت جهانی
پیوستن به پرسپولیس نقطه عطف دوران حرفه‌ای بیرانوند بود. او در جمع سرخ‌پوشان به مهره‌ای بی‌بدیل تبدیل شد و رکوردهای درخشانی در لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا به‌ثبت رساند. اوج این درخشش در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه رقم خورد؛ جایی که او پس‌ازآن کری‌خوانی تاریخی («چطوری کریس؟»)، پنالتی بزرگ‌ترین ستاره وقت فوتبال جهان یعنی کریستیانو رونالدو را مهار کرد و در کانون توجه بین‌المللی قرار گرفت؛ اما شهرت روزافزون، بار مسئولیت رفتار و کلام او را نیز سنگین‌تر کرد. ازآن‌پس هر موضع‌گیری، استوری یا حرکت دست بیرانوند به تیتر یک رسانه‌ها بدل می‌شد؛ فضایی حساس که مدیریت آن به هوشمندی و سواد رسانه‌ای بالایی نیاز داشت.

 

شادی جنجالی در دربی ۱۰۰؛ تقابل پرهزینه با سکوها
یکی از ماندگارترین جنجال‌های بیرانوند در دربی شماره ۱۰۰ رقم خورد؛ جایی که پس از برتری سرخ‌پوشان، رو به هواداران رقیب حرکتی با دست انجام داد که به نشانه «سر بریدن» تعبیر شد. این رفتار، موجی از خشم هواداران و کادر فنی استقلال به رهبری ریکاردو ساپینتو را به‌همراه داشت و شکایتی رسمی علیه او تنظیم شد. تبعات این حرکت در دیدارهای بعدی نیز گریبان بیرانوند را گرفت و سکوها را به‌شدت متشنج کرد. گرچه سال‌ها بعد در دیدار تراکتور و استقلال، تصویر در آغوش کشیدن ساپینتو توسط بیرانوند نشان داد که تنش‌های ورزشی با گذر زمان فروکش می‌کنند، اما این ماجرا درس بزرگی درباره هزینه سنگین رفتارهای تحریک‌آمیز در بازی‌های حساس به‌جا گذاشت.

 

کوچ پر سروصدا به تبریز؛ زلزله در پنجره تابستانی
جدایی هم‌زمان بیرانوند، مهدی ترابی و دانیال اسماعیلی‌فر از پرسپولیس و پیوستن به تراکتور، بازار نقل‌وانتقالات تابستانی را به آتش کشید. اظهارات علنی محمدرضا زنوزی؛ مالک باشگاه تراکتور، درباره ارقام سنگین این انتقال‌ها و گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای پیرامون قراردادهای کهکشانی (از ارقام ۷۰ میلیاردی برای بیرانوند تا ۶۰ و ۵۵ میلیارد برای سایرین)، بحث‌های داغی را پیرامون سقف بودجه و فوتبال حرفه‌ای به راه انداخت. اگرچه این سرمایه‌گذاری سنگین در مستطیل سبز به قهرمانی تراکتور انجامید، اما ریشه‌های مناقشات مالی و قانونی همچنان پابرجا ماند و به یکی از پیچیده‌ترین پرونده‌های حقوقی فوتبال ایران تبدیل شد.

 

مناقشه حقوقی با پرسپولیس؛ از فسخ یک‌طرفه تا ادعای «شیرینی ۵ میلیاردی»
فسخ یک‌طرفه قرارداد با پرسپولیس براساس بندی مناقشه‌برانگیز، زلزله بعدی را رقم زد. پرسپولیس این فسخ را غیرقانونی دانست و پرونده به کمیته‌های قضایی فدراسیون فوتبال ارجاع شد. در میانه این دعوای حقوقی، بیرانوند با ادعای جنجالی پرداخت پنج‌میلیاردتومان به‌عنوان «شیرینی» به اعضای هیئت‌مدیره پرسپولیس، شوک بزرگی به افکار عمومی وارد کرد. در پی این پرونده، احکامی مبنی‌بر ۴ ماه محرومیت تعلیقی/قطعی و جریمه سنگین ۲۷ میلیارد تومانی صادر شد که با اعتراض بیرانوند به دادگاه عالی ورزش (CAS) و صدور دستور موقت، اجرای آن متوقف ماند. این ماجرا تصویری عریان از ضعف ساختارهای حقوقی و فقدان شفافیت در قراردادهای فوتبال ایران را به‌نمایش گذاشت.

 

جنجال‌های غیرفوتبالی؛ از ادعای دکتری تا پرونده سربازی
دامنه خبرسازی‌های بیرانوند حتی به مسائل تحصیلی و نظام‌وظیفه نیز کشیده شد. اظهارات او در یک برنامه تلویزیونی مبنی‌بر قبولی در مقطع دکترای فیزیولوژی، با تکذیبیه صریح دانشگاه آزاد مبنی‌بر دانشجوی ارشد بودن وی روبه‌رو شد. همچنین ماجرای خدمت سربازی، کمیسیون‌های پزشکی مربوط به آسیب‌دیدگی کهنه کتف و انتشار اخباری درباره بررسی تتوها و وضعیت سلامت روان، حواشی فراوانی پیرامون او ایجاد کرد؛ مسائلی که تا مدتی تمرکز او و رسانه‌ها را از فوتبال دور نگه داشت.

 

شب ملتهب تبریز؛ خروج از مدار تراکتور
تازه‌ترین پرده از این زنجیره جنجال‌ها پس از مسابقه تراکتور رقم خورد. بیرانوند با حضور در برابر دوربین‌ها به‌تندی از وضعیت مالی تراکتور انتقاد کرد و مدعی شد بازیکنان تنها ۷ درصد دریافتی داشته‌اند. او همچنین درپاسخ‌به احتمال پیوستن به استقلال، با پاسخی مبهم به آتش شایعات دمید. واکنش باشگاه تراکتور قاطع و کم‌سابقه بود؛ جواد نکونام و مدیریت باشگاه بلافاصله او را به‌دلیل اظهارات غیرحرفه‌ای و برهم زدن آرامش تیم، از حضور در تمرینات کنار گذاشتند و پرونده‌اش را به کمیته انضباطی سپردند تا این بار تبریز صحنه بحران او باشد.

 

مقصر کیست؟ استعداد درخشان در تله ساختار نامتوازن
بررسی دقیق کارنامه علیرضا بیرانوند نشان می‌دهد که نمی‌توان گره‌های موجود را صرفاً به رفتار یک بازیکن تقلیل داد. ساختار فوتبال ایران با قراردادهای مبهم، فقدان شفافیت مالی، پرداخت‌های نامنظم و ضعف مدیریت بحران در باشگاه‌ها، بستری مساعد برای رشد چنین حواشی فراهم می‌کند. بااین‌حال، این ضعف‌های ساختاری هرگز رافع مسئولیت‌های فردی و اخلاق حرفه‌ای یک فوق‌ستاره ملی‌پوش نیست. صراحت بیان زمانی ارزشمند و سازنده است که با مدارک، رعایت سلسله‌مراتب حرفه‌ای و خویشتن‌داری همراه باشد؛ نه آنکه به ابزاری برای تسویه‌حساب‌های رسانه‌ای در برابر دوربین‌ها تبدیل شود.

 

فرجام یک ستاره؛ بازگشت به روزهای اوج یا اسارت در حاشیه؟
علیرضا بیرانوند اکنون در ۳۳‌سالگی بر سر یکی از مهم‌ترین دوراهی‌های دوران ورزشی خود ایستاده است. او دروازه‌بانی با دستاوردهای تاریخی است که بارها ثابت کرده توانایی انجام کارهای ناممکن را دارد، اما واقعیت این‌است‌که در سطح اول ورزش قهرمانی، توان فنی به‌تنهایی ضامن بقا و محبوبیت نیست. آینده شماره یک تیم‌ملی به تصمیمات خودش در روزهای پیش‌رو بستگی دارد: آیا او ترجیح می‌دهد بار دیگر به‌عنوان دروازه‌بانی مقتدر، متمرکز و بی‌حاشیه در مستطیل سبز بدرخشد، یا اجازه خواهد داد جنجال‌های فرسایشی، پرده پایانی کارنامه پرفرازونشیب او را رقم بزنند؟ پاسخ این پرسش در عملکرد و انضباط فردی او نهفته است.
ایمان گودرزی؛ خبرآنلاین

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه