ضرورت آموزش سواد رسانهای به دانشآموزان
سید عبدالله سید کتولی*
بهعقیده بسیاری از صاحبان ایده و متفکران، عصر جدید، «عصر رسانههاست» و شهروندان این عصر برای زندگی در این دوران باید رسانهها را بهخوبی بشناسد. با وجود توسعه چشمگیر رسانهها بعد از گذشت چندینسال از دوران جدید، مشخص شده است که رسانهها نتوانستهاند وظیفه و رسالت خود را همان تربیت و هدایتگری افراد است، بهخوبی ایفا کنند. اکثر این رسانهها، مخاطبان خود را باتوجهبه مقاصد، امیال و اهداف صاحبان خود راهبری میکنند و بسیاری از مخاطبان هم که فریب ظاهر دلنشین آنها را خوردهاند، کاری جز زندگی برمدار خواستههای رسانهها نمیتوانند انجام دهند. شاید چاره نجات از گرداب این رسانهها سواد رسانهای باشد. هدف سواد رسانهای ایناستکه مخاطبان را در برابر رسانهها فعال کند و دانشی به آنها بیاموزد که بتوانند در مقابل رسانهها تسلیم و شکستخورده نباشند. سواد رسانه رویکردیست که افراد در این فرایند میتوانند با بهرهگیری از برخی مهارتها، رسانهها و منابع اطلاعاتی صحیح را شناسایی و برای برطرفکردن نیازهای اطلاعاتی خود آنان را مورداستفاده قرار دهند؛ بهعبارتدیگر سواد رسانهای به فرد اجازه میدهد با دنیای اطلاعات در تعامل سازنده باشد و هوشمندانه نیازهای اطلاعاتی خود را شناسایی، جستجو و بهرهبرداری قرار دهد. بهدیگرسخن؛ در عصر کنونی داشتن سواد رسانهای مختص یک گروه یا افرادی با سنوسال مشخص نیست و سواد رسانهای پیشنیاز ورود به فضای مجازی بهویژه در بحث اخبار و اطلاعاتیست که در این فضا ردوبدل میشوند. هرچند ورود دانش آموزان به فضای مجازی را بهسبب امتیازات و محسناتی باید به فال نیک گرفت؛ ولی از سویی باید اذعان داشت ورود بیمقدمه و بدون دانش به این فضا دارای تبعات و آسیبهای جدی نیز هست. دراینبین اگر دانشآموزان جامعه فاقد سواد رسانهای باشند، قدرت تشخیص واقعیتها را ندارند و میتوانند تحتتأثیر شایعات کذب، دچار هیجانات زودگذر شده و تصمیمات بینهایت سطحی را بگیرند. این نوع تصمیمات میتواند صدمات زیادی به ساختار جامعه و امنیت مردم وارد کند؛ اما تنها فردی که دارای سواد رسانهایست میتواند تشخیص دهد که کدام رسانه به واقعیت نزدیکتر است و کدام قصد پوشش خبری غیرواقعی دارد. فلذا چاره کار آموزش و آمادهسازی دانش آموزان برای استفاده بهینه و علمی از این فضا است. برهمیناساس از چنددههگذشته، کشورهای زیادی با درک ضرورت آموزش سواد رسانهای در عصر جدید، به آموزش این نوع از سواد پرداختهاند و سعی کردهاند دراینزمینه اقتضائات و شرایط بومی کشورشان را هم در نظر بگیرند. کانادا اولین کشوری بود که در نظام آموزشی خود رشته سواد رسانه را بهصورت رسمی از نظام آموزشوپرورش خود پذیرفت. هماکنون در بسیاری از کشورها مانند استرالیا، آمریکا، ژاپن و….. نیز سواد رسانه بهعنوان رشتهای مجزا و پرمخاطب تدریس میشود. کشورهایی مانند اتریش، سوئد، ایتالیا، یونان، سوئیس و دانمارک نیز درحالتوسعه نظام آموزشی خود در این رشته کاربردی هستند. تجربیات کشورهای مختلف، دانش گرانبهاییست که ما میتوانیم بااستفادهاز آن تا حدودی عقبافتادگی خود را دراینزمینه جبران کنیم و با درنظرگرفتن شرایط بومی خود، به الگوی بومی آموزش سواد رسانهای دست یابیم. باتوجهبه اهمیت سنین نوجوانی و تمرکز هجمههای رسانهای بر آنان، طراحی الگوی بومی آموزش سواد رسانهای به نوجوانان یک ضرورت است. بیتردید در الگوی بومیسازی آموزش سواد رسانهای به نوجوانان در ایران، دو نهاد آموزشوپرورش و صداوسیما، نقش بسزایی در آموزش سواد رسانهای دارند. در این الگو، هدف اصلی، هدایت و تربیت نوجوانان است و ملزومات آموزش سواد رسانهای، شیوه تدریس و محتوای آموزشی براساس اهداف اصلی و فرعی الگو، از اهمیت خاصی برخوردار هستند. هدف از آموزش سواد رسانهای در الگوی بومی، تنها شناخت رسانهها و تسلیمنشدن در برابر پیامهای رسانهای نیست؛ بلکه شامل تمام ابعاد زندگی یک ایرانیِ مسلمان است و آن هدایت و تربیت است. بهبیانیدیگر؛ سواد رسانهای در عصر رسانهها میتواند در برابر بسیاری از هجمههای رسانهای که سلاح اصلی دشمنان است، نقش هدایتگری را برعهده داشته باشد. لذا میتوان گفت که آموزش سواد رسانهای به نوجوانان با الگوی بومی، میتواند تاحدزیادی از بروز مشکلات و آسیبهای روانشناختی آنها بکاهد و در سلامت جسم و روان دانشآموزان مؤثر باشد. سواد رسانهای با تکیهبر فواید و مزایای خود با تجهیز دانش آموزان (رشد و ارتقای مهارتهای تفکر انتقادی) و افزایش آگاهی اجتماعی، تصمیمگیری مسئولانه و مهارتهای اجتماعی مانند اشتراک، همدلی و مهربانی، امکان استفاده درست و هوشمندانه آنها از رسانهها در فضای جهانیشدن و جامعه اطلاعاتی را فراهم میکند.
*مدیر آموزشوپرورش علیآباد کتول