یادداشت
محمدامین سعیدی
جایگاه فعالیتهای پرورشی مدارس در توسعه مهارتهای اجتماعی
مدرسه در دنیای نوین امروز، تنها مکانی یادگیری آموزههای علمی و مفاهیم آموزشی صرف نیست. کارکردهای چندگانه و لایهبندی شده مدرسه امروز نگاه کارشناسان را در بهکارگیری این محیط آموزشی قابلاعتماد تغییر داده و درصدد آموزش مفاهیم اجتماعی متعدد دراینفضا هستند. بهعبارتی در نگاه تربیتی نوین، مدرسه نهادی اجتماعیست که وظیفه آن آمادهسازی دانشآموز برای حضور مؤثر در جامعه است. دراینچارچوب، فعالیتهای پرورشی نقشی کلیدی و تعیینکننده در شکلگیری و تقویت مهارتهای اجتماعی ایفا میکنند؛ مهارتهایی که زیربنای موفقیت فردی و جمعی در آینده بهشمار میروند. فعالیتهای پرورشی مجموعهای از برنامههای فرهنگی، هنری، ورزشی، مذهبی و اجتماعیست که خارج از چارچوب رسمی کلاس درس اجرا میشوند. شوراهای دانشآموزی، مسابقات فرهنگیوهنری، اردوهای آموزشی، گروههای سرود و تئاتر، فعالیتهای داوطلبانه و برنامههای مناسبتی، از جمله مصادیق اینحوزه هستند. آنچه این فعالیتها را متمایز میکند، ماهیت مشارکتی و تعاملی آنهاست؛ دانشآموز دراینفضا صرفاً شنونده نیست، بلکه نقشآفرین است. نخستین اثر فعالیتهای پرورشی، تقویت مهارت ارتباطیست. دانشآموزان در جریان کارهای گروهی یاد میگیرند چگونه دیدگاه خود را بیان کنند، به سخنان دیگران گوش دهند و در فضایی مبتنیبر احترام متقابل گفتوگو کنند. این تجربهها به آنها میآموزد که ارتباط مؤثر تنها به صحبتکردن محدود نمیشود، بلکه شامل درک احساسات دیگران، همدلی و مدیریت اختلافنظر نیز هست. چنین مهارتی در پیشگیری از بروز رفتارهای پرخاشگرانه و انزواطلبانه نقش مهمی دارد. ازسویدیگر، فعالیتهای پرورشی زمینه تمرین مسئولیتپذیری را فراهم میکند. هنگامیکه دانشآموز مسئول اجرای یک برنامه صبحگاهی، مدیریت یک تیم ورزشی یا هماهنگی یک جشن مدرسه میشود، بهطور عملی میآموزد که عملکرد او بر دیگران تأثیرگذار است. تجربه تعهد به انجام یک وظیفه و مشاهده نتایج آن، حس پاسخگویی و نظم فردی را در او تقویت میکند. این تجربههای عینی بسیار مؤثرتر از توصیههای شفاهی درباره مسئولیتپذیری هستند. کار گروهی نیز از مهمترین مهارتهاییست که در بستر فعالیتهای پرورشی شکل میگیرد. در اجرای یک نمایش یا شرکت در مسابقهای تیمی، دانشآموزان باید نقشهای مختلف را بپذیرند، هماهنگ عمل و برای رسیدن به هدف مشترک تلاش نمایند. آنها میآموزند که موفقیت فردی درگرو موفقیت جمعیست و برای پیشرفت باید از خودمحوری فاصله گرفت. این نگرش، پایهگذار روحیه مشارکت اجتماعی در آینده خواهد بود. فعالیتهای پرورشی همچنین به مدیریت هیجانات کمک میکند. رقابت، اختلافنظر و حتی شکست، بخشی از تجربههای طبیعی در اینبرنامههاست. دانشآموز در چنین موقعیتهایی میآموزد که چگونه خشم، اضطراب یا هیجان خود را کنترل کند و بهشیوهای منطقی واکنش نشان دهد. این مهارت در زندگی بزرگسالی و مواجهه با چالشهای اجتماعی و شغلی اهمیت بسزایی دارد. نکته مهم دیگر، کشف و شکوفایی استعدادهاست. بسیاری از دانشآموزان ممکن است در چارچوب دروس نظری فرصت بروز توانمندیهای خود را نیابند، اما در فعالیتهای هنری، ورزشی یا مدیریتی بدرخشند. این موفقیتها موجب افزایش اعتمادبهنفس و شکلگیری هویت مثبت اجتماعی در آنان میشود. فردیکه احساس ارزشمندی کند، احتمال بیشتری دارد که در آینده نقش فعالتری در جامعه ایفا کند. بااینحال، اثربخشی فعالیتهای پرورشی منوط به برنامهریزی هدفمند و حضور مربیان توانمند است. اگر اینبرنامهها بهشکل تشریفاتی و بدون پیوند با اهداف تربیتی اجرا شوند، تأثیر عمیقی بر مهارتهای اجتماعی نخواهند داشت. ضروریست مدیران مدارس، فعالیتهای پرورشی را مکمل آموزش رسمی بدانند و برای آن جایگاهی همتراز با برنامههای درسی قائل شوند. نهایتاً میتوان گفت فعالیتهای پرورشی مدارس، کارگاه عملی زندگی اجتماعی هستند. دانشآموزان دراینفضاها مهارت گفتوگو، همکاری، مسئولیتپذیری و مدیریت هیجان را بهصورت تجربی میآموزند. در جامعهای که بیش از هر زمان دیگر به شهروندانی آگاه، مسئول و توانمند در تعامل اجتماعی نیاز دارد، توجه جدی به اینحوزه یک ضرورت تربیتی و سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده کشور محسوب میشود.