• شماره 2161 -
  • 1399 شنبه 4 بهمن

فریاد اعتراض تئاتری‌ها با خشم و زخم

حسین هاشم‌پور

یک: تجمع اعتراضی اهالی تئاتر به وضعیت وخیم معیشتی و به زمین‌ماندن مطالبات صنفی‌شان با جملاتی در رسانه‌ها تیتر شد که جان نازنین هر ایرانی را ترک داد و اشک به‌چشم آورد؛ آنجا که خطاب به مجلسی‌ها نوشتند و خواندند: «لحظاتِ مرگباری بر ملتِ بی‌پناهِ ایران می‌گذرد. بانگِ شیون و عزا لحظه‌ای فروکش نمی‌کند. مرگِ مبتذل و ارزان، بی‌امان در کارِ تباهی و قلع‌وقمع مردمانی‌ست که ولی‌نعمتانِ شما هستند ...» آری، تئاتر قرار است زبان حال مردم باشد و اکنون‌که صحنه‌ها به‌اجبار خالی مانده‌اند (منظور تا پیش از هفته اخیر است که اجرای تئاتر دوباره جان گرفته‌) در یک گردهمایی خیابانی کاملاً صنفی، هنرمندان پیش از طرح مطالبات دهه‌ها روی زمین‌مانده خود، درد مردم را فریاد زدند که سرمایه اصلی نمایش و هر هنری هستند.
دو: تجمع اعتراضی روز ۱۴ دی‌ماه 99 اهالی نمایش که به‌دعوت «خانه تئاتر» شکل گرفت، اتفاق کم‌سابقه‌ای در تاریخ هنر ایران به‌شمار می‌آید؛ در سال‌های اخیر معمولاً هنرمندان در شبکه‌های اجتماعی مجازی به انواع اتفاقات روز واکنش نشان می‌دهند؛ اما شاید اولین‌بار است برای رساندن صدای خودشان و وخامت حال زندگی‌شان به نهادهای کلان تصمیم‌ساز، حضور مستقیم در خیابان را چاره کار دیدند؛ شیوه‌ای از اعتراض مدنی و قانونی که این‌روزها در جای‌جای کشور باب شده و از کارگران و بازنشستگان گرفته تا مال‌باختگان، هرروز در پایتخت و اقصی‌نقاط ایران، گردهم می‌آیند و ادای حقوق خویش را رسانه‌ای می‌کنند. البته حدود چهارسال‌پیش، در ۲۱ فروردین‌ماه ۱۳۹۵ جمعی از خانواده هنرهای تجسمی به‌دعوت انجمن نقاشان، دراعتراض‌به واگذاری موزه هنرهای معاصر تهران به بنیاد رودکی، درمقابل این موزه تجمع اعتراضی برپا کرده بودند؛ پیش‌ترها نیز سینماگران درواکنش‌به تعطیلی خانه سینما، مقابل وزارت ارشاد گردهمایی اعتراضی داشتند؛ اما به‌حتم تجمع اخیر اهالی تئاتر، سویه دیگرتری داشت: نفوذ روزافزون اطلاع‌رسانی در فضای مجازی و طرح مسائل معیشتی و نقد صریح عملکرد مسئولان، این اعتراض را خاص کرد و بیشتر به‌چشم آمد.
سه: مکان برگزاری تجمع اهالی نمایش، نخستین مؤلفه تعجب‌برانگیز شد؛ هنرمندان، جلوی مجلس رفتند؛ و نه وزارت ارشاد! بسیاری از این هنرمندان، در دو انتخابات اخیر، از رئیس‌جمهوری فعلی حمایت کرده‌اند و به‌‌ویژه برخی برای ترغیب مردم به رأی‌دادن و مشارکت در کمپین «روحانی ۱۴۰۰» از هیچ تلاشی فروگذار نبودند؛ ازاین‌رو، پناه آن‌ها به مجلس و بی‌اعتنایی به دولت، ناگفته‌های جامعه هنری را هویدا کرد. تئاتری‌ها، این انتخاب جنجالی را در بندهای آغازین و واپسین بیانیه خود، شفاف توضیح دادند. در ابتدا نوشتند: «مادران برای نجاتِ جانِ فرزندانِ خود از فردای تیره‌ای که برایشان رقم خورده، به‌انتظارِ دستی از غیب نشسته‌اند؛ گویی کاوه آهنگر و رستمِ دستانشان آرزوست؛ چراکه تااین‌لحظه از دولتمردانشان کاری برنیامده است». و درپایان به‌صراحت اعلام کردند: «اکنون‌که دولت تدبیر و امید، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ... برای برون‌رفت از این بحران تلاشی نمی‌کنند، زمانِ آزمونِ بزرگِ شمایان فرارسیده است». هرچندکه پنج‌شنبه ۱۸ دی‌ماه 99، روزنامه «اعتماد» در مطلبی باعنوان «یک تُک ‌پا تشریف بیاورید پایین!» برخی زمزمه‌ها درباره انتخاب مکان تجمع اعتراضی را رسانه‌ای کرد. «اعتماد» ابتدا نوشت: «نمایندگان انجمن‌های 17گانه خانه تئاتر با هدایت مدیرعامل (از مشاوران رئیس مجلس فعلی در ادوار انتخابات گذشته) به مقابل مجلس رفتند» و گویا همین اشاره کافی نبود؛ زیرا چند پاراگراف بعد تأکید کرد: «بماند که پشت تجمع تئاتری‌ها در برابر مجلس، شائبه مذاکره انتخاباتی و مواردی ازاین‌دست پررنگ است»؛ اما اهالی تئاتر به‌سهم خود در این بیانیه نشان دادند اگر از دولت و بدعهدی‌های این هفت‌ساله دل خوشی ندارند، از مجلس‌نشینان هم گلایه بسیار دارند؛ آنجا که می‌نویسند: «این اشک‌نامه بیداد، فریادِ اعتراض و دادخواهی هزاران خانواده هنرِ شریفِ تئاترِ ایران است. می‌دانیم کمترکسی از شما تابه‌حال برای دیدنِ نمایشی ارزشمند و عالی به تئاتر آمده است. شما، هنرمندانِ تئاترتان را نمی‌شناسید؛ حال آن‌که آنان اهلِ این سرزمین‌اند، نه دشمن و اجنبی».
چهار: فهرستگان نقدها و گلایه‌های خانواده بزرگ تئاتر ایران خطاب به رئیس مجلس شورای اسلامی و نمایندگان آن، محدود به کاستی‌های تئاتر باقی نماند؛ آن‌ها نوشتند از مجموع شرایط هنر کشور خسته‌اند: «به ما بگوئید برای شکوفایی زبان و شعر و داستان و رمانِ این سرزمین چه کرده‌اید؟ برای تئاتر و سینما چه گامِ ارزشمندی برداشته‌اید؟ حال‌وروز موسیقی و نقاشی و مجسمه‌سازیِ این روزگارِ ما را چگونه یافته‌اید؟ آیا می‌دانید سرانه مطالعه مردمِ ایران چقدر است؟ می‌دانید شمارگانِ چاپِ یک‌جلد کتاب به چند عدد رسیده است؟ اگر شما نمایندگانِ خانواده‌های تئاتر هم هستید، بگوئید که در این نیم‌قرن کدام برنامه‌ریزی یا مدیریتِ کارآمد و مؤثر را برای سرنوشت و حیاتِ این هنر، رقم زده‌اید؟»
پنج: به‌نظرم کاملاً پیدا بود هنرمندان برای رساندن صدای اعتراضشان، راهی خیابان شوند و تجمعی اعتراض‌آمیز برگزار کنند؛ زیرا آن‌ها سال‌هاست احساس می‌کنند که صدای دردها و دغدغه‌هایشان را مسئولینی که باید بشنوند، نمی‌شنوند و کیست که نداند چنین احساسی چقدر خطرناک است؛ نه‌فقط دراین‌سالِ کرونازده؛ بلکه چنددهه است جامعه هنری مطالبات خود را تلنبار‌شده می‌بیند و در این یک‌سال لعنتی، همه امیدها و همه امید‌پنداری‌ها نقش‌برآب شد.
شش: حالا جسته‌گریخته در شبکه‌های مجازی می‌بینید که هنرمندان سایر رشته‌ها از اصناف خود می‌خواهند با الگو‌قراردادن تئاتری‌ها حرکات مشابهی تدارک ببینند؛ هرچند از پست‌ها و کامنت‌ها چنین برمی‌آید که آن‌ها امیدی به بهبودی اوضاع ندارند؛ اما انفعال و بی‌عملی را نیز برنمی‌تابند و می‌گویند دست‌کم مردم صدای آنان را می‌شنوند.
هفت: من هم معتقدم کشوری که تئاتری پویا ندارد، موسیقی، نقاشی، سینما، مجسمه، ادبیات آن روبه‌زوال و سقوط باشد، هویت‌باخته و همه‌چیز‌باخته می‌شود. حضور هنر بدون لکنت در یک سرزمین، نشان از مردم‌سالاری و آزادی بیان است که پلکان رشد فرهنگی اجتماعی را دردسترس جامعه قرار می‌دهد. افسوس آن‌هاکه تصمیم‌سازان کلان هستند؛ یا این نکات بدیهی را نمی‌دانند یا نمی‌خواهند بدانند.
*روزنامه‌نگار و مدیر ایران‌آرت

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه