• شماره 3767 -
  • 1405 يکشنبه 10 آبان

از مکانیسم ماشه تا بحران انرژی؛ تقاص سیاست‌های اشتباه در اروپا

اروپا که اکنون میان آتش اعتراضات خیابانی و سایه سنگین بی‌ثباتی انرژی گرفتار شده، به‌دنبال راهی برای خروج از بن‌بستی می‌گردد که خود با سیاست‌های گذشته‌اش به آن دچار شده است. به‌گزارش مهر؛ درحالی‌که آلمان، فرانسه و انگلیس باردیگر از آمادگی خود برای بازگشت به میز مذاکره با ایران خبر می‌دهند، واقعیت‌های موجود نشان می‌دهد که این چرخش دیپلماتیک، برخلاف شعارهای «ثبات منطقه‌ای»، بیش‌ازآنکه برخاسته از اراده‌ای سیاسی باشد، محصولِ فشار ناگزیری است که ازسوی بحران‌های داخلی و اقتصادی بر پایتخت‌های اروپایی وارد شده. مشکلاتی که ناشی از موضع‌گیری‌ اشتباه اروپا درخصوص درگیری‌های روسیه-اوکراین و ایران-آمریکا رخ داده است.

بحران فعلی در قاره اروپا را باید از دریچه قیمت‌های سرسام‌آور انرژی تحلیل کرد. با تشدید تنش‌ها در مسیرهای حیاتی تجارت جهانی ازجمله تنگه هرمز و باب‌المندب، هزینه‌های لجستیک و انرژی به‌شکلی بی‌سابقه جهش یافته است. داده‌های اکتبر امسال نشان می‌دهد که قیمت گاز طبیعی در اروپا به 87‌یورو به‌ازای هر مگاوات‌ساعت رسیده که نسبت به دوران پیش از تنش‌ها، تقریباً سه‌برابر شده. این جهش قیمتی، تنها در بازار گاز محدود نیست؛ بلکه با رکوردشکنی قیمت بنزین و گازوئیل در اتحادیه اروپا، فشار بر سفره مردم را دوچندان کرده است. نتیجه این فشار اقتصادی، فروپاشی آرامش اجتماعی در کشورهای مختلف است. از اعتراضات گسترده در فرانسه که منجر به درگیری‌های شدید و بازداشت‌های متعدد شده تا مسدودکردن جاده‌ها توسط رانندگان کامیون در ایتالیا و تنش‌های مرتبط با مسکن در اسپانیا؛ همه نشان از یک «زمستان پرتنش» دارند. تحلیلگران هشدار می‌دهند که ذخایر گاز آلمان در پایین‌ترین سطح ۱۵‌سال‌اخیر قرار دارد و این‌موضوع، ریسک بی‌ثباتی را به اوج رسانده است. فشار اقتصادی بر اروپا تنها محصول تنش در تنگه هرمز نیست. از فوریه ۲۰۲۲، اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن حدود ۲۰۰‌میلیاردیورو کمک مالی، نظامی و بشردوستانه به اوکراین اختصاص داده‌اند و بسته وام ۹۰‌میلیاردیورویی برای سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ نیز بار مالی تازه‌ای بر بودجه‌های اروپایی تحمیل کرده. هم‌زمان، تحریم‌های ضدروسی صادرات اتحادیه اروپا به روسیه را ۶۱‌درصد و واردات از این‌کشور را ۸۹‌درصد کاهش داده است؛ جنگی که طبق ‌نظر برخی تحلیلگران تنها به‌این‌دلیل آغاز شد که ناتو قصد گسترش پایگاه‌های خود را تا مرزهای روسیه را داشت. بروکسل امروز هم‌زمان با بحران انرژی و اعتراضات خیابانی، هزینه‌های سنگین یک جنگ طولانی و یک سیاست تحریمی پرهزینه را نیز بر دوش می‌کشد؛ ترکیبی که فضای مانور سیاسی آن‌را به‌شدت محدود کرده است. در میان کشورهای اروپایی، برلین با وضعیت بحرانی‌تری روبروست. عجله آلمان برای اعلام آمادگی جهت مذاکره با ایران، ریشه در ترس از سرایت ناآرامی‌ها به شهرهای خود دارد. وضعیت ذخایر گاز آلمان که تا اواخر اکتبر تنها ۶۱‌درصد پر شده (درمقایسه‌با ۷۵‌درصد پارسال)، در کنار رکود اقتصادی، این‌کشور را به آسیب‌پذیرترین بخش از ساختار سیاسی-اقتصادی اروپا تبدیل کرده است. نکته قابل‌تأمل اینجاست که تغییر رویکرد اروپا، پیامد مستقیم تصمیمات پیشین خود است. فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» (اسنپ‌بک) توسط کشورهای اروپایی در سال گذشته، همان عاملی بود که مسیر دیپلماسی را مسدود و تنش‌ها را تشدید کرد. اکنون همان تنش‌ها که از مسیر تنگه هرمز به اقیانوس‌ها سرایت کرده بود، به‌شکل بحران انرژی به خانه‌های اروپایی‌ها بازگشته. هرچند اروپا همواره مدعی بی‌طرفی در درگیری‌های منطقه‌ای بوده، اما واقعیت‌های میدانی روایت دیگری دارند. اعتراف مارک روته، دبیرکل ناتو، مبنی‌براینکه اروپا عملاً به «یک سکوی بزرگ برای قدرت‌نمایی ایالات‌متحده» تبدیل شده و هزاران پرواز آمریکایی از حریم هوایی اروپا برای عملیات علیه ایران انجام شده، نشان می‌دهد که پایتخت‌های اروپایی اگرچه درظاهر از جنگ فاصله گرفته‌اند، اما زیرساخت‌های خود را در خدمت اهداف واشنگتن قرار داده‌اند. اکنون، اروپا باید میان تعهدات سیاسی خود و واقعیات تلخ اقتصادی‌اش، انتخابی دشوار داشته باشد. آنچه امروز در پایتخت‌های اروپایی رخ می‌دهد، مصداق بارز یک «بومرنگ» است؛ سیاست‌هایی که سال‌هاپیش با فشار و ایجاد چالش برای ایران پرتاب شدند، اکنون با شتابی بیشتر به‌سمت خودِ اروپا بازگشته‌اند. اروپایی‌ها پارسال با فعال‌سازی «مکانیسم ماشه»، راه دیپلماسی را مسدود و فضای تنش را شدیداً تشدید کردند. درآن‌زمان، دیپلماسی ایران صراحتاً هشدار داده بود که اروپا با این تصمیم، خود را از چرخه حل‌وفصل پرونده ایران خارج می‌کند؛ هشداری که امروز با تحقق بحران‌های انرژی و ناآرامی‌های اجتماعی، به واقعیت بدل شده است. نکته تأمل‌برانگیز این‌است‌که اروپا درطول‌این‌سال‌ها، هیچ‌گونه گذری از فشار یا تمایلی به ایجاد فضای تنش‌زدایی نشان نداد و همواره در مسیر ایجاد چالش برای ایران گام برداشت؛ اما حالا که این تنش‌ها از مسیر تنگه هرمز به لرزه درآوردن اقتصاد اروپا منجر شده، آن‌ها به‌دنبال بازگشت به میز مذاکره هستند. این چرخش، نه یک حرکت راهبردی بلکه بازگشتِ پیامدهای تصمیمات خودشان است. حتی ادعای بی‌طرفی اروپا در درگیری‌های اخیر با ابهامات جدی روبروست. اگرچه این‌کشورها درظاهر از درگیری مستقیم کناره‌گیری کرده‌اند اما اعترافات دبیرکل ناتو نشان می‌دهد که اروپا عملاً به «سکوی پرتاب» و زیرساخت پشتیبان ماشین جنگی آمریکا در عملیات علیه ایران تبدیل شده. این بازی دوگانه (هم‌زمان فشار سیاسی و نظامی و هم‌زمان اعلام آمادگی برای مذاکره) نشان می‌دهد که اروپا هنوز با واقعیت‌های میدان و پیامدهای سیاست‌های خود روبرو نشده است. آمادگی آلمان، فرانسه و بریتانیا برای گفتگو، برخاسته از یک اراده سیاسی برای صلح نیست، بلکه واکنشی به فشارهای بی‌امان خیابان‌ها، نرخ تورم و تهدید ذخایر گاز است. وقتی مذاکره از موضع «ناچاری» و «مدیریت بحران» آغاز شود، با مذاکره‌ای که از سرِ تعهد به دیپلماسی باشد، تفاوت ماهوی دارد. اروپا درحالی از مذاکره سخن می‌گوید که هم‌زمان در نشست‌های منطقه‌ای (مانند نشست استانبول)، بر فشارها و امنیت آبراه‌ها تأکید می‌کند؛ این تناقض نشان می‌دهد که اروپا هنوز تمایلی به تغییر بازی ندارد، بلکه صرفاً می‌خواهد از شدت ضربات بومرنگی که پرتاب کرده، بکاهد. درنهایت باید گفت: اروپا امروز میان سه جبهه گرفتار شده: اعتراضات داخلی در خیابان‌ها و بحران انرژی در خانه‌ها؛ و در پس‌زمینه، هزینه‌های سنگین یک جنگ طولانی در اوکراین و پیامدهای تحریم‌های ضدروسی. اگر آمادگی برای مذاکره با ایران صرفاً تلاشی برای آرام‌کردن بازارها و مهار اعتراضات باشد، این حرکت تنها یک عقب‌نشینی تاکتیکی برای بقای سیاسی خواهد بود، نه یک چرخش راهبردی. شواهد نیز همین را نشان می‌دهد: اولویت اروپا در طرح دومرحله‌ای خود، ابتدا بازگشایی تنگه هرمز است و تنها در مرحله بعد، موضوع هسته‌ای. تازمانی‌که اروپا مسئولیت سیاست‌های فشارمحور خود را نپذیرد و دست از بازی دوگانه برندارد، هرگونه گفت‌وگو تنها نسخه‌ای موقت برای پنهان‌کردن بحران‌های ساختاری خود خواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه