• شماره 1309 -
  • 1396 شنبه 15 مهر

دشواری‌های گفت‌وگو

نظر هر کسی محترم است؟ اصلا و ابدا!

نزدیک‌به سه‌سال‌پیش، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، یکی‌از گفت‌وگوهای به‌یادماندنی این‌سال‌ها بین یک استاد جامعه‌شناسی و چندتا از دانشجویان درگرفت. آن استاد جامعه‌شناسی در سخنرانی‌اش موسیقی یکی‌از خوانندگان فوق‌ محبوب عامه‌پسند را که به‌تازگی فوت کرده بود، شدیدا به‌باد نقد گرفت؛ اما دانشجویانی از پائین سن فریاد می‌زدند که هرکسی نظر خودش را دارد و نباید به سلیقه دیگران توهین کرد. حق با که بود؟ هر‌سال می‌کوشم دست ‌کم یک‌بار، دو‌چیز را روی دانشجویانم امتحان کنم. نخست آنکه آنان را «فیلسوف!» خطاب می‌کنم؛ تعبیری‌که چندان جدی نیست؛ اما امیدوارم باعث تشویق آنان به فراگیری فعال شود. دوم، این بحث را پیش می‌کشم: «مطمئنا این‌عبارت را شنیده‌اید که هرکسی حق دارد نظری داشته باشد و اظهارش کند؛ شاید حتی خودتان نیز این‌تعبیر را به‌کار برده باشید و چه‌بسا برای جلوگیری‌از یک استدلال یا در‌بن‌بست‌قرار‌دادن کسی، این‌کار را کرده باشید. خب؛ به‌محض اینکه به‌این‌کلاس وارد می‌شوید، دیگر آن حق را ندارید. شما حق ندارید نظر خودتان را داشته باشید. فقط حق چیزی را دارید که بتوانید استدلالی بر‌آن بیاورید». شاید کمی تند باشد؛ اما آموزگاران فلسفه این‌را به دانشجویان‌مان بدهکارند که به آنها بیاموزند چگونه استدلال و چگونه از استدلال‌شان دفاع کنند و وقتی به باوری دفاع‌ناپذیر می‌رسند، آن‌را تشخیص دهند. مشکل تعبیر «من حق دارم نظر خودم را داشته باشم» این‌است‌که این‌عبارت در غالب موارد، برای محافظت از باورهایی‌ست که باید کنارشان بگذاریم. این‌عبارت، صورتی کوتاه‌شده از این گزاره است که «من می‌توانم هر‌چه دلم بخواهد، بگویم یا هر‌طور دلم بخواهد، بیاندیشم» و با تعمیم این‌معنا، ادامه استدلال علیه گوینده تا‌حدی بی‌احترامی خواهد بود. به‌نظر من، این‌نگرش به برابری کاذب میان متخصصان و غیرمتخصصان منجر می‌شود و این، یکی‌از ویژگی‌های زیانبار گفتمان عمومی ماست که در‌حال گسترش است. اولا یک‌ نظر چیست؟ افلاطون، میان نظرات یا باورهای رایج (دکسا) و معرفت یقینی تمایز می‌نهاد و این‌تمایز امروز نیز همچنان کارآمد است: برخلاف دو گزاره «۲=۱+۱» یا «هیچ دایره مربعی وجود ندارد»، یک نظر، درجه‌ای از ذهن‌گرایی و عدم قطعیت با خود دارد؛ اما مسئله اینجاست که دامنه «عقیده» از ذوقیات یا سلیقه‌ها شروع و کشیده می‌شود تا عقاید مربوط به مسائلی‌که برای غالب افراد، پر‌اهمیت است؛ مانند مصلحت‌اندیشی یا سیاست و ادامه می‌یابد تا همه دیدگاه‌هایی که از تخصص‌های فنی ریشه می‌گیرند، مثلا نظرات قانونی یا علمی. درباره نوع اول نظرات، واقعا نمی‌شود بحث و استدلال کرد. احمقانه است که اصرار کنم اشتباه می‌کنید که فکر می‌کنید بستنی توت‌فرنگی خوشمزه‌تر از شکلات است. مشکل این‌است‌که گاهی چنین به‌نظر می‌رسد که به‌طور ضمنی عقاید نوع دوم و حتی عقاید نوع سوم را نیز غیرقابل‌بحث و استدلال فرض می‌کنیم؛ یعنی همان‌فرضی‌که در مسائل ذوقی و سلیقه‌ای داریم. شاید این، یکی‌از دلایلی باشد (بی‌شک دلایل دیگری هم هست) که چرا تازه‌کارهای پرشور فکر می‌کنند حق مخالفت با دانشمندان آب‌وهوا و ایمونولوژیست‌ها را دارند و عقاید خودشان را «محترم» قلمداد می‌کنند. مریل دوری؛ بنیان‌گذار شبکه واکسیناسیون استرالیاست؛ شبکه‌ای که بر‌خلاف نامش، شدیدا مخالف واکسن است. خانم دوری هیچ صلاحیت پزشکی‌ای ندارد؛ اما استدلال می‌کند که اگر باب براون باآنکه فیزیکدان نیست، حق دارد درباره نیروی هسته‌ای نظر دهد، او نیز باید اجازه نظردادن درباره واکسن را داشته باشد. بااین‌حال، کسی فرض نکرده که دکتر براون، حق دارد درباره فیزیک شکافت هسته‌ای نظر بدهد؛ کاری‌که او می‌کند اظهار نظر درباره شیوه واکنش به‌این‌علم است؛ نه درباره خود این علم. در‌این‌‌صورت، معنای اینکه حق داریم نظر دهیم، چیست؟ اگر «هر‌کسی حق دارد نظر خودش را داشته باشد» فقط به‌این‌معنا باشد که هیچ‌کس حق ندارد جلوی فکرکردن افراد و بیان چیزی‌که می‌خواهند، بگیرد، در‌این‌صورت عبارت یادشده درست است؛ اما نکته‌ای‌ست کاملا پیش‌پاافتاده. هیچ‌کس نمی‌تواند جلوی شما را بگیرد که بگوئید واکسن‌ها باعث اوتیسم می‌شوند؛ مهم نیست که بارها نادرستی این‌ادعا ثابت شده باشد. برنامه مدیاواچ ای‌بی‌سی، وین تی‌وی ولونگوگ را برای پخش گزارشی درباره شیوع سرخک سرزنش کرد؛ گزارشی‌که دربردارنده اظهار نظری از مریل دوری بود. وین تی‌وی در‌پاسخ‌به شکایت یک بیننده، گفت که این‌گزارش «دقیق، بی‌طرف و متعادل بود و دیدگاه‌های پزشکان و گروه‌های نخبه را نشان می‌داد»؛ اما معنای این‌پاسخ، این‌است‌که هر‌دو‌طرف بحث، حق مساوی‌ای دارند تا درباره موضوعی سخن بگویند که فقط یکی‌از آنها تخصص مرتبط‌با‌آن‌موضوع را دارد. علاوه‌براین، اگر پاسخ وین تی‌وی درباره شیوه واکنش به علم باشد، پاسخی پذیرفتنی‌ست؛ اما «مناظره» مورد نظر، درباره خود علم بود و اگر مخالفت این «گروه‌های نخبه» را احتمالا باید نادرست تلقی کرد، واقعا حق پخش از تلویزیون را نداشتند. مجری مدیاواچ، جاناتان هولمز، بسیار بی‌پرده‌تر بود: «هم شاهد وجود دارد و هم حرف مفت» و این، بخشی‌از کار گزارشگر نیست که در‌مقابل تخصص جدی، به حرف مفت، فرصتی برابر بدهد. واکنش گروه‌های ضد واکسیناسیون، قابل پیش‌بینی بود. در سایت مدیاواچ، خانم دوری، ای‌بی‌سی را متهم کرد که صراحتا به سانسور یک مناظره علمی دعوت می‌کند. این‌پاسخ، «جدی‌نگرفتن دیدگاه‌های‌تان» را با «اجازه مطلق نداشتن برای داشتن یا اظهار دیدگاه‌های‌تان» خلط می‌کند؛ یا با وام‌گرفتن از تعبیر اندرو براون، این‌پاسخ، «نداشتن یک استدلال را با نداشتن حق بحث و استدلال خلط می‌کند». در‌اینجا نیز دو معنای «حق‌داشتن» برای یک عقیده با هم خلط شده‌اند. بنابراین، اگر دفعه بعد، از کسی شنیدید که می‌گوید حق دارد نظر خودش را داشته باشد، از او بپرسید که چرا چنین فکری می‌کند. این پرسش اگر فایده دیگری نداشته باشد، احتمالا باعث می‌شود که به گفت‌وگوی لذت‌بخش‌تری برسید.
علی کوچکی/ ترجمان

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه