وعدهای که 59 سال به اجرا درنیامد
نهم تیرماه 1336بود و من (نوشیروان کیهانیزاده) هنوز خبرنگار میز اقتصادی روزنامهی اطلاعات. تورج فرازمند (متوفی در لُس آنجلِس) سردبیر وقت روزنامه مرا خواست و گفت که از دفتر انصاری وزیر راه خبر دادهاند که وی قصد رفتن به کرمان برای سرکشی به راههای این استان کشور و شنیدن انتقادها و پیشنهادها را دارد و روز 12و یا 13تیرماه آنجا خواهد بود. او با اتومبیل به کرمان میرود تا وضعیت راههای فیمابین را هم به چشم ببیند و بنابراین نمیتواند با خود خبرنگار ببرد. خبرنگار در صورت تمایل روزنامه با اتومبیل خود یا هر وسیلهی دیگر به کرمان برود ولی در آنجا میتواند با اتومبیل اداره راه، با او همراه شود. فرازمند گفت که مرا به این دلیل برای تهیهی این گزارش انتخاب کرد که کرمانی هستم و آگاه از واقعیات آن استان و فریب حرفهای چَرب و نَرم مقامات را نمیخورم و حقیقت را خواهم نوشت. همان شب با اتوبوس عازم کرمان شدم و دو روز بعد آنجا بودم. استاندار کرمان، بزرگان شهرهای استان را دعوت کرده بود تا بعدازظهر 13تیرماه در تالار بزرگ شهر جمع شوند و خواست خود از وزیر را مطرح کنند. در ساعت معیّن در تالار بودم و قرار گذارده بودیم که با بزرگان شهرهای استان، در پایان جلسه مصاحبه کنم و مشکلات راهها را برنگارم. همه منتظر وزیر بودند که معاون او! وارد شد، پشت میکروفن رفت و اظهارداشت: «همچنانکه میدانید؛ دو روز پیش (11تیرماه 1336) در منطقه وسیعی در شمال کشور، از تهران تا لاریجان، فیروزکوه و... زلزله روی داد، خرابی و تلفات وارد ساخته و در چند نقطه، کوه ریزش کرده و جادهها را بسته و جناب وزیر مجبور به بازدید از این نقاط شده و من به جای او، با هواپیما، برای شنیدن اظهارات و پیشنهادهای بزرگان استان و دیدن راهها به اینجا آمدهام.» هرکس مشکلی را گفت و پیشنهادی داد تا نوبت به نمایندهی شهر تاریخی و چند هزارسالهی رایِن رسید. وی که در عینحال مدیر یکی از مدارس راین بود گفت: «در سال اول دبیرستان، در درس هندسه، برای اثبات کوتاهترین فاصله بین دو نقطه، از استدلال 2400 ساله فیثاغورت استفاده میکنند که گفته بود اگر مقداری علوفه را در جایی بگذارند و حِماری را رها کنند، در یک خط مستقیم به سوی علوفه خواهد رفت، زیراکه کوتاهتر است. میدانیم که منطقهی جیرفت و کهنوج از قدیمیترین تمدنهای جهان هستند و به این تمدنها که آثار آن وجود دارد دقیانوس گویند. بنای شهر کرمان را هم به گشتاسپ کیانی (سههزار سال پیش) نسبت میدهند که اردشیر پاپکان در آنجا دژ نظامی ساخت تا پایتخت خود کند و بهرام گور، شاه ساسانی هم در زمان سلطنت خویش این شهر را گسترش و وسعت داد. میان منطقه جیرفت، کهنوج، رابُر و هَنزا، زادگاه سورنا اسپهبد نامدار ایران که کراسوس رومی و ارتش روم را در جنگ حرّان (شمال فرات) نابود کرد، ساردوئیه و... و کرمان و مرکز و شمال ایران از سه هزار سال پیش یک راه مستقیم وجود داشته که از گُدار گودِر (میان راین و جوپار) میگذرد. اسکندر مقدونی، یعقوب لیث، نادرشاه و... از همین راه عبور کردند. در زمان جنگ دوم جهانی، غلّات موردنیاز ارتش روسیه که با هیتلر میجنگید از همین راه حمل میشد. معلوم نیست که به چه دلیل، وزارت راه به جای بازسازی راه گُدار گودِر، مسیر را تغییر داده و 50 کیلومتر دور کرده است، بهگونهای که برای رسیدن از مسیر راین به کرمان، به جای خط مستقیم باید دو ضلع مثلث را پیمود که منطقی نیست و برخی از جیرفتیها ترجیح میدهند که کوهها را دور بزنند و از «دارزین» بروند. خواستم که دولت توجه کند و راه سه هزار سالهی «گُدار گودِر» را بازسازی و رو به راه کند. معاون وزیر راه به این درخواست وعدهی مساعد داد و گفت که گُدار را دیدن خواهد کرد. ولی، از آن زمان تاکنون (سال 1395) که 59 سال است به این وعدهی منطقی (بازسازی راه تاریخی گُدار گودِر) که منافع اقتصادی متعدد دارد عمل نشده است، خودروها همان دو ضلع مثلث را به جای خط مسقیم باید طی کنند که دهها کیلومتر طولانیتر است و ایجاد ترافیک هم میکند.