• شماره 3755 -
  • 1405 يکشنبه 26 مهر

نتانیاهو؛ و قمار رویارویی دوباره!

با نزدیک‌شدن انتخابات پارلمانی در اراضی اشغالی و افزایش فشارها بر نتانیاهو به‌دلیل ناکامی امنیتی ۷ اکتبر، پرونده فساد و تردیدها درباره نتایج جنگ‌های اخیر، احتمال ازسرگیری حمله به ایران باردیگر مطرح شده؛ سناریویی که می‌تواند ابزاری برای تغییر فضای انتخاباتی باشد؛ اما باتوجه‌به تردیدها درباره دستاوردهای جنگ پیشین، محدودیت‌های حقوق بین‌الملل و توان بازدارندگی ایران، ممکن است به قمار پرهزینه‌ای تبدیل شود که پایان آن نه دراختیار نتانیاهو است و نه لزوماً در کنترل ترامپ.

گره‌زدن انتخابات داخلی به جنگ، وقتی نشانه‌های شکست در آن بسیارجدی است، شیوه‌ای است که مقامات آمریکا مبدع آن بودند و مقامات رژیم اسرائیل مقلد. شیوه‌ای که هم‌زمان با نزدیک‌شدن به انتخاباتی سرنوشت‌ساز، وقتی شدت انتقادات و حتی اعتراضات از رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیری که سودای ریاست مجدد دارد، بالا می‌گیرد؛ وی کارزار جنگی را علیه کشور دیگری از خاورمیانه و غرب آسیا، به‌راه می‌اندازد تا بتواند حتی موقتاً انتخابات را به‌تعویق اندازد. ادعاها، گزارش‌ها و تحلیل‌هایی که در رسانه‌های غربی منتشر می‌شوند، حکایت از احتمال تکرار این‌رویه دارند. به‌گزارش لیلا واحدی (ایرنا)؛ هم‌زمان با نزدیک‌شدن به انتخابات پارلمانی اسرائیل در ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶، نخست‌وزیر رژیم اسرائیل، با انتقاداتی در داخل سرزمین‌های اشغالی روبروست و این‌موضوع می‌تواند سبب شکست او و حزبش در انتخابات روزهای آینده شود. واشنگتن‌پست در گزارشی درباره آینده سیاسی نتانیاهو نوشته است که انتخابات ۲۷ اکتبر برای بسیاری از خانواده‌های قربانیان حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، فرصتی برای پاسخ‌خواهی از مسئولان ناکامی‌های امنیتی است. این رسانه بااشاره‌به خودداری نتانیاهو از پذیرش مسئولیت شخصی و تشکیل کمیسیون مستقل تحقیق، انتخابات را مقطعی تعیین‌کننده برای آینده سیاسی او توصیف کرد؛ بنابراین سناریویی باید طراحی و اجرا شود تا بتواند او را از تله انتخابات و شکست در آن نجات دهد، هرچند خود درظاهر آن‌را انکار کند. به‌نظر می‌رسد این سناریو آغاز دوباره جنگ با ایران خواهد بود. خبرگزاری آناتولی به‌نقل‌از «آویگدور لیبرمن» وزیر دفاع پیشین اسرائیل و رهبر حزب «اسرائیل خانه ما»، هشدار داده است که نتانیاهو ممکن است پیش از انتخابات ۲۷ اکتبر، برای ماندن در قدرت دست به اقدام نظامی علیه ایران، حزب‌الله یا حماس بزند. وی نتانیاهو را متهم کرد که برای مقاصد سیاسی، عامدانه به‌دنبال کشاندن این رژیم به یک رویارویی نظامی درآستانه برگزاری انتخابات است و سیاست‌های وی در قبال بحران‌های جاری نه براساس منافع امنیتی اسرائیل، بلکه صرفاً بانگاه‌‌به بقای سیاسی و پیروزی در انتخابات دنبال می‌شود. الجزیره در گزارشی درباره هشدار امنیتی پیش از انتخابات اسرائیل، به مناقشه میان نتانیاهو و مخالفانش بر سر احتمال حمله یا تهدید امنیتی پیش از رأی‌گیری پرداخت. به‌نوشته الجزیره؛ یائیر لاپید (رهبر مخالفان) هشدار نتانیاهو درباره احتمال «حمله دشمنان اسرائیل پیش از انتخابات» را زیرسؤال برده و خواستار ارائه اطلاعات روشن درباره این ادعا شده است. این گزارش نشان می‌دهد: موضوع تهدیدهای امنیتی و استفاده سیاسی احتمالی از آن‌ها به بخشی از منازعه انتخاباتی تبدیل شده. به‌نوشته وب‌سایت آمریکایی آکسیوس در ۱۳ اکتبر، نتانیاهو و ترامپ پیرامون احتمال آغاز عملیات نظامی جدید علیه ایران پیش از انتخابات، گفت‌وگو کرده‌اند و گرچه گزارش‌های منتشرشده به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که حمله‌ای حتمی است یا انگیزه اصلی تصمیم‌گیران، تأثیرگذاری بر انتخابات است بااین‌حال، هم‌زمانی بحث از عملیات جدید با رقابت انتخاباتی اسرائیل و آمریکا، زمینه‌ای جدی برای بررسی پیوند میان سیاست داخلی، محاسبات راهبردی و خطر گسترش دوباره جنگ فراهم می‌کند؛ اما چرا نتانیاهو تااین‌اندازه از انتخابات و نتیجه آن گریزان است. شواهد حکایت از آن دارد که انتخابات پیش‌روی رژیم اسرائیل برای نتانیاهو فراتر از رقابت عادی سیاسی برای حفظ مقام نخست‌وزیری است؛ او باید پاسخگوی پیامدهای حمله ۷ اکتبر باشد؛ جایی‌که شاید نشانه‌ای از ناکامی و شکست امنیتی دولت اوست اما به‌همان‌میزان هم گمانه‌های مطرح‌شده درباره اطلاع او از چنین حمله‌ای و سکوت و تسامح در برابر آن می‌تواند حیات سیاسی او را تا همیشه تحت‌الشعاع قرار دهد. پرونده فساد و تردیدها درباره نتایج پایدار جنگ‌های اخیر نتانیاهو را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد. رویترز و واشنگتن‌پست در گزارش‌های متنوع، به فشار سیاسی و مطالبات از نتانیاهو پرداخته‌اند و آکسیوس در گزارشی به‌مناسبت 7 اکتبر نوشت: «شکست انتخاباتی می‌تواند جایگاه سیاسی و توانایی وی برای اثرگذاری بر روند پرونده قضائی را تضعیف کند». این‌گونه، تشدید تنش خارجی ممکن است فرصتی برای انتقال توجه افکارعمومی از ناکامی‌های گذشته به مدیریت بحران امنیتی فراهم کند. جنگ در شرایطی به گزینه نجات وی تبدیل شده است که به تأکید تحلیلگران، رژیم اسرائیل و آمریکا در جنگ فوریه نه‌تنها به اهداف خود دست نیافته‌اند بلکه درستی درباره تصمیماتی هم که درآن‌زمان اتخاذ شده با تردیدهایی روبرو هستند. موسسه کارنگی در آوریل ۲۰۲۶ نوشت: حملات آمریکا و اسرائیل بخشی از توانمندی‌ هسته‌ای، موشکی، پهپادی و دفاعی ایران را تضعیف کرده اما تبدیل این دستاوردهای عملیاتی به موفقیت راهبردی همچنان محل تردید است. در ارزیابی این موسسه، ایران ساختار حکومتی و بخشی از ظرفیت‌های موشکی و پهپادی را حفظ کرده است. واشنگتن‌پست نیز در ماه می، به‌نقل‌از ارزیابی اطلاعاتی آمریکا، از باقی‌ماندن ذخایر قابل‌توجه موشکی و پهپادی ایران و توانایی این‌کشور برای تحمل محاصره دریایی در بازه‌ای چندماهه خبر داد. پرسش قابل‌تأمل این‌خواهدبودکه آیا تکرار حملات می‌تواند نتیجه‌ای متفاوت رقم بزند یا تنها هزینه انسانی، نظامی و اقتصادی را افزایش می‌دهد و نتانیاهو را در رأس قدرت حفظ می‌کند؟ گره‌زدن رویدادها و تنگناهای داخلی به موضوع جنگ که با جان انسان‌ها در ارتباط مستقیم است، گرچه در نیم‌قرن‌اخیر ازسوی واشنگتن و در جریان جنگ‌ها علیه عراق و افغانستان و حتی ویتنام صورت گرفت اما مغایر با حقوق بین‌الملل است. ماده ۵۱ منشور ملل متحد، حق دفاع مشروع فردی و جمعی را درصورت حمله مسلحانه به‌رسمیت می‌شناسد و بر گزارش اقدامات مربوط به شورای امنیت تأکید دارد. درمقابل، ماده ۲ بند ۴ منشور، تهدید یا توسل به‌زور علیه تمامیت ارضی و استقلال سیاسی دولت‌ها را منع می‌کند؛ پس دفاع مشروع استثنایی بر اصل منع توسل به‌زور است، نه مجوزی برای آغاز جنگ با اهداف سیاسی داخلی. «رضا نصری» حقوقدان بین‌الملل می‌نویسد: «ماده ۵۱ منشور ملل، توسل به زور را درپاسخ‌به حمله مسلحانه مجاز می‌داند. این ماده مجوزی برای استفاده از جنگ به‌عنوان ابزاری در کارزار انتخاباتی نیست. هیچ توجیهی که پس از وقوع حمله سرهم‌بندی شود، نمی‌تواند تصمیمی را که طبق تقویم انتخاباتی گرفته شده، ازنظر حقوقی موجه سازد». براین‌اساس؛ اگر عملیات نظامی با هدف تأثیرگذاری بر انتخابات یا حفظ قدرت سیاسی آغاز شود، نمی‌توان صرفاً با طرح ادعای امنیتی یا توجیهی پیشدستانه، آن‌را قانونی جلوه داد. حتی درصورت وجود مبنای معتبر دفاع مشروع، رعایت الزامات ضرورت و تناسب و قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی الزامی است. تبدیل امنیت ملی به ابزاری برای بقای سیاسی، علاوه‌بر خطر نقض حقوق بین‌الملل، می‌تواند امنیت غیرنظامیان، ثبات منطقه و اعتبار نهادهای بین‌المللی را نیز به‌خطر اندازد. تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران با اهدافی چون تغییر نظام سیاسی و تسلیم ایران آغاز شد و قرار بود در چهارهفته به‌پایان رسد. ورود به هشتمین‌ماه جنگ و تداوم نظام سیاسی در ایران و حتی امضای تفاهمی با اعضای همان نظام سیاسی ازسوی رئیس‌جمهور آمریکا نشانه روشنی در اثبات این واقعیت است که نحوه و کیفیت پایان جنگ دراختیار آغازگر آن نیست. ممکن است دولت یا دولت‌هایی آغازگر درگیری باشد اما پس از شروع عملیات، واکنش طرف مقابل، گسترش جغرافیایی جنگ، ورود بازیگران دیگر، پیامد اقتصادی و فشارهای بین‌المللی می‌توانند مسیر بحران را از محاسبات اولیه خارج کنند. این‌مهم به‌ویژه درباره ایران با تمام ویژگی‌های سیاسی، اعتقادی، جغرافیایی و تاریخی عمیق‌تر از دیگر بخش‌های جهان ثابت شد و تجاوز نظامی نشان داد که آسیب به زیرساخت‌ها و ظرفیت‌های نظامی لزوماً به پایان فوری مقاومت یا تحقق همه اهداف سیاسی طرف مهاجم منجر نمی‌شود. ازهمین‌رو، هر تصمیم برای ازسرگیری جنگ باید با این واقعیت روبه‌رو شود که پیامدهای آن ممکن است فراتر از برآورد اولیه تل‌آویو یا واشنگتن گسترش یابد. ایران آماده‌تر از جنگ قبل است و به‌تصریح فرماندهان نظامی، برای مقابله با هر تجاوز نظامی تازه‌ای در قاطع‌ترین حالت ظاهر خواهد شد. تجربه عملیاتی به‌دست‌آمده، شناسایی نقاط ضعف و قوت، امکان بازنگری در شیوه‌های دفاعی، بازسازی ظرفیت‌ها و شناخت بهتر از الگوهای عملیاتی طرف مقابل. این‌موارد آمادگی تهران برای مواجهه با دور جدیدی از درگیری‌ها را افزایش داده. برای نتانیاهو، بازگشت به جنگ می‌تواند در کوتاه‌مدت امکان تغییر دستورکار انتخاباتی و برجسته‌کردن تهدید خارجی را فراهم کند اما به‌همان‌میزان هم پیش‌بینی‌ناپذیر خواهد بود. هر تصمیم برای حمله جدید، فقط یک اقدام محدود نظامی نخواهد بود و می‌تواند بحران را از سطح محاسبات انتخاباتی فراتر برده و پیامدهایی منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد کند که نه نتانیاهو و نه ترامپ الزاماً قادر به کنترل کامل آن‌ها نخواهند بود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه