ذرهبین
آزمون هرمز برای عمان
همزمان با تداوم رایزنی تهران و مسقط درباره سازوکار کشتیرانی در تنگه هرمز، این آبراه راهبردی به آزمونی برای استقلال تصمیمگیری مسقط در برابر فشارهای آمریکا تبدیل شده است. بهگزارش لیلا واحدی (ایرنا)؛ آخرین تحولات منطقهای، شرایط مناسب برای ازسرگیری گفتوگوها و همچنین تحولات مربوط به کشتیرانی در تنگه هرمز محورهای تازهترین گفتوگوی وزرای امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان در ۳۰ مردادماه بود. «سید عباس عراقچی» و «سید بدر البوسعیدی» درحالی بر تداوم رایزنیهای خود تأکید کردند که رئیسجمهور آمریکا هرساعت از شبانهروز درباره تنگه هرمز و نحوه تردد کشتیها در آن ادعای تازهای مطرح میکند.
گرچه تنگه هرمز موضوع روز تبادل پیام و گفتوگوهای مقامات تهران و مسقط است اما مجموعهای از عوامل تاریخی و جغرافیایی ازیکسو و سیاسی و اقتضائات نظام بینالملل ازسویدیگر، نگاه و رویکرد دو کشور نسبت به یکدیگر را متفاوتتر از دیگر کشورهای منطقه ساخته است. کمتر رابطهای میان کشورهای شمال و جنوب خلیجفارس درطول نیمقرناخیر بهاندازه روابط ایران و عمان از ثبات و استمرار و نگاه استراتژیک و توسعهگرا برخوردار بوده است. گرچه ژئوپولتیک دو سرزمین تفاوتهای اساسی با یکدیگر نشان میدهند اما عوامل متعددی سبب شده است که این دو کشور نهفقط همسایه که درطول دههها و حتی در بحرانیترین دورههای منطقه، هرگز روابط دیپلماتیک خود را قطع نکنند. بذر اعتماد میان تهران و مسقط گرچه به نبرد ظفار و حمایت ایران از سلطان عمان بازمیگردد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران، مسقط از معدود پایتختهایی بود که به خواست ایرانیان در تغییر رژیم سیاسی خود احترام گذاشت و روابط خود را تهران را در مسیر تجاری و دیپلماتیک ادامه داد. آنگونه که بعدها به مهمترین میانجی موردتأیید جمهوری اسلامی در روابطش با آمریکا تبدیل شد. سطح اعتماد بیسابقه سبب شد که تهران چه سال ۱۳۹۱ در جریان گفتوگوهای محرمانه با آمریکا درباره پرونده هستهای خود و چه پیشازجنگ ۴۰روزه در اسفندماه ۱۴۰۴، مسقط را بهعنوان میانجی و میزبان اصلی گفتوگوها و مذاکرات خود با ایالاتمتحده آمریکا انتخاب کرد. درآستانه جنگ رمضان، وقتی موضوع میزبانی دور تازهای از مذاکرات هستهای ایران و آمریکا مطرح و گزینههایی از ترکیه و قطر تا کشورهای اروپایی برای میزبانی اعلام آمادگی کرده بودند؛ ایران باردیگر عمان را بهعنوان میزبان انتخاب کرد و ترجیح داد، گفتوگوها را با میانجیگری وزیر خارجه عمان پیگیری کند؛ نشانهای صریح از میزان اعتماد تهران به بیطرفی و صداقت میانجیگری مسقط. شاید بهدلیل همین اعتماد بود که بدر البوسعیدی پس از پایان دور آخر گفتوگوهای پیشازجنگ، به واشنگتن سفر کرد تا بر حسننیت ایران تأکید کند و پس از آغاز جنگ هم بهصراحت در مقالهای در نشریه اکونومیست، از این جنگ بهعنوان بزرگترین اشتباه محاسباتی دولت ترامپ یاد کرد. جنگ آغاز شده از نهم اسفند، مسقط بیطرف را هم تحتتأثیر قرار داد؛ حملات صورتگرفته به پایگاههای آمریکا در منطقه سبب خسارتهایی به عمان هم شد اما اینکشور همچنان بر ضرورت پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی تأکید کرد و در کنار قطر و پاکستان، درتلاش برای میانجیگری باقی ماند. پرونده روابط ایران و عمان پس از این جنگ اما فصل تازهای بهخود دید و فصلی بهنام تنگه هرمز در آن آغاز شد. موقعیت جغرافیایی عمان، اینکشور را میان تمام کشورهای عربی خلیجفارس، به نزدیکترین همسایه دریایی ایران در تنگه هرمز تبدیل کرده است. تنگهای که یکپنجم نفت و انرژی جهان از آن عبور میکند و تا پیش از آغاز درگیری نظامی آمریکا علیه ایران، حجم بسیاری از این عبورومرور ازطریق بخش جنوبی یعنی عمان صورت میگرفت. در کنار تغییرات شگرفی که در معادلات سیاسی، اقتصادی و نظامی بهوجود آورد؛ این تنگه را هم تحتتأثیر خود قرار داد. تنگهای که جمهوری اسلامی ایران و سلطنت عمان برمبنای همه اصول و قواعد بینالمللی دو کشور ساحلی آن بوده و میتوانند براساس همان قواعد درباره عبور کشتیهای و نفتکشها و دیگر شناورها از این آبراه به مشورت نشسته و سازوکار طراحی کنند؛ این همان واقعیتی است که تهران تلاش میکند هیچ قدرت فرامنطقهای نتواند آنرا نادیده بگیرد. این اصل صریح و شفاف در بند پنجم یادداشت تفاهم اسلامآباد، بیان و برایننکته تأکید شد که ایران و عمان، بهعنوان دو کشور ساحلی حاکم بر تنگه هرمز، موظفاند با گفتوگوی مستقیم میان خود و با مشورت سایر کشورهای منطقه، سازوکار اداره آینده و خدمات دریایی این آبراه را تعیین کنند. این بند، عملاً چارچوب حقوقی و سیاسی مذاکرات کنونی میان تهران و مسقط را بنا نهاد و ایران و عمان را در جایگاه تصمیمگیرندگان اصلی درباره سرنوشت تنگه هرمز قرار داد. مذاکرات فنی درباره تعیین سرنوشت آبراه هرمز از اواخر بهار ۱۴۰۵ و گفتوگوهای تلفنی و دیدارهای مستقیم هیئتهای ایرانی و عمانی در سطح وزرا و معاونان وزرای خارجه، در تهران و مسقط برگزار شد. ایران به تصریح «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت خارجه، این گفتوگوها مستقل از هرگونه مذاکره با آمریکاست. «کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه، نیز در مرداد ۱۴۰۵ از نزدیکشدن مذاکرات به مرحله نهایی خبر داد، هرچند تأکید کرد این تفاهم بهمعنای بازگشایی کامل تنگه هرمز یا اجرای فوری بند پنجم اسلامآباد نیست. ایران و عمان درایندور از گفتوگوها تلاش میکنند تا کریدوری را ساماندهی کنند که بتواند اولاً امنیت را برای ایران در این آبراه تأمین کند و ثانیاً تردد آزاد نفتکشها و شناورهای دیگر کشورها با حداکثر امنیت صورت گیرد. برابر این تفاهم و به تأکید کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه مسیر شمالی که در نزدیک جزیره لارک ایجاد شده بود و مسیر جنوب که در آبهای داخلی عمان است، بسته خواهند شد، چون اینها مسیرهای کاملاً موقتی بودند. اگر تفاهم جدید که بین ایران و عمان درحالشکلگیری است (با برآوردهشدن آن الزامات) وارد فاز اجرا شود، اینمسیر جدید برای عبور کشتیها اجرایی خواهد شد. بخش قابلتوجه ازاینمسیر جدید در آبهای سرزمینی ایران و بخشیازآن هم در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد؛ یعنی بهگونهای طراحی شده که هم در مسیر ورود و هم در بخشهایی از مسیر خروج، کشتیهای تجاری از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهند کرد. جدیترشدن تدوین و اعلام اینسازوکار ازسوی ایران و عمان، اصلی را بر معادلات جهان تحمیل میکرد: نسخهای برای مدیریت یک تنگه بینالمللی پیچیده میشود که در آن آمریکا نقشی نخواهد داشت و آینده این آبراه بینالمللی را دو کشور ساحلی آن تعیین خواهند کرد.