• شماره 1309 -
  • 1396 شنبه 15 مهر

مدیریت به‌شرط چاقو

ناصر بزرگمهر

رضا خدری از همکاران اهل قلم و برو‌بچه‌های دلسوخته جنوب است. او در گروهی متشکل از یاران پیشکسوت مطبوعاتی یادداشتی در‌مورد هندوانه و شرط چاقو یا به‌قول خودش، شرط کارد! گذاشته که نمی‌دانم ازخودش است یا نقل قول از کسی دیگر کرده است؛ اما این‌نوشته بهانه‌ای شد تا من هم مثل نویسنده آن بگویم، ای‌کاش مدیریت‌ها را هم می‌شد مثل هندوانه به‌شرط چاقو به‌کار گرفت؛ اصلا  ای‌کاش می‌شد همه دنیا را به‌شرط چاقو زندگی کرد؛ مدیریت کرد! رضا نوشته است: «همیشه خرید هندوانه به‌شرط کارد برایم دلپذیر بود؛ چرا‌که بابت انتخاب و پولی که می‌دادم، یک هندوانه شیرین و قرمز نصیبم می‌شد. همیشه فکر می‌کردم کاش در بقیه انتخاب‌های زندگی‌مان هم می‌توانستیم شرط کارد داشته باشیم و انتخاب خوب همراه با جنس خوب نصیب‌مان می‌شد. مثلا اگر در انتخاب دوست، رفیق و همسر، چنین امکانی وجود داشت که نوع خوب و بهترین را انتخاب کنیم و به‌شرط کارد بود، هرگز مرتکب اشتباه و هیچ‌وقت از انتخاب خود، پشیمان نمی‌شدیم و همه‌چیز بسیار عالی می‌شد! اما واقعیت این‌چنین نیست و همیشه امکان اشتباه در همه موارد زندگی وجود دارد. انتخاب‌های دیگری نیز در زندگی اجتماعی ما وجود دارد که سرنوشت سیاسی و اجتماعی زندگی ما را رقم می‌زند و این‌موارد نیز از‌این‌قائده مستثنی نیست و ممکن است در‌طول زندگی‌مان بارها تکرار شود و ممکن است ما انتخاب‌های درست یا نادرست داشته باشیم؛ هرچقدر بابت انتخاب‌های خوب خود خوشحال هستیم، به‌همان‌اندازه نیز بابت انتخاب‌های اشتباه خود متاسف و ناراحت می‌شویم. این‌انتخاب ممکن است انتخاب اعضای انجمن اولیای مدرسه یا انتخاب هیئت‌مدیره یک اتحادیه یا انتخاب اعضای شورای شهر یا انتخاب نمایندگان مجلس یا حتی انتخاب رئیس‌جمهوری باشد. هرچند ازنظر ارزش و اعتبار، این‌موارد قابل قیاس با هم نیستند؛ ولی آدم همیشه با‌توجه‌به بعد اخلاقی و اجتماعی موضوع تمایل دارد بهترین‌ها را انتخاب کند. اگر در‌این‌موارد که جنبه عمومی دارند، مرتکب انتخاب غلط شویم آینده سیاسی،اجتماعی مردم، شهر، استان یا کشورمان را به‌مخاطره می‌اندازیم. باید همیشه حواس‌مان باشد که انتخاب‌مان مثل خرید هندوانه در‌بسته و از‌روی شانس و اقبال نباشد. ممکن‌است‌که الا‌بختکی یکی قرمز و شیرین باشد؛ ولی ممکن‌است بقیه سفید و کال و خراب باشند؛ آن‌وقت مجبوریم بنشینیم و زانوی غم بغل کنیم و کاسه چه‌کنم‌چه‌کنم به‌دست بگیریم و هی به‌خودمان و انتخاب‌مان لعنت بفرستیم‌. آن‌چیزی‌که بی‌شک می‌تواند تاحدود زیادی جایگزین شرط کارد در‌چنین‌مواقعی شود، روشنگری، مطالعه، تحقیق، تفکر و مشورت همه‌جانبه آحاد مردم برای انتخاب بهترین‌هاست. در‌این‌میان نقش فعالین سیاسی‌، اجتماعی‌، صنفی‌، فرهنگی‌، رسانه‌ها و همه خواص جدی‌تر و پر‌مسئولیت‌تر است تا با‌حضور خود، به روشنگری در جامعه بپردازند و باعث شوند مردم بهتر، سره را از ناسره، تشخیص دهند و موجب ارتقای فرهنگ سیاسی،اجتماعی عموم مردم شوند. امید که در همه انتخاب‌های زندگی‌مان چنین باشد و آگاهانه و هوشیارانه انتخاب کنیم». بی‌شک درنگاهی‌که نویسنده محترم در یادداشت هندوانه به‌شرط کارد داشته‌، می‌توان صدها نمونه دیگر از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اداری، شخصی، خانوادگی و امثال این را مطرح کرد و آرزوی شرط چاقو را داشت. شرط چاقو، بخشی‌از رویاهای دست‌نیافتنی انسان برای مدیریت زندگی فردی و جمعی‌ست، بخشی‌از نتایج عملکرد انسان‌هایی‌ست که بیشتر با دل زندگی می‌کنند و از عقل کمتر بهره می‌برند؛ و‌گرنه حتما با ابزاری که نویسنده محترم هم در بالا به‌آن اشاره کرده است؛ مثل مطالعه، تحقیق، تفکر، مشورت و کسب دانش و آگاهی‌، می‌توان از بار دلی موضوع کاست و به مرتبه عقلی برای تصمیم‌گیری نزدیک‌تر شد. من بر‌خلاف دوست نویسنده‌ام معتقدم که شرط چاقو تنها مربوط به انتخاب همسر و دوست و رفیق نیست که این‌افراد قبل‌از‌آنکه بتوان با عقل مورد سنجش قرار گیرند، از راه دل وارد شده‌اند، انتخاب یک عضو اتحادیه و شورای شهر و نماینده و رئیس‌جمهوری هم معمولا تابع سیاست، حرکت جمعی مردمی که درکنارشان زندگی می‌کنیم و شرایط خاص زمان و مکان و ده‌ها موقعیت دیگر است که حتما همان‌گونه که اشاره شده با تعقل و تفکر می‌تواند نتیجه بهتر داشته باشد؛ اما بخشی‌از زندگی با تعقل و تفکر و مشورت و تجربه و بخشی‌دیگر‌هم با گرو‌گذاشتن دل خواهد گذشت؛ ولی بخشی‌از مدیریت زندگی، با آرزوی شرط چاقو همیشه باقی می‌ماند، همسایه‌ای که نمی‌دانی قرمز است یا سفید، مدیری که منصوب می‌شود، همکاری که دیگری برایت انتخاب می‌کند و راه‌های بسیار و درد‌های فراوان که در زندگی نصیبت می‌شود و تو هیچ نقشی در آنها بازی نمی‌کنی، کارگردانی آن به‌عهده دیگری‌ست، شما تماشاچی باقی می‌مانید. به‌عبارت دیگر، مدیریت زندگی به‌شرط چاقو، در منطق رفتاری و کرداری دیگران تعریف می‌شود؛ اما یک راه حل جمعی برای تحقق آرزوی مدیریت زندگی به‌شرط چاقو  وجود دارد: همه باهم دانه شیرین و تخم مناسب را انتخاب و در زمین خوب بکاریم و باغبانی کنیم؛ همه محصول را با‌اطمینان می‌توان پیشاپیش به‌شرط چاقو فروخت، نیازی به آرزو هم نخواهد بود.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه