• شماره 3770 -
  • 1405 چهارشنبه 13 آبان

قایع اتفاقیه شهر کرمان؛

از بوستانی که بودجه داشت تا بودجه‌ای که بوستان نداشت!

عفت فلاح

حکایت شهری که در آن، گاهی نهال می‌کارند و سایه‌اش را با تبر نقد می‌کنند! ملاحظه فرمایید! در بلاد کرمان، علی‌الخصوص در دارالخلافه بلدیه، مدتی است که میان بعضی از وکلای ملت در دارالشورا و اهل بلدیه، گفت‌وگوهایی از نوع گرم و پرحرارت درگرفته است؛ گفت‌وگوهایی که اگر قدری دیگر ادامه یابد، بعید نیست به‌جای صورت‌جلسه، صورت یکدیگر را هم مطالعه فرمایند! ما نیز که از رعایای قلم و خادمان خبر و خبررسانی هستیم، هرروز چشم به اخبار دوخته‌ایم تا ببینیم این بار کدام سنگ‌فرش، کدام جدول، کدام بوستان و کدام پروژه، سعادت آن‌را پیدا می‌کند که در محضر حضرات، محاکمه شود. این‌بار قرعه به‌نام بوستانی در ضلع شرقی کرمان‌مال، حوالی بازار قلعه و در جوار بافت تاریخی شهر افتاده است؛ بوستانی که هنوز از گردوخاک کارگاه بیرون نیامده، پایش به محکمه افکار عمومی باز شده است. یکی از حضرات اعضای شورا فرموده‌اند که این‌پروژه نه بودجه داشته، نه مصوبه و نه اولویت؛ و از آن‌طرف، سخنگوی بلدیه با اسناد و مدارک به میدان آمده و شماره بودجه ۱۴۰۹۲۰۱۱۲ را پیش کشیده و می‌فرمایند پروژه در بودجه سال ۱۴۰۴ پیش‌بینی شده، مناقصه رفته و در مهرماه قراردادش منعقد گردیده است. حال ما مانده‌ایم و این معما که اگر پروژه‌ای در بودجه مصوب شده باشد، بازهم باید برای اجرای آن از هفت‌خوان تردید عبور کرد یا خیر؟ البته یک نکته را هم از باب انصاف باید گفت: بودجه داشتن، مجوز بی‌چون‌وچرای خوب بودن یک پروژه نیست؛ همان‌طورکه نداشتن بودجه در یک ادعا نیز به‌تنهایی دلیل بر بی‌فایده بودن آن نیست. بودجه، سند آغاز بحث است، نه پایان آن. اما ایهاالناس! گویا در این‌شهر رسم تازه‌ای باب شده است؛ تا کلنگ پروژه‌ای به زمین می‌خورد، پیش از آنکه نهالی در آن بروید، ریشه‌اش را در افکار عمومی می‌خشکانیم! هنوز دیوار باغچه خشک نشده، نشست کرده یا نکرده، هنوز بوستان افتتاح نشده، درباره استفاده‌کنندگانش حکم صادر می‌کنیم و هنوز شهروندی قدم به آن نگذاشته، از جانب او اعلام می‌کنیم که اینجا به دردش نمی‌خورد! آخر عزیزان من! کمی مهلت بدهید. بگذارید پروژه از مرحله خاک‌برداری به مرحله بهره‌برداری برسد. آن‌گاه مردم خودشان بهتر از هر سخنگو و منتقدی قضاوت خواهند کرد. اما از آن‌طرف، اهل بلدیه نیز خیال نفرمایند که چون پروژه‌ای در دفتر بودجه ثبت شده، دیگر کسی حق پرسیدن ندارد. مردم حق دارند بدانند چرا این‌پروژه انتخاب شده، چقدر هزینه برداشته، چه میزان پیشرفت داشته و سرانجام چه نفعی برای محله و شهروندان خواهد داشت. بودجه، چک سفید امضا نیست و نقد هم نباید چک بی‌محل باشد! حکایت دیگر آنکه در باب استفاده‌کنندگان بوستان نیز سخنانی بر زبان آمده که گویا بیشتر بهره‌برداران این فضای عمومی، اتباع خارجی خواهند بود. ما را دراین‌باب سخنی است با حضرات منتقد و البته با بعضی از مدیران محترم: بوستان اگر عمومی است، عمومی است؛ نه از کسی شناسنامه می‌خواهد و نه از کسی سند مالکیت بر انسانیت. آنکه در این‌شهر زندگی می‌کند، چه کرمانی باشد و چه مهمانی که روزگار او را به این دیار آورده، پیش از هر عنوانی انسان است. مگر قرار است برای هر نیمکت، کارت ملی کرمانی صادر شود؟ یا بر سردر بوستان بنویسند ورود غیرکرمانی ممنوع؟! البته اگر بناست درباره میزان بهره‌مندی مردم از یک پروژه بحث کنیم، باید با آمار، مشاهده و بررسی میدانی حرف بزنیم، نه با حدس و گمان و برچسب زدن به مردمی که خودشان نیز بخشی از جامعه شهری‌اند. و اما بازار قلعه! این بازار و آن محله قدیمی، سال‌هاست که در انتظار اندکی توجه و رونق نشسته‌اند. اگر امروز مغازه‌داری برای بهسازی دکان خود دست‌به‌کار شده، اگر امیدی به رفت‌وآمد و رونق در دل کسبه پیدا شده، باید آن‌را دید و درباره‌اش پرسید؛ نه اینکه پیش از آنکه چراغی روشن شود، از خاموشی سخن بگوییم. البته هنوز زود است که از یک بوستان، معجزه اقتصادی طلب کنیم؛ اما مگر احیای یک محله تاریخی، جز با همین قدم‌های کوچک آغاز می‌شود؟ ازسوی‌دیگر، جنابان بلدیه‌نشین نیز باید بدانند که مردم از تعریف و تمجیدهای اداری خسته شده‌اند. مردم پروژه را با بنر افتتاحیه نمی‌سنجند؛ با کیفیت اجرا، دوام کار، دسترسی مناسب، امنیت، نظافت و رضایت خودشان می‌سنجند. اگر دیواری نشست کرده، باید توضیح داد و اصلاح کرد؛ اگر لوله‌ای آسیب‌دیده، باید درستش کرد؛ اگر پروژه‌ای ایراد دارد، باید پذیرفت. هیچ‌کس با گفتن اینکه «در حین اجرا اصلاح شد» از مسئولیت نظارت معاف نمی‌شود. و اما ما جماعت اهل قلم! اینجا لازم است یک میخ هم به دیوار خودمان بکوبیم؛ چراکه گاهی ما خبرنگاران نیز در این بساط بی‌تقصیر نیستیم. گاهی چنان برای انتشار یک جمله تند از یک عضو شورا یا یک پاسخ آتشین از سخنگوی فلان اداره شتاب می‌کنیم که اصل ماجرا از یادمان می‌رود. گاهی تیتر را پیش از تحقیق انتخاب می‌کنیم و گاهی آن‌قدر در بازی موافق و مخالف گرفتار می‌شویم که فراموش می‌کنیم مردم نه به تیم شورا رأی داده‌اند و نه به تیم شهرداری؛ مردم به امید بهتر شدن شهر، به همه این مسئولیت‌ها اعتماد کرده‌اند. خبرنگار نه وکیل مدافع شهرداری است، نه وکیل مدافع شورا و نه مأمور تنظیم رضایت‌نامه برای هیچ مدیر و مسئولی. ما باید هم از کار خوب دفاع کنیم و هم از کار نادرست سؤال بپرسیم؛ هم زحمت کارگران و مهندسان و مدیرانی را که برای آبادانی شهر تلاش می‌کنند ببینیم و هم اگر جایی کوتاهی و خطایی وجود دارد، آن‌را بی‌پرده بنویسیم. وگرنه اگر قرار باشد هر پروژه‌ای با یک اعتراض دفن شود و هر اعتراضی با یک جوابیه خفه گردد، پس تکلیف شهر و شهروندان چه می‌شود؟ شهر، میدان زورآزمایی نیست؛ سفره مشترک شهروندانی است که از جیب و عمر خود برای اداره آن هزینه می‌دهند. آخرالامر، عرض ما این است: جنابان اعضای شورا! نقد کنید، اما پیش از صدور حکم، پرونده را کامل بخوانید. جنابان بلدیه! کار کنید، اما به‌یاد داشته باشید که مردم بابت انجام‌وظیفه، از شما پاسخ‌گویی می‌خواهند، نه صرفاً گزارش عملکرد. و ما جماعت روزنامه‌نگار نیز سعی کنیم نه چنان قلم بزنیم که از شهرداری برایمان دسته‌گل بفرستند و نه چنان بنویسیم که در شورا برایمان صندلی رزرو کنند! ما را با هیچ‌یک از این دو دستگاه کاری نیست؛ ما طرف مردمیم. باشد که به‌جای آنکه هر کس در این‌شهر تیشه‌ای به‌دست گیرد و ریشه کار دیگری را بزند، یکی بیل بردارد، دیگری آب بیاورد و سومی چراغی روشن کند. چه خوش گفته‌اند: اگر شهرآباد می‌خواهیم، باید آبادگر را تشویق و خطاکار را نیز بی‌ملاحظه به پاسخ‌گویی فراخوانیم. والسلام؛ تحریر شد در احوالات دارالخلافه کرمان، در روزگاری که ظاهراً حتی بوستان‌ها هم پیش از سبز شدن، باید از خود دفاع کنند!

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه