رسانههای جهان شکست جمهوریخواهان را چگونه پوشش دادند؟
ترامپ و ماجرای کنگره جدید!
شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر فقط ازدسترفتن کرسیهای کنگره نیست؛ این شکست نشان داد که ترامپ نتوانسته قدرتنمایی خارجی خود را به رضایت اقتصادی و سیاسی در داخل آمریکا تبدیل کند. بهگزارش مهر؛ شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا را باید یکی از مهمترین تحولات سیاسی دوران ریاستجمهوری دوم ترامپ دانست. ابعاد این شکست بهاندازهای بود که رسانههای معتبر آمریکایی و اروپایی با تعابیر متفاوت، آنرا فراتر از یک ناکامی انتخاباتی و نشانهای از تضعیف جدی موقعیت سیاسی رئیسجمهور آمریکا ارزیابی کردند.
از «تنبیه ترامپ بهدست رأیدهندگان» در روایت آسوشیتدپرس تا «طرد خیرهکننده رئیسجمهور» در تحلیل سیانان و «شکست تاریخی» در گزارش واشنگتنپست، وجه مشترک ارزیابی رسانههای غربی اینبودکه انتخابات ۲۰۲۶ به یک همهپرسی درباره عملکرد دولت دوم ترامپ تبدیل شد؛ که نتیجه آن برخلاف انتظار کاخ سفید رقم خورد. اهمیت این انتخابات فقط در ازدسترفتن کنترل کنگره نیست. مسئله اصلی آناستکه ترامپ بخش مهمی از سرمایه سیاسی خود را در انتخاباتی از دست داد که شخصاً آنرا به آزمونی برای سنجش محبوبیت و اعتبار سیاسی خود تبدیل کرده بود. آسوشیتدپرس در گزارش خود باعنوان «رأیدهندگان ترامپ را تنبیه کردند» تأکید کرد که نارضایتی از عملکرد رئیسجمهور در موضوعاتی مانند افزایش قیمتها، سیاستهای اقتصادی، درگیری با ایران و نگرانی درباره فساد دولتی، به یک موج انتخاباتی علیه جمهوریخواهان تبدیل شد. این خبرگزاری بر تغییر رفتار رأیدهندگان در ایالتهایی تأکید کرد که سالها پایگاه مطمئن جمهوریخواهان محسوب میشدند. اهمیت روایت آسوشیتدپرس درایناستکه شکست جمهوریخواهان را صرفاً نتیجه افزایش مشارکت دموکراتها نمیداند بلکه آنرا با تغییر در ترجیحات گروههایی از رأیدهندگان مستقل، جوانان و لاتینتبارها مرتبط میکند. اینگونه، مسئله برای جمهوریخواهان فقط ازدستدادن چند حوزه انتخاباتی نیست، بلکه نشانههایی از فرسایش ائتلاف انتخاباتی ترامپ نیز دیده میشود. واشنگتنپست در گزارشی باعنوان «رأیدهندگان با چرخشی چشمگیر بهسوی دموکراتها، ترامپ را مجازات کردند» بر گستره جغرافیایی شکست تمرکز کرد. این روزنامه نوشت: حمایت جمهوریخواهان در گروههای جمعیتی مختلف و مناطق گوناگون کاهش یافته و دموکراتها در حوزههایی پیروز شدهاند که برای چندیندهه دراختیار رقیب جمهوریخواه بوده است. واشنگتنپست همچنین بهایننکته اشاره کرد که ترامپ در جریان مبارزات انتخاباتی بارها از هوادارانش خواسته بود انتخابات را بهمثابه حضور شخص او در برگه رأی درنظر بگیرند. بههمیندلیل، شکست جمهوریخواهان را نمیتوان بهآسانی از عملکرد شخص رئیسجمهور جدا کرد. این روزنامه در تحلیل دیگری، تعرفههای تجاری، سیاستهای مربوط به ایران، افزایش هزینههای زندگی و نارضایتی از عملکرد دولت را از عوامل اصلی شکلگیری این شکست معرفی کرد. سیانان نیز در ارزیابی خود از انتخابات، از «موج تاریخی دموکراتها و طرد خیرهکننده ترامپ» سخن گفت. اینشبکه در بررسی نتایج انتخابات تأکید کرد که رأیدهندگان نهتنها نامزدهای جمهوریخواه، بلکه بسیاری از نامزدهایی را که ترامپ شخصاً از آنها حمایت کرده بود، کنار گذاشتند. سیانان در تحلیل دیگری درباره وضعیت آینده رئیسجمهور آمریکا نوشت که ترامپ پس از این شکست وارد مرحله دشوارتری از ریاستجمهوری خود شده است؛ مرحلهای که در آن دموکراتها میتوانند تحقیقات گستردهتری درباره دولت او آغاز کنند و متحدان جمهوریخواهش بهتدریج بهدنبال تعیین جانشین سیاسی او باشند. درواقع، از نگاه اینشبکه، مسئله فقط کاهش قدرت ترامپ در کنگره نیست، بلکه آغاز رقابت بر سر آینده جریان سیاسی او نیز اهمیت دارد. نیویورکتایمز در تحلیل انتخاباتی خود باتأکیدبراینکه ترامپ بارها از رأیدهندگان خواسته بود تصور کنند نام او در برگه رأی قرار دارد، نوشت که مردم آمریکا عملاً این درخواست را پذیرفتند؛ اما نتیجه برخلاف انتظار رئیسجمهور بود. این روزنامه شکست جمهوریخواهان را واکنشی به عملکرد رئیسجمهور و نشانهای از کاهش نفوذ او حتی در بخشهایی از ائتلاف سنتی جمهوریخواهان ارزیابی کرد. درهمینحال، گاردین در گزارش خود باعنوان «شکست خیرهکننده جمهوریخواهان؛ رأیدهندگان درباره دستورکار ترامپ قضاوت کردند» این انتخابات را نشانهای از محدودشدن قدرت سیاسی رئیسجمهور دانست. این روزنامه بهنقلاز جان کینگ، تحلیلگر سیاسی سیانان، نتیجه انتخابات را «فروپاشی حزب رئیسجمهور در برابر چشم همگان» توصیف کرد. گاردین همچنین تأکید کرد که با دراختیارگرفتن هر دو مجلس کنگره، دموکراتها میتوانند بسیاری از انتصابهای قضایی و کابینهای ترامپ را متوقف کنند. فایننشالتایمز نیز در بازتاب شکست جمهوریخواهان، از «تحقیر بزرگ ترامپ» سخن گفت؛ تعبیری که بیشازهرچیز بر فاصله میان ادعای تسلط سیاسی ترامپ و نتیجه واقعی انتخابات تأکید دارد. این تفاوت در تعابیر رسانهای مهم است: برخی رسانهها بر نارضایتی عمومی، برخی بر شکست شخصی ترامپ و گروهی دیگر بر پیامدهای نهادی و محدودشدن قدرت کاخ سفید تمرکز کردهاند. بااینحال، تقریباً همه آنها در یک موضوع اشتراک دارند؛ انتخابات اخیر ضربهای جدی به موقعیت سیاسی رئیسجمهور آمریکا وارد کرده است. یکی از مهمترین دلایل این شکست، فاصله میان وعدههای اقتصادی ترامپ و تجربه روزمره شهروندان آمریکایی بود. ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با وعده مهار تورم، کاهش هزینههای زندگی و بازگرداندن رونق اقتصادی بهقدرت رسید؛ اما در انتخابات میاندورهای، همینموضوع به یکی از اصلیترین نقاط آسیبپذیری دولت او تبدیل شد. طبق نظرسنجی انتخاباتی آسوشیتدپرس که با مشارکت بیش از ۱۰۰هزار رأیدهنده انجام شد، نزدیک به ۹نفر از هر ۱۰ رأیدهنده هزینههای زندگی را عاملی مهم یا تعیینکننده در تصمیم انتخاباتی خود دانستهاند. حدود دوسوم نیز معتقد بودهاند سیاستهای اقتصادی ترامپ به افزایش فشارهای اقتصادی منجر شده است. رویترز نیز در تحلیل خود از نتایج انتخابات، افزایش هزینههای زندگی و نارضایتی از عملکرد اقتصادی دولت را از عوامل اصلی شکست جمهوریخواهان معرفی کرد. این خبرگزاری تأکید کرد که خشم عمومی از سیاستهای ترامپ، بهویژه تعرفههای تجاری و پیامدهای اقتصادی درگیری با ایران، به تغییر موازنه انتخاباتی کمک کرده است. درواقع، ترامپ با یک تناقض سیاسی روبهرو شد: رئیسجمهوری که با وعده بهبود وضعیت اقتصادی آمریکاییها به قدرت بازگشته بود، اکنون باید درباره افزایش هزینههای زندگی و فشار اقتصادی بر همان گروههایی پاسخگو باشد که در سال ۲۰۲۴ به او رأی داده بودند. در کنار اقتصاد، تحولات مربوط به ایران یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فضای سیاسی انتخابات بود. رویترز در گزارش خود باعنوان «دموکراتها کنگره را در شکست گسترده ترامپ تصاحب کردند» بهصراحت نوشت که نارضایتی از درگیری آمریکا با ایران، نگرانی درباره افزایش هزینههای زندگی و خشم از عملکرد رئیسجمهور، رأیدهندگان را بهسمت دموکراتها سوق داده است. آسوشیتدپرس نیز در گزارش خود درباره نتایج انتخابات، سه عامل افزایش قیمتها، درگیری با ایران و نگرانی درباره فساد دولتی را در شمار مهمترین عوامل نارضایتی رأیدهندگان قرار داد. اهمیت اینموضوع درآناستکه سیاست خارجی ترامپ دیگر صرفاً در سطح مناسبات واشنگتن با کشورهای دیگر باقی نمانده است. افزایش هزینههای انرژی، بالارفتن قیمت بنزین و نگرانی از تداوم یک درگیری پرهزینه، پیامدهایی هستند که مستقیماً به زندگی شهروندان آمریکایی منتقل میشوند؛ بنابراین، نمیتوان شکست جمهوریخواهان را صرفاً به سیاست آمریکا در قبال ایران نسبت داد، اما شواهد رسانهای و انتخاباتی نشان میدهد که این پرونده در کنار اقتصاد، به یکی از نقاط ضعف جدی دولت ترامپ تبدیل شده است. ازاینمنظر، یکی از مهمترین شکستهای راهبردی ترامپ آنبودکه نتوانست دستاورد قابل قبولی از سیاست خارجی خود به افکارعمومی آمریکا ارائه کند؛ درحالیکه هزینههای آن بهشکل افزایش فشار اقتصادی و نگرانی از تداوم درگیریها احساس میشد. شکست انتخاباتی، مسئله دیگری را نیز برای ترامپ بهوجود آورده است: آینده رهبری حزب جمهوریخواه. واشنگتنپست در تحلیل خود از اشتباهات جمهوریخواهان، به تصمیمات سیاسی ترامپ درحمایتاز برخی نامزدها، سیاست تعرفهای، درگیری با ایران و ناتوانی حزب در ارائه پاسخ قانعکننده به نگرانیهای اقتصادی رأیدهندگان اشاره کرد. رویترز نیز گزارش داد که شکست نامزدهای موردحمایت ترامپ، پرسشهای جدی درباره قدرت تشخیص سیاسی و توانایی او برای هدایت حزب در انتخابات آینده ایجاد کرده است. اینمسئله میتواند بهتدریج اختلافات درون حزب جمهوریخواه را آشکارتر کند. تاپیشازاین، بسیاری از جمهوریخواهان برای حفظ موقعیت خود ناچار بودند از تصمیمات ترامپ حمایت کنند؛ اما اکنون ممکن است بخشیازآنها بهایننتیجه برسند که فاصلهگرفتن از رئیسجمهور برای حفظ آینده سیاسیشان ضروری است. درچنینشرایطی، موقعیت جیدی ونس و دیگر چهرههای جمهوریخواه که بهدنبال نقشآفرینی در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ هستند نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند. البته هنوز نمیتوان از پایان ترامپیسم یا کناررفتن قطعی ترامپ از رهبری حزب سخن گفت، اما انتخابات اخیر رقابت بر سر آینده اینجریان را جدیتر کرده است. پیامد مستقیم این شکست، تغییر موازنه قدرت در واشنگتن است. دموکراتها با دراختیارگرفتن مجلس نمایندگان و سنا، ابزارهای بیشتری برای نظارت بر دولت خواهند داشت. آنها میتوانند جلسات تحقیقاتی برگزار کنند، مقامهای دولتی را برای پاسخگویی فرابخوانند، درباره تصمیمات کاخ سفید تحقیق کنند و در مسیر تصویب برنامههای رئیسجمهور مانع ایجاد کنند. گاردین نیز در تحلیل خود بر همینموضوع تأکید کرده و نوشته است که کنترل سنا به دموکراتها امکان میدهد بسیاری از انتصابهای قضایی و کابینهای ترامپ را متوقف کنند. البته این پیروزی بهمعنای اختیار نامحدود دموکراتها نیست. ترامپ همچنان قدرت وتوی مصوبات کنگره را دراختیار دارد و دموکراتها برای عبور از وتوی رئیسجمهور به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارند؛ بنابراین، احتمال شکلگیری بنبست سیاسی در واشنگتن جدی است؛ اما همین وضعیت نیز برای کاخ سفید یک محدودیت بزرگ محسوب میشود. ترامپ دیگر نمیتواند با همان سهولت دوره نخست ریاستجمهوری دوم خود، برنامههای داخلیاش را پیش ببرد.