پیشنیازهای یک پیوند آگاهانه و سلامت؛
آیا من آماده ازدواج هستم؟
ازدواج، پیچیدهترین، همهجانبهترین و مؤثرترین تصمیم زندگی ماست؛ تصمیمی که میتواند ما را بهسوی شادی، موفقیت و رضایت سوق دهد یا در صورت سهلانگاری، بیتوجهی یا خوشبینیهای سادهلوحانه، پیامدهای بسیار سنگینی بهبار آورد. بیشک، یک انتخاب نادرست، نهتنها زندگی خود فرد و خانوادهاش، بلکه جامعه و نسلهای آینده را نیز تحتتأثیر پیامدهای ناگوار خود قرار میدهد. استفاده از خرد و اندیشه بهجای هیجان و احساس، نقش بیبدیلی در انتخاب درست همسر دارد. راهنماییهای خانواده و مطالعه پیرامون شناخت خود و جنس مخالف بسیار راهگشاست؛ اما امروز، بهرهگیری از مشاوره روانشناسی - نه صرفاً برای تصمیمگیری درباره اصل ازدواج، بلکه برای روشن شدن زوایای پنهان و پیامدهای احتمالی یک انتخاب نادرست - نیازی ضروری برای متقاضیان ازدواج به شمار میرود. چه زوایایی از روابط تنگاتنگ زن و مرد پیش از ازدواج پنهان میماند که پس از امضای سند ازدواج از قوه به فعل درآمده و شیرینی پیوند را به تلخی مبدل میسازد؟ آگاهی نسبت به این زوایا، به زوجها کمک میکند تا اختلافات و چالشهای آینده را پیشبینی کرده و پیش از ازدواج برای حل آنها چارهاندیشی کنند؛
۱. نداشتن آگاهی از محدودیتها
اگر از محدودیتهایی که ازدواج برای هر دو همسر ایجاد میکند آگاهی ندارید یا آماده پذیرش آنها نیستید، چهبسا مجرد ماندن گزینهای خردمندانهتر باشد. بسیار میشنویم که زوجی پس از مدتی میگویند: «همسرم خیلی عوض شده و آدم دیگری شده است!» مسئله اما تغییر کردن همسر نیست، بلکه تغییر شرایط است. همسری که گمان میکند شریک زندگیاش تغییر کرده، در واقع پیش از ازدواج تصویر واقعبینانهای از محدودیتهای ناشی از آن نداشته است؛ بنابراین در شرایط جدید، توانایی مدیریت و پذیرش این محدودیتها را از خود بروز نمیدهد و مشکلات روزبهروز جدیتر میشوند. این محدودیتها شامل مواردی چون مدیریت هزینههای مالی، محدودیت در رفتوآمد و سلب بخشی از آزادیهای فردی پیش از ازدواج است. اگر نمیتوانید محدودیتهای ناگریزِ ازدواج را بپذیرید، باید گفت که شما هنوز آمادگی لازم برای اینپیشآمد را ندارید.
۲. مسئولیتپذیری
در دوران آشنایی و نامزدی، مسئولیت چندانی نسبت به یکدیگر نداریم؛ اما با امضای سند ازدواج، بهیکباره وظیفهمند شده و مسئولیتهای سنگینی را بر دوش میگیریم. مسئولیتپذیری، باوری است که ریشه در دوران کودکی دارد و فرد را موظف میسازد تا تمام افکار، احساسات و اعمال خود را برای انجام مطلوب وظایفش بهکار گیرد. این مسئولیت شامل امور مالی، شغلی، تحصیلی، اجتماعی، خانوادگی و از همه مهمتر، رسیدگی به رابطه عاطفی با همسر است. فرد مسئولیتپذیر میداند که رفتار و گفتارش تأثیری مستقیم بر شریک زندگیاش میگذارد؛ بنابراین تلاش میکند تا با مدیریت خود، آسیبی به رابطه نزند و اگر خطایی رخ داد، سهم خود را در ترمیم آن بپذیرد. فرافکنی مشکلات و نپذیرفتن مسئولیت پیامدها، نشانهای آشکار از عدم آمادگی برای ازدواج است.
۳. پیمانبستن
پیش از ازدواج، تعهدات ما عمدتاً شفاهی و عاری از وجاهت قانونی و رسمیِ تام بوده است؛ اما پس از عقد، تعهدات ما جنبه قانونی، عرفی، اخلاقی، شرعی و رسمی پیدا میکند. کسی که توانایی ایستادن پای پیمان خود را ندارد و در مواجهه با گزینههای دیگر وسوسه میشود، فردی پیمانشکن و بالطبع برای ازدواج نامناسب است.
۴. پنهانکاری
پنهانکردن مسائل مالی، ارتباطی یا احساسی در دوران مجردی تا حدی قابلدرک است؛ اما پس از ازدواج، شما شریکی دارید که باید همهچیز را با او به اشتراک بگذارید. اگر آماده چنین شراکتی نیستید، یعنی هنوز مناسب ازدواج نساختهاید. نگاه کردن به همسر به چشم یک غریبه یا مزاحم، ازدواج را از همان روز نخست به بنبست میکشد. پنهانکاری شما بهسرعت از سوی همسرتان بازتولید میشود؛ بنابراین، شفافیت و همدلی، شرط اصلی دوام رابطه است.
۵. خودخواهی
اگر بر اساس نوع تربیت یا باورهایتان، خود را در تصمیمگیریها و سهمخواهی از زندگی مشترک محقتر، فهمیدهتر و برتر از همسر آیندهتان میدانید، باید منتظر تجربهای تلخ باشید. خودمحوری، نقطه مقابلِ مشارکت و همسری است.
۶. عدم انعطافپذیری
استبداد رأی، یکدندگی و پافشاری سمجانه بر نظرات شخصی، پیامدی جز لجبازی و فرسایش روانی شریک زندگی و فرزندان در پی ندارد. اگر انعطافپذیری در تعاملات برایتان دشوار یا غیرممکن است، تلخی روابط به شما نشان خواهد داد که برای ازدواج آماده نبودهاید.
۷. شکاک بودن
بدگمانی و تردیدهای بیدلیل نسبت به دیگران، با شروع زندگی مشترک صدچندان میشود. فرد شکاک با دستهای خود یک رابطه خوب را تخریب میکند و نشان میدهد که پتانسیل لازم برای ورود به ازدواج را ندارد.
۸. مدیریت خشم و پرخاشگری
همانگونه که آب آتش را خاموش میکند، عصبانیت اغلب پاسخی ناآگاهانه برای فرار از اضطراب است. با این حال، فرد پرخاشگر پیش از آنکه آسیبی به دیگران بزند، سیستم روانی و جسمانی خود و سپس پیکره رابطه مشترک را ویران میکند. تیپهای عصبانی و پرخاشگر بدون درمان و اصلاح، مناسب ازدواج نیستند.
۹. وابستگی و عدم شناخت «خانواده هستهای»
با ازدواج، ما «خانواده هستهای» مستقل خود را تشکیل میدهیم؛ ساختاری شکننده که فقط و فقط شامل زن، شوهر و فرزندان است. روز ازدواج باید به درجهای از پختگی رسیده باشیم که بپذیریم همسر، اولویت اول زندگی ماست و فرزند در جایگاه دوم قرار میگیرد؛ در حالی که والدین و خواهر و برادر در جایگاههای بعدی هستند. اگر اولویتبندی ما نادرست باشد و مسائل خانواده هستهای را پیش از همسر با خانواده والدینی به اشتراک بگذاریم، هیچگاه ماه عسل و آرامش را در زندگی مشترک تجربه نخواهیم کرد.
۱۰. ناآگاهی از مهارتهای همسرداری
اعلام آمادگی برای ازدواج، مستزم تسلط پیشین بر مهارتهای همسرداری است؛ مهارتهایی که شامل حدود ۳۰ نکته کلیدی است و باید پیش از نشستن پشت فرمان زندگی مشترک آموخته شوند، نه پس از تصادف در جاده زندگی!
سخن پایانی
غفلت، سهلانگاری و خوشبینیهای سادهلوحانه به موارد پیشگفته، ریشه اصلی تمامی اختلافات و طلاقهاست. اگر این موارد کمرنگ یا پررنگ در شما وجود دارد، عجولانه بهسوی ازدواج گام برندارید. خبر خوب این است که میتوانید ظرف چند ماه این نقاط ضعف را برطرف سازید. فراموش نکنید هیچ تصمیمی در زندگی به اندازه ازدواج همهجانبه، سازنده یا مخرب نیست. انتخابی آگاهانه و خردمندانه داشته باشید تا بهجای تلخی و رنج، شیرینی، شادکامی و نسلی تندرست و موفق را برای خود و جامعه به ارمغان آورید.
دکتر علیاصغر شاملو