از مسیر ورودتان به عرصه هنر و فعالیتهای حرفهایتان بگویید.
از سال ۱۳۹۵ فعالیت هنریام را آغاز کردم. اولین تجربه بازیگریام در نمایش «رومئو و ژولیت» بود. در سال ۱۳۹۷، در گروه کارگردانی نمایشی بهنام «مدهآی سن مدار» بهکارگردانی بورژین عبدالرزاقی حضور داشتم که الیکا عبدالرزاقی و احمد ساعتچیان هم در آن فعالیت میکردند. درادامه، مسیرم را در تئاتر پیش بردم و بهتدریج تجارب بیشتری درزمینه بازیگری، دستیاری و کارگردانی بهدست آوردم. تئاتر برای من مسیری جدی و مهم بود و تجربههایی که دراینحوزه کسب کردم، در شکلگیری نگاهم بهکارگردانی و روایت داستان تأثیر زیادی داشت.
پیش از ساخت «تاوان»، چه تجربههایی درزمینه کارگردانی داشتید و اینراه چگونه ادامه پیدا کرد؟
در سال ۱۳۹۹ نمایش «کلهپوکها» را در سالن «ملک» روی صحنه بردم. آنزمان با دوران کرونا مواجه بودیم و شرایط فعالیتهای نمایشی بسیاردشوار شده بود. درهمانسال، نمایش «فرمالیته» را نیز در سالن 3 شهرزاد اجرا کردم. یکی از تجربههای مهم من نمایش «کاتلین» بود که با متنی از ویلیام باتلر ییتس، از ۱۹ آبان ۱۴۰۰ در سالن 1 شهرزاد روی صحنه رفت. آنزمان ۲۱سال داشتم و مدیریت گروهی حدوداً ۵۰نفره را برعهده گرفته بودم. مسئولیت سنگینی بود و در کنار دشواریهای معمول تولید یک نمایش، مشکلات ناشی از کرونا نیز شرایط را پیچیدهتر میکرد. تولید نمایش بهدلیل شرایط آندوران با تأخیر مواجه شد. حتی شب قبل از پیشنمایش، خودم مبتلا شدم و تعدادی از بازیگران و عوامل گروه هم درگیر کرونا شدند. درنهایت اجرا را آغاز کردیم. با وجود محدودیت ساعت تردد و منع رفتوآمد از ساعت ۲۲، مخاطبان همچنان به تماشای نمایش میآمدند و تقریباً هرشب با حضور تماشاگران مواجه بودیم. بعدتر، نسخه بازنگریشده «کاتلین» را آماده کردم و اجرایی دیگر در سالن 1 ارغوان روی صحنه بردم. در سال ۱۴۰۲ نمایش «زندگی و مرگ شاه جان» را طبق اثری از شکسپیر اجرا کردم که حسن اسدی و محمد ناجی (رپر) در آن حضور داشتند. حدود دوسال اجرای نمایشی نداشتم. حالا برای اجرای نمایش «مغازه خودکشی»، اقتباسی از رمان ژان توله، برنامهریزی میکنم. در کنار کارگردانی، تجربه بازیگری و دستیاری کارگردان را هم داشتهام و در فیلم کوتاه «برلن» نیز دراینزمینهها فعالیت کردم.
چه شد تصمیم گرفتید «تاوان» را بسازید و از تئاتر بهسمت تجربه جدیتر در سینما بروید؟
من؛ هم به تئاتر علاقه دارم و هم به سینما. از دوران کودکی فیلم و سریال تماشا میکردم و این علاقه همیشه در من وجود داشته است. در کنار فعالیتهای نمایشی، نوشتن هم برایم اهمیت دارد. داستان کوتاه مینویسم و رمانی باعنوان «شیاد سفید» نوشتهام که منتشر نشده. برایم، کارگردانی فقط ساختن یک اثر نمایشی یا سینمایی نیست؛ میخواهم ازاینطریق دغدغههای اجتماعی و فرهنگیام را مطرح کنم. احساس میکنم هنر این ظرفیت را دارد که موضوعاتی را که در زندگی روزمره با آنها مواجهیم، بهشکلیدیگر پیشروی مخاطب بگذارد و او را به فکرکردن وادار کند. ساخت «تاوان» در ادامه همین علاقه و دغدغه شکل گرفت. دوست داشتم داستانی را روایت کنم که صرفاً به یک اتفاق محدود نباشد و مخاطب را با پیامدهای عمیقتر یک تجربه انسانی روبهرو کند.
داستان فیلم کوتاه «تاوان» درباره چیست و چه موضوعی را دنبال میکند؟
داستان درباره کودکیست که شاهد قتل مادرش بوده و با پیکر خونآلود او مواجه میشود. این اتفاق، تجربهای تلخ و تکاندهنده برای کودک است؛ که در وجود او باقی میماند و بهتدریج بر زندگیاش تأثیر میگذارد. این کودک با بزرگترشدن، اندوه و آسیب ناشیازآن اتفاق را با خود حمل میکند. این اندوه به خشم تبدیل میشود و در بزرگسالی، زندگی او را بهسمت مسیری خشونتآمیز میبرد. او به قاتلی زنجیرهای تبدیل میشود و افرادی را که تصور میکند در آسیبهای زندگیاش نقش داشتهاند، بهقتل میرساند. درنهایت نیز خودش را بهعنوان آخرین قربانی انتخاب میکند تا به زندگیاش پایان دهد تا این چرخه را متوقف کند. موضوع اصلی، تأثیر آسیبهای دوران کودکی بر شخصیت و زندگی فرد در بزرگسالیست. بهنظرم تجربههای تلخ دوران کودکی را نباید دستکم گرفت؛ زیرا ممکن است آثار آنها سالهابعد و به شکلهایی بسیارپیچیده و حتی فاجعهبار نمایان شوند.
نام «تاوان» چه ارتباطی با داستان دارد؟
انتخاب عنوان «تاوان» از نگاه شخصیت اصلی به اتفاقی اشاره دارد که در کودکی برایش رخ داده. او شاهد قتل مادرش بوده و احساس میکند کسانیکه مادرش را بهقتل رساندهاند، بهای کارشان را نپرداختهاند؛ درحالیکه خودش باید تمام عمر با فقدان مادرش زندگی و رنج آنرا تحمل کند. از نگاه او، دیگران تاوان کاری را که انجام دادهاند، ندادهاند؛ اما این خودش است که در تمام اینسالها هزینه آن اتفاق را میپردازد. همین احساس در ذهنش شکل میگیرد که باید آنها را وادار به پرداخت تاوان کند و بهشکلی از آنچه بر سرش آمده، انتقام بگیرد. عنوان فیلم به همین تضاد اشاره دارد؛ اینکه چهکسی باید تاوان یک اتفاق را بپردازد و پیامدهای جنایت تاچهاندازه میتواند از عاملان آن فراتر برود و زندگی فرد دیگری را نابود کند.
شخصیت اصلی فیلم را چگونه شکل دادید و چه عواملی در پرداخت آن تأثیر داشتند؟
بهعنوان نویسنده و کارگردان، آدمهای اطرافم را در جامعه مشاهده میکنم. گاهی در نگاه یک کودک، غمی میبینم که ممکن است درظاهر بهچشم نیاید؛ اما پشت آن تجربهها و اتفاقات بسیاری وجود دارد. همین مشاهدهها میتوانند به شکلگیری شخصیت یا ایده داستانی کمک کنند. درمورد «تاوان» نیز تلاش کردم به آن اندوه و آسیبی توجه کنم که ممکن است در وجود یک کودک باقی بماند و در سالهای بعد، شکل دیگری پیدا کند. برایم مهم بود که رفتار شخصیت در بزرگسالی را جدا از تجربه دوران کودکیاش نبینیم و مخاطب بتواند ارتباط میان آن اتفاق و مسیر بعدی زندگی او را درک کند. البته محدودیتهای مالی اجازه ندادند تمام ایدههایی را که برای فیلم داشتم، اجرا کنم. برای پرداخت کاملتر شخصیت، به صحنههای بیشتری نیاز داشتم؛ اما بودجه لازم برای فیلمبرداری آنها فراهم نبود. مجبور شدم بعضی صحنهها را حذف کنم و نتوانستم شخصیت را بهاندازهای که در ذهنم بود، گسترش بدهم. اگر امکان تولید با بودجه بیشتری وجود داشت، میتوانستم بخشهای بیشتری از مسیر زندگی شخصیت را نشان بدهم و به پرداخت دقیقتر او برسم.
مهمترین چالش شما در تولید «تاوان» چه بود؟
بزرگترین چالش من، تأمین هزینههای تولید بود. وقتی میخواهید بهصورت مستقل فیلم بسازید و از حمایت یک نهاد یا مجموعه برخوردار نیستید، باید بخش عمده هزینهها را خودتان تأمین کنید. من هم هزینههای فیلم را شخصاً پرداخت کردم و بسیاری از عوامل و بازیگران با دستمزد بسیارمحدود یا بدون دریافت دستمزد همکاری و دراینمسیر، کمک کردند. این برایم ارزشمند بود؛ چون ساخت فیلم به همراهی گروهیازافراد نیاز دارد که به ایده و پروژه اعتماد داشته باشند. بااینحال، علاقه و همراهی عوامل نمیتواند جای امکانات مالی لازم برای تولید را بهطورکامل بگیرد. اگر بودجه بیشتری داشتم، میتوانستم تجهیزات مناسبتری اجاره کنم، روزهای فیلمبرداری را افزایش بدهم و صحنههای بیشتری را بسازم. درنتیجه، هم ازنظر فنی و هم ازنظر روایت داستان، فرصت بیشتری برای رسیدن به نتیجه موردنظرم داشتم. البته چالشهای تئاتر و سینما با یکدیگر تفاوت دارند. در تئاتر با مسائل و محدودیت خاص اجرای زنده روبهرو هستید؛ اما در فیلمسازی عواملی مانند شرایط محیطی و آبوهوا نیز میتوانند روی برنامه تولید تأثیر بگذارند. درمجموع، هرکدام از این دو حوزه دشواریهای خودشان را دارند.
درباره گروه سازنده و بازیگران «تاوان»؛ تجربه عوامل چه تأثیری بر نتیجه کار داشت؟
در انتخاب عوامل، تجربه و توانایی افراد برایم اهمیت داشت. مدیر فیلمبرداری ما فرد باتجربهای بود که سابقه دستیاری فیلمبرداری در یکی از مجموعهآثار «جیمز باند» را داشت و در فیلمها و سریالهای متعددی نیز فعالیت کرده بود. حضور چنین فردی در گروه، ازنظر تجربه فنی اهمیت داشت. بازیگران هم تجربه حضور در تئاتر و کار مقابل دوربین را داشتند. این تجربهها کمک میکرد تا بتوانیم در زمان محدود تولید، ارتباط مناسبی میان بازیگران و فضای داستان ایجاد کنیم. یکی از بخشهایی که برایم اهمیت داشت، صحنه پایانی فیلم در کوچه و حضور بازیگر نقش مادر بود. این صحنه حالوهوایی نزدیک به تئاتر دارد و ازنظر فرم اجرایی، با دیگر بخشهای فیلم تفاوتهایی پیدا میکند. چنین انتخابهایی به نگاه شخصی من به روایت و شیوه اجرای صحنهها مربوط میشود.
چرا انتشار آنلاین «تاوان» با تأخیر مواجه شد و چگونه تصمیم گرفتید فیلم را منتشر کنید؟
فیلم را در آذرماه پارسال فیلمبرداری کردیم؛ اما انتشار آن بهتعویق افتاد. درآندوره، شرایط اجتماعی و اتفاقاتیکه در جامعه رخ داد؛ ازجمله اعتراضات و بعدتر جنگ، باعث شد احساس کنم زمان مناسبی برای انتشار اثر نیست. ازنظر روحی، آمادگی لازم را نداشتم و ترجیح میدادم در شرایط مناسبتری آنرا دراختیار مخاطب قرار بدهم. پسازآنکه شرایط تااندازهای آرامتر شد، تصمیم گرفتم فیلم را بهصورت آنلاین منتشر کنم. نهایتاً «تاوان» در مهرماه امسال ازطریق «تیوال» دردسترس مخاطبان قرار گرفت. پیشازآن، به حضور در جشنوارهها یا برگزاری یک نمایش خصوصی هم فکر کرده بودم؛ اما اینمسیرها هزینههای خودشان را داشتند. باتوجهبه محدودیت بودجه، امکان عملیکردن آن برنامهها برایم فراهم نشد و انتشار آنلاین، راهی بود که توانستم ازطریقآن فیلم را به مخاطبان برسانم.
جشنوارههای فیلم کوتاه را تاچهاندازه برای معرفی فیلمسازان جوان و آثار مستقل مؤثر میدانید؟
جشنوارهها میتوانند فرصت مهمی برای دیدهشدن آثار باشند. فیلمسازان جوان و کسانیکه مستقل کار میکنند، معمولاً امکان تبلیغات گسترده یا اکران عمومی ندارند. حضور در جشنواره میتواند باعث شود فیلم بهدست مخاطبان بیشتری برسد و ازسوی افراد مختلف موردبررسی و نقد قرار بگیرد. برای فیلمسازی که بخش زیادی از هزینه و زمان خود را صرف تولید یک اثر کرده، دیدهشدن اهمیت زیادی دارد. جشنوارهها از معدود فرصتهایی هستند که میتوانند زمینه معرفی اثر و ارزیابی آنرا فراهم و حتی بخشی از زحمات و هزینههای تولید را ازطریق جوایز جبران کنند. البته برای من، مهم است که داوریها عادلانه باشند و جوایز به کسانی برسند که واقعاً شایستگی آنرا دارند. اگر قرار باشد روابط و ملاحظات دیگر در نتیجه داوری تأثیر بگذارند، ارزش اینفرصت کاهش مییابد. امیدوارم جشنوارهها بتوانند فضایی فراهم کنند که آثار براساس کیفیت و شایستگی ارزیابی شوند.
آیا هنگام ساخت «تاوان» به جشنوارهها و سلیقه داوران فکر میکردید یا ترجیح دادید فیلم را براساس نگاه شخصی خودتان بسازید؟
«تاوان» را بااینهدف نساختم که حتماً در جشنوارهای پذیرفته شود یا جایزهای بگیرد. برایم مهم بود داستانی را روایت کنم که دغدغه خودم است و بتوانم نگاه و حرفم را در آن حفظ کنم. طبیعتاً اگر فیلمساز بخواهد براساس سلیقه داوران یا موضوعاتی که سفارش داده میشوند، فیلم بسازد، ممکن است مسیر سادهتری برای پیشرفت داشته باشد؛ مسئله ایناستکه درچنینشرایطی احتمال دارد صدای شخصی فیلمساز و دغدغههای واقعی او کمرنگ شود. نمیخواستم از ابتدا خودم را محدود و صرفاً به این فکر کنم چه موضوعی ممکن است موردپسند جشنوارهها قرار بگیرد. ترجیح دادم فیلمی بسازم که به نگاه و دغدغه خودم نزدیک باشد. بهنظرم وقتی اثر از یک نگرانی واقعی و نگاه شخصی سرچشمه میگیرد، میتواند ارتباط مؤثرتری با مخاطب برقرار کند.
وضعیت فیلم کوتاه در ایران را چگونه ارزیابی میکنید و مهمترین مشکل فیلمسازان جوان چیست؟
در ایران آثار خوبی ساخته میشوند و ظرفیت قابلتوجهی دراینحوزه وجود دارد. فیلمسازان جوان ایدههای بسیار دارند و افراد مستعدی دراینعرصه فعالیت میکنند؛ مشکل اینجاست که بسیاری از آثار دیده نمیشوند و سازندگان آنها آنطورکه باید، موردتوجه قرار نمیگیرند. یکی از مشکلات اصلی، کمبود حمایت مالیست. بسیاری از فیلمسازان مجبورند هزینه تولید را از جیب خودشان بپردازند یا با کمک دوستانشان فیلم بسازند. ازطرفدیگر، تهیهکنندگان معمولاً ترجیح میدهند با کارگردانهایی همکاری کنند که ازقبل میشناسند و تجربه همکاری با آنها را دارند. درنتیجه، فرصت کمتری دراختیار استعدادهای تازه قرار میگیرد. تأمین هزینههای تولید نسبت به سال گذشته هم دشوارتر شده. وقتی برای ساخت یک فیلم کوتاه بااینمیزان مشکل مواجه میشویم، طبیعتاً برنامهریزی برای پروژه بعدی هم سخت خواهد بود. من هم درحالحاضر نمیدانم برای ساخت فیلم کوتاه بعدیام چگونه باید هزینهها را تأمین کنم. بهنظرم سینمای ایران به پوستاندازی نیاز دارد. باید فرصت بیشتری دراختیار نسل جوان قرار بگیرد تا ایدهها و نگاههای تازه وارد سینما شوند. اگر این اتفاق نیفتد، بسیاریازافراد مستعد بهدلیل مشکلات اقتصادی و نداشتن امکان ادامه فعالیت، هنر را کنار میگذارند و بهدنبال شغلی میروند که بتوانند ازطریقآن زندگیشان را تأمین کنند.
چه انتظاری از تهیهکنندگان و نهادهای فعال در سینما دارید؟
انتظارم ایناستکه تهیهکنندگان به کارگردانان جوان اعتماد کنند و فرصت بیشتری دراختیار آنها قرار بدهند. در میان نسل جوان، افراد زیادی هستند که ایدههای جذاب و نگاههای متفاوتی دارند؛ اما برای تبدیل ایدهها به فیلم با مشکل مالی مواجهاند. اگر تهیهکنندگان بخشی از فرصت را به فیلمسازان جوان اختصاص دهند، ممکن است با استعدادهایی روبهرو شوند که در شرایط فعلی امکان نشاندادن تواناییهایشان را ندارند. طبیعتاً هر تجربهای موفق نخواهد بود؛ اما اگر هیچ فرصتی برای تجربهکردن وجود نداشته باشد، استعدادهای تازه امکان رشد پیدا نمیکنند. ازسویدیگر، حمایت نهادهای مرتبط هم میتواند مؤثر باشد. منظورم ایننیستکه همه هزینهها باید ازسوی یک نهاد پرداخت شود؛ بلکه لازم است مسیر تولید برای فیلمسازان مستقل هموارتر شود و امکان دسترسی به امکانات و منابع مالی وجود داشته باشد. بهنظرم باید بهجای تمرکز همیشگی بر چهرههای آشنا، فرصت دیدهشدن و تجربهکردن را برای نسل تازه هم فراهم کنیم. سینما برای ادامه حیات و پویایی خود به نگاههای جدید نیاز دارد.
برای ادامه فعالیت حرفهای خود در تئاتر و سینما چه برنامههایی دارید؟
قصد دارم فعالیت خودم را هم در تئاتر و هم در سینما ادامه بدهم. اکنون، روزانه مطالعه میکنم، مینویسم، فیلم و تئاتر میبینم و همراه گروه تمرین دارم. تلاش میکنم در کنار تجربههای عملی، دانش و شناخت خودم را هم افزایش بدهم. در تئاتر برنامههایی برای اجرا دارم و در سینما نیز دوست دارم ساخت فیلم را ادامه بدهم. همانطورکه گفتم؛ مسئله تأمین بودجه یکی از چالشهای اصلی من است و برای پروژههای بعدی باید بتوانم راهی برای حل این مشکل پیدا کنم. درنهایت، برایم مهم است مخاطب بعد از دیدن یک اثر، چیزی با خودش ببرد؛ ممکن است یک پرسش باشد، یک دغدغه یا حتی احساسی که تا مدتی در ذهنش باقی بماند. دوست ندارم مخاطب صرفاً اثری را ببیند و بدون هیچ واکنشی از کنار آن عبور کند. میخواهم کارم بتواند او را درگیر کند و زمینهای برای فکرکردن به موضوعی فراهم بیاورد.