دنیایی خالی از تفاوتها
فاطمه فیروزی
از عنوان برنامهها میتوان به رویکرد آنها پی برد؛ رویکردی که کارکرد و وظیفه معیارها، اندازهها، رنگها، زبانها و خیلی از تفاوتهای دیگر وقتی با جهل مرکب توأم میشود؛ ترکیبی میسازد که میتواند جامعه را به وخیمترین شکل شیمیایی کند؛ طوریکه تا چندین نسل هنوز ادامه اثرات آن مشاهده شود. چگونه میتوان زنده بود و زندگی کرد اما این تفاوتها را ندید و چگونه خواهد بود دنیای خالی از این تفاوتها؟ آیا دیگر میتوانیم وعده بهشت به همدیگر بدهیم؟ مطلب اینجاست که چگونه این تفاوتها را نادیده بگیریم یا ایدهالتر، اصلاً نبینیم؛ برای این هدف ایدهال به چه سلاحهایی نیاز داریم؟
جواب این است: تنها سلاح ما بالابردن فرهنگ و بینش انسانی ماست.
اما از کجا این سلاح را فراهم و چگونه خودمان را به آن مسلح کنیم؟
برای در آرامش و باهم زندگیکردن، احتیاج به سلاح بینش بالا و فرهنگ معتبر داریم. آیا این میسر است؟ شاید درجهتِ آن حرکتکردن فقط کافی نباشد؛ اما بسیار امیدوارکننده است. از کجا وارد این مسیر شویم؟ کجا این قطار آرزو را بگیریم و سوار شویم؟ چگونه میتوانیم همهباهم سوار شویم و کسی از این قطار، جا نماند؟ تلاش درجهتِ چنین ایدهالی شاید بسیار سخت و دشوار بهنظر آید اما حرکتی بسیار هدفمند است. یعنی سوار قطار بینش انسانی که سوخت آنرا فرهنگی معتبر تأمین میکند. سفر با این قطار، یک سفر ابدیست که هیچ ایستگاهی برای پیادهشدن ندارد. باید دنیا را از پنجره چنین قطاری تماشا کرد. قطعاً آنچه را که میبینیم، همانیست که باید اصلاً ببینیم. این قطار بینش در چه دنیایی درحرکت است؟ در دنیایی که انسان به توهم «قدرت» مبتلا نیست؛ دنیایی که دیگر در صرف استمرارِ نقل فعل ماضی هیچ جنگی نیست. قطاری که بر ریلی استاندارد در سراسر جهان درگردش است. تنها راه نجات، تجویز و تزریق اجباری واکسن سواد با پوششی گسترده و همگانیست؛ واکسنی که مصونیت و امنیت فردی و درنتیجه اجتماعی فراهم میکند؛ بنابراین، قدم اول بهوجودآوردن یک نظام آموزشی نوین و متعهد در تمام مقاطع تحصیلیست. هر چقدر موفقیت و بازدهی این نظام بیشتر باشد، جامعه از تمایزیافتگی بالایی برخوردار است! تنها سوادآموزی اجباری میتواند حلال تمام بحرانهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حقوق مدنی و سیاسی یک جامعه باشد. جامعهای که ستیزهگر و جنگجو نیست، سیاستی صلحطلبانه دارد و با اقتصادی رفتاری رشد و شکل گرفته است. جامعهای که سواد و فرهنگ رسانهای آموزشدیدهای دارد و بیماریهای رسانهای را میشناسد، از بهداشت جسمی و روانی برخوردار است و در حفاظت و مراقبت از محیط زیست، آگاهانه تلاش میکند. این بلوغ و تکامل، این شکوفایی و جذابیت فرهنگی، این بینش و رسالت فردی اجتماعی، این آگاهی و تمایزیافتگی عمومی تنها با تجویز و ترریق واکسن سواد امکانپذیر است؛ با چنین نیت و هدفی هیچکس از این قطار، جا نمیماند و همهباهم بهسویِ آیندهای پیشبینیشده و برنامهریزیشده درحرکت خواهیم بود.