واکاوی ساختار و ریتم در عکسهای وحید میرقاسمی؛
وقتی زمان، نور میشود
شهناز فاطمه
در مجموعه «آنگاه که زمان، نور میشود» (When Time Becomes Light)، وحید میرقاسمی با انتقال تأکید از موضوع بازنماییشده به روابط درونی تصویر، ظرفیتهای ساختاری عکاسی را موردبررسی قرار میدهد. دراینمجموعه، نور نه عنصری وابسته به سوژه، بلکه مادهای فعال در شکلدهی به هندسه، ریتم و سازمان فضایی تصویر است. از منظر فرمالیستی، اهمیت آثار در چگونگی برهمکنش حرکت، نوردهی، رنگ و کادربندی آشکار میشود؛ عناصری که در کنار فضای منفی، نظامی بصری میسازند و قواعد متعارف عمقنمایی و تشخیص موضوع را به چالش میکشند. تقابل خطوط سیال با ساختارهای هندسی، انباشت مسیرهای نورانی و تغییر تراکم رنگ، تعادلی متغیر میان نظم و بیثباتی ایجاد میکند. دراینمیان، زمینههای تاریک صرفاً فضای خالی پیرامون عناصر روشن نیستند، بلکه در تعریف مرزها، جهت حرکت نگاه و کیفیت حضور فرمها نقش دارند. کادربندیهای فشرده و حذف نشانههای محیطی نیز توجه را از منشأ نور به روابط میان خط، سطح، حجم و فضای خالی منتقل میکنند. حاصل این انتخابها، زبانی تصویری است که در آن، رنگ و نور از کارکردهای صرفاً توصیفی فاصله میگیرند و به مؤلفههایی برای سازماندهی مستقل تصویر تبدیل میشوند. میرقاسمی دراینمسیر، بهجای کنارگذاشتن امکانات عکاسی، آنها را بهشکلی خلاقانه بازآرایی میکند و نشان میدهد که چگونه یک پدیده فیزیکی میتواند ازطریق تصمیمهای فرمی به ساختاری واجد انسجام و هویت بصری تبدیل شود. وجه قابلتوجه این مجموعه، پیوند میان کنترل فرمال و ظرفیت ادراکی تصویر است. امتدادهای موازی، تکرار واحدهای نورانی و توالی ساختارهای رنگی، مسیرهای متفاوتی برای حرکت نگاه ایجاد میکنند؛ درحالیکه ترکیببندیهای مدور و منحنی، تجربهای از گردش، بازگشت و ناپایداری جهت را پیش میکشند. از این منظر، زمان نه بهواسطه روایت مستقیم، بلکه ازطریق رد حرکت و استمرار بصری در سطح تصویر حضور پیدا میکند. این ویژگی، آثار را به حوزهای مشترک میان عکاسی، طراحی گرافیک و هنرهای بینارسانهای نزدیک میکند؛ حوزهای که در آن، معنا از تعامل ساختارهای بصری و تجربه مخاطب شکل میگیرد. ارتباط مجموعه با اینستالیشن تلفیقی و تعاملی نیز امکان گسترش این زبان را از سطح دوبعدی عکس به قلمرو مواجهه فضایی فراهم میآورد. اهمیت این گسترش در افزودن رسانهای دیگر به اثر خلاصه نمیشود، بلکه در آزمودن ظرفیتهای یک زبان تصویری در شرایط متفاوت نمایش و ادراک قرار دارد. انتخاب میرقاسمی از میان آثار ارائهشده توسط هنرمندان متعدد برای برگزاری نمایشگاه انفرادی، زمینهای حرفهای برای ارزیابی مستقل این رویکرد فراهم کرده است. درمجموع، ارزش هنری مجموعه را باید در انسجام میان انتخابهای فنی، سازماندهی بصری و گسترش رسانهای جستوجو کرد؛ انسجامی که جایگاه این تجربه را در گفتوگوی معاصر درباره امکانات عکاسی و مرزهای آن قابلبررسی میسازد. نمایشگاه «آنگاه که زمان، نور میشود» در نگارخانه بلوط کرمانشاه برگزار شد.