اتاق شعر
مثل كبوتری كه اسير درخت نيست
اين عشق بیبهانه نگاهاش به تخت نيست
تنها مرور دست تو را خواسته دلش
پيراهنی كه حق دلش چوب رخت نيست
میميرم از نبودنت و صبر میكنم
مرگ آنقدر كه شايعه كردند سخت نيست
میميرم و هنوز تو باور نمیكنی
میميرم و هنوز خيال تو تخت نيست
اين قلب تيرخورده كه يک واقعيت است
از جنس ابتذال نقوش درخت نيست
حوای من، اسارت من در زمین تو
تقصیر چشم توست، به تقدیر و بخت نیست
ابراهیم واشقانی فراهانی
کم کم یاد خواهی گرفت
تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دوست و زنجیر کردن یک روح را
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند
و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند.
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری
باید باغ ِخودت را پرورش دهی به جای اینکه
منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی
که محکم باشی پای هر خداحافظی
یاد میگیری که خیلی میارزی.
خورخه لوییس بورخس