سخن مدیرمسئول
140 کشور در نمایشگاه گردشگری؛ ما نبودیم
در گذشتههای دور تعریفی که از گردشگری میشد و هدفی که بر آن مترتب بود، در پر کردن اوقات فراغت برای تمدد اعصاب و احیانا تنوع در زندگی خلاصه میشد. در کشور ما، حتی زمان آن هم معنای مشخصی داشت؛ معنی و مفهوم ایام نوروز و تابستان آن، یک یا دومرتبه استفاده از این تعطیلی بود تا بدینوسیله کارمندان و کارگران یکماه از سال را که مرخصی دارند، از آن در ایام عید نوروز و در سهماه فصل تابستان به دور از کار و تلاش و کوشش همیشگی، به جسم و روح خود آرامش دهند. در آن وقتها، مقصد ایام نوروز، خوزستان بود؛ بهنحویکه یک تا سهمیلیوننفر از استانهای کشور در نوروز و با شروع بهار و طراوت گلهای بهاری مهمان خوزستان مهماننواز میشدند و در تابستان از سراسر ایران، زیارت مشهد مقدس و کنارههای دریای مازندران و گیلان را انتخاب میکردند و گردشگری برای کشور ما در همین خلاصه میشد. اما دراینروزها، گردش و گردشگری در حکم یک صنعت، یکیاز منابع مهم اقتصادی کشورها شده؛ بهطوریکه تبلیغات گستردهای برای بهرهوری از این صنعت در تمام فصول سال توسط هر کشوری برای جلب نظر مردم اقصینقاط کره زمین بهعمل میآید و چنین شده که اروپا، ترکیه، آمریکا و حتی قاره آفریقا، از جاذبههای بسیاری برخوردار شده و میلیونهانفر مقصد گردشگری خود را دراینجهت مشخص کردهاند، اما در کشور ما با همه کوشش و تلاشی که معمول شده، هنوز در جهان، بهعنوانِ یک نقطه گردشگری به آن نگاه نمیشود؛ تاجاییکه میتوان گفت، ازاینحیث فاقد رونق هستیم. باوجودیکه اداره سازمان گردشگری را به فردی سپردهاند که در مقام معاونت ریاستجمهوری، دارای ارزش و اعتبار ویژهای شده است؛ اما رونق و تلاش در آن چشمگیر نیست، حال آنکه کشور همسایه ما، ترکیه، در سال 25میلیون گردشگر دارد و ازاینراه اقتصاد آن شکوفا شده. ازجمله مواردی که میتوان گفت گردشگری ما غیرفعال است، عدم حضور سازمان گردشگری ما در نمایشگاههای بینالمللیست که اخیرا 140 کشور جهان در نمایشگاه بینالمللی گردشگری لندن حضور یافته و جاذبههای گردشگری خود را به نمایش گذاشتهاند و متأسفانه کشور ما، بهطورِ مستقیم و فعال و سازمانیافته در آن نمایشگاه حضور نداشته است و چند آژانس گردشگری ایرانی در آن شرکت کردهاند و هرکدام در گوشهوکناری از این محفل و جشنواره بزرگ حضور داشتند؛ اما بهصورت کوچک و کماثر درون این تشکیلات بزرگ که قابل برابری با سایر کشورها نبوده و نمیتوانست جاذبهای ایجاد کند؛ حالا چرا و به چه علت سازمان عریض و طویل گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی ما در آن حضور نداشته است؛ ازیکسو مایه شگفتیست و ازدیگرسو، جای سؤال دارد که اگر کمبود مالی این سازمان بهانه بوده است، آیا نمیشد با یک برنامهریزی دقیق با کمک چند آژانس گردشگری و تأمین منابع مالی از این آژانسها، حضوری فعالانه در آن میداشتیم؟