• شماره 1563 -
  • 1397 دوشنبه 19 شهريور

نگاهی به تئاتر «ریچارد»

ریچارد؛ سیاست‌مداری برای تمام فصول

محمد‌رضا ساختمانگر

«داشتن صفات خوب، چندان مهم نیست. مهم این‌است‌که پادشاه، فن تظاهر به داشتن این صفات را خوب بلد باشد. حتی از‌این‌هم فراتر می‌روم و می‌گویم که اگر او حقیقتاً دارای صفات نیک باشد و به آنها عمل کند، به‌ضررش تمام خواهد شد؛ در‌حالی‌که تظاهر به داشتن این‌گونه صفات نیک برایش سودآور است!» این، بخشی‌از متن كتاب «شهریار»؛ مهم‌ترین اثر ماکیاولی (۱۵۲۷-۱۴۶۹) فیلسوف سیاسی ایتالیایی‌ست اما در انگلستان و درست در‌همین‌زمان تئوری سیاسی ماكیاولی در‌قالبِ نمایشنامه «ریچارد سوم» شكسپیر شكل گرفت. «ریچارد سوم» داستان تراژیک به‌قدرت‌رسیدن و سقوط یك پادشاه ظالم و خونخوار است. به‌روایتِ شکسپیر؛ وی مردی بدقیافه، گوژپشت، حیله‌گر، خشن و برادركُش بود كه برای رسیدن به قدرت، از هیچ نیرنگی فروگذار نبود. دقیقاً نمایشنامه «ریچارد سوم» شكسپیر را می‌توان تجلی شخصیت «شهریار» ماكیاولی دانست. اندیشه‌های ماکیاولی هنوز پس‌از ۵۰۰‌سال تازه و بدیع است. شاید بزرگ‌ترین خدمتی که ماکیاولی کرد، نشان‌دادن وجوهی از قدرت و قدرتمندان بود که هنوز‌هم همه‌ حکومت‌ها آن‌را پنهان می‌دارند. این نمایشنامه با بازنویسی و بازخوانی حمیدرضا نعیمی (كارگردان و نویسنده تئاتر) بر صحنه تالار وحدت روزهای پایانی اجرای خود را سپری می‌كند. زبان امروزی این نمایشنامه و زنده‌بودن دو جریان «ماكیاولی» و «شكسپیر» را درقالبِ تئاتر «ریچاردِ» نعیمی می‌توان یافت. لباس‌های امروزی، عینك دودی بازیگران و استفاده از اصطلاحات روزمره و گریم فضایی و تخیلی برخی بازیگران؛ همه و همه تلاش نویسنده در امروزی جلوه‌دادن ریچارد است. نمایش‌نامه «ریچارد سوم»، پُر‌شخصیت‌ترین نمایش از میان نمایش‌نامه‌های ویلیام شکسپیر است و ماجرای آن در اواخر سده 16 بر‌اساسِ نحوه ظهور و سقوط شاه ریچارد سوم نوشته شده ‌است؛ از‌این‌رو، نعیمی نیز بهترین بهره را از تعدد شخصیت‌های روی صحنه می‌برد. به‌نظر می‌رسد که نعیمی در این نمایش قصد بازنمایی صرف از یك واقعه تاریخی را ندارد. شخصیت‌پردازی‌ها همه امروزی هستند. زنده‌بودن تفكر ریچاردی در عرصه تاریخ سیاسی اعصار خیلی‌خوب از كار درآمده و نقطه قوت نمایش است. شخصیت ریچارد در‌طولِ نمایش، در دست كتاب مقدس دارد و هر جنایتی برای رسیدن به قدرت انجام می‌دهد؛ حتی كشتن عزیزان و نزدیكانش. هدف او رسیدن به قدرت و حفظ آن به‌هر‌قیمتی‌ست. هر جنایتی با نام خدا و یاد كتاب مقدس است. و «مرگ، آشتی با خداست...»؛ از‌این‌نوع دیالوگ‌های درخشان در‌طولِ نمایش بسیار است. قساوت بی‌حد و مقدس‌مآبی ریچارد از ذهن ناقص یك حاكم با نشان‌دادن ضعف بدنی‌اش، از شاهكارهای شخصیت‌پردازی شكسپیر است. گویی این نقص بدنی، نشان از نقص ذهنی پادشاه جبار دارد. هیچ فرد عاقلی از گزند ریچارد -با بازی درخشان حامد كمیلی- در‌امان نیست. تمام سیاست‌مداران و اعیان و اشراف، از دم تیغ ریچارد می‌گذرند اما دو‌نفر از گزند او در‌امان‌اند؛ قاتل مزدوری كه بی‌هیچ رحم و مروتی دستورات پادشاه را اجرا می‌كند و پیرمرد پیكِ شیرین‌عقلی كه حتی سر پادشاه فریاد می‌زند. این دو همان شخصیت ریچارد هستند؛ دیوانه و جانی. ریچارد آن دو را می‌خواهد؛ گویا با آنها هم‌ذات‌پنداری دارد. تنها این دو هستند كه می‌مانند؛ چون آنها تكه‌هایی از پادشاه هستند؛ اصلاً خود پادشاه هستند. این نمایش درخشان پس‌از حدود دوماه در‌حالِ‌اتمام است و در پرونده هنری نعیمی خواهد درخشید. بازی حامد كمیلی كه پیش‌از‌این او را به‌عنوانِ سوپراستار سینما می‌شناختیم، انتظارها از این بازیگر جوان و توانمند را بالا می‌برد. طراحی صحنه ساده اما بسیار كاربردی و هوشمندانه، فضا را برای تردد و رفت‌وآمدهای بازیگران فراوان این نمایش باز می‌كند. همچنین صحنه‌هایی كه نویسنده به این نمایش اضافه كرده مانند تظاهرات خیابانی، شكستن شیشه باجه‌های تلفن و سركوب پلیس اصلاً ربطی به نمایش شكسپیر ندارد ولی طنز بسیار‌تلخی به این اجرا می‌افزاید كه بلافاصله تأثیر خود و منظور كارگردان را می‌رساند. در‌پایان، جمله‌ای از فرانسیس بیکن -که پایان سلطه کلیسا بر تفکر را بر پایه اندیشه‎های ماكیاولی می‎داند- در‌موردِ او می‌گوید: «ما به ماکیاولی مدیونیم که جهان سیاست و رهبران آن‌را، آن‌طورکه هستند به ما نشان می‌دهد؛ نه آن‌طورکه باید باشند»؛ بر‌همین‌اساس باید از نعیمی نیز تشكر كرد.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه