• شماره 3714 -
  • 1405 دوشنبه 9 شهريور

ذره‌بین

هوش مصنوعی؛ ناجی ارتباط نسل‌ها!

با وجود تمام نگرانی‌ها درباره هوش مصنوعی، شواهدی از نزدیک‌ترشدن نسل‌ها به یکدیگر در سایه این فناوری وجود دارد. امروز استفاده مشترک از هوش مصنوعی در برنامه‌ریزی سفر، مدیریت هزینه‌ خانه و حتی سرگرمی اثرگذار است. ورود گسترده هوش مصنوعی به زندگی روزمره از دستیارهای صوتی و برنامه‌های آموزشی گرفته تا ابزارهای تولید محتوا و چت‌بات‌های همراه دیگر یک پدیده صرفاً فناورانه نیست؛ بلکه به یکی از محورهای اصلی تنش و گفت‌وگو درون خانواده‌ها و میان نسل‌های مختلف جامعه تبدیل شده است. کودکان‌ونوجوانانی که از همان آغاز آموزش هوش مصنوعی را همراه طبیعی خود می‌دانند، کنار والدین و پدربزرگ و مادربزرگ‌هایی زندگی می‌کنند که هنوز در حال درک مفهوم و کارکرد این فناوری هستند. به‌گزارش ایسنا؛ این فاصله در نوع مواجهه نه‌تنها بر روابط خانوادگی اثر گذاشته بلکه پرسش‌های تازه‌ای درباره آموزش اعتماد هویت و آینده مهارت‌های انسانی مطرح کرده است.

درحال‌حاضر نسل‌های مختلف جامعه با پیشینه‌های متفاوتی وارد دنیای هوش مصنوعی می‌شوند و همین‌موضوع نوع استفاده و میزان اعتماد آن‌ها را شکل می‌دهد. نسل نوجوان و جوان که متولدین دهه‌های اخیر را شامل می‌شوند، هوش مصنوعی را ابزاری طبیعی برای انجام تکالیف جستجوی اطلاعات تولید محتوای خلاقانه و حتی گفت‌وگوهای روزمره می‌دانند و مرز مشخصی میان استفاده از ابزار و تفکر مستقل برایشان گاه کمرنگ می‌شود. نسل میان‌سال یا والدین شاغل بیشتر به‌دنبال کاربردهای عملی هستند. مثل مدیریت زمان، ترجمه، خلاصه‌سازی اسناد اداری یا کمک به فرزندان در تکالیف. نگرانی اصلی حفظ کنترل بر فرایند تربیت و یادگیری فرزندان است. نسل مسن‌تر و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها، معمولاً یا بااحتیاط و بی‌اعتمادی به هوش مصنوعی نگاه می‌کنند یا درصورت پذیرش به‌دلیل آشنایی کمتر با محدودیت فنی این ابزارها ممکن است به‌صورت ناآگاهانه به خروجی آن اعتماد کنند.

 

دغدغه‌های اصلی خانواده‌ها
بررسی گفتمان عمومی و مصاحبه با خانواده‌ها نشان می‌دهد که نگرانی‌ها حول چند محور اصلی متمرکز است. مثلاً بسیاری والدین مشاهده می‌کنند که فرزندشان به‌جای فکرکردن روی یک مسئله مستقیم به‌سراغ چت‌بات می‌رود یا دانش‌آموزی که برای نوشتن انشا یا حل مسئله ریاضی، پاسخ را بی‌واسطه از ابزار هوشمند دریافت می‌کند، بدون‌آنکه روند استدلال یا حل مسئله را واقعاً درک کرده باشد. نتیجه این‌روند کسب نمره قابل‌قبول در تکلیف اما ضعف واقعی در مهارت حل مسئله است؛ ضعفی که در امتحان حضوری و موقعیت‌های واقعی زندگی آشکار می‌شود. یکی‌دیگر از دغدغه‌ها، کاهش تعامل انسانی در درون خانواده است. مثلاً نوجوانی به‌جای‌آنکه درباره انتخاب رشته تحصیلی یا مسائل شخصی و احساسی از مشورت والدین بهره ببرد، ترجیح می‌دهد با دستیار هوش مصنوعی گفت‌وگو کند زیرا او را قضاوت نمی‌کند و متأسفانه در بلندمدت این الگو می‌تواند فاصله عاطفی میان فرزند و والدین را افزایش دهد زیرا فرزند به مشورت اول با ماشین عادت می‌کند.

 

فقدان آگاهی والدین از نحوه استفاده واقعی فرزندان
در بسیاری موارد، والدین نمی‌دانند فرزندشان دقیقاً از چه اپلیکیشن یا چت‌باتی استفاده می‌کند؛ مثلاً پدرومادری ممکن است تصور کنند فرزندشان مشغول تایپ تکالیف درسی است درحالی‌که او درواقع با یک همراه مجازی هوش مصنوعی گفت‌وگوهای شخصی و طولانی دارد. گاه حتی گفت‌وگوهایی با ماهیت احساسی یا دوستانه که والدین از محتوای آن کاملاً بی‌اطلاع‌اند. یکی‌دیگر از دغدغه‌ها، نگرانی از آینده شغلی است. پدری با شغل حسابداری یا ترجمه را تصور کنید که می‌بیند بخشی از کار روزانه‌اش را ابزار هوشمند در چندثانیه انجام می‌دهد. تجربه مستقیم و ملموس نگرانی را از حالت انتزاعی به دغدغه واقعی معیشت خانواده تبدیل می‌کند و اغلب در گفت‌وگوهای خانوادگی به‌شکل نگرانی درباره آینده تحصیلی و شغلی فرزندان بازتاب می‌یابد. پرسش‌هایی مانند اینکه فرزندم باید چه رشته‌ای بخواند که هوش مصنوعی جایگزینش نشود ازجمله این پرسش‌هاست.

 

چالش در محیط آموزش و مدرسه
یکی از میدان‌های اصلی بروز شکاف نسلی، نظام آموزشی است. معلم و مدیران مدرسه که عمدتاً از نسل میان‌سال یا مسن‌تر هستند با پدیده تقلب هوشمند و استفاده نامشخص دانش‌آموزان از ابزار تولید متن روبه‌رو شدند درحالی‌که ارزیابی‌های سنتی هنوز متناسب با این واقعیت جدید طراحی نشده‌اند. ازسوی‌دیگر دانش‌آموزان اغلب هوش مصنوعی را بخشی طبیعی از فرایند یادگیری می‌دانند نه تخلف و همین تفاوت برداشت به تنش میان نسل معلم و دانش‌آموز دامن زده. علی‌اصغر زارعی (استاد دانشگاه و کارشناس ارشد فناوری اطلاعات) درپاسخ‌به‌اینکه آیا هوش مصنوعی می‌تواند نسل‌ها را به هم نزدیک کند؟ می‌گوید: در کنار تمام نگرانی‌ها درباره هوش مصنوعی، شواهدی نیز از اثر مثبت این فناوری در نزدیک‌ترکردن نسل‌های به یکدیگر وجود دارد. در بسیاری از خانواده‌ها فرزندان نقش آموزش‌دهنده را برای والدین و پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های خود ایفا می‌کنند و این فرایند فرصتی برای گفت‌وگوی مشترک، افزایش صبر و درک متقابل میان نسل‌ها را فراهم کرده است. به‌گفته وی؛ استفاده مشترک از هوش مصنوعی برای برنامه‌ریزی سفر، مدیریت هزینه‌های خانه و سرگرمی می‌تواند به تجربه‌ای پیونددهنده بدل شود، به‌شرط‌آنکه با گفت‌وگوی آگاهانه و بدون‌قضاوت همراه باشد. وی با یادآوری نقش سه‌گانه خانواده، نظام آموزشی و سیاست‌گذاری دراین‌زمینه معتقد است: مدیریت مؤثر این تحول مستلزم همسویی سه رکن اصلی است: اول خانواده باید از حالت انفعالی یا ممنوعیت مطلق خارج شود و به‌جای‌آن، گفت‌وگوی مستمر و آگاهانه درباره نحوه استفاده از این ابزارها را جایگزین کند، رویکردی که از آن به‌عنوان همراهی دیجیتال یاد می‌شود. این استاد دانشگاه افزود: نکته دوم این‌است‌که نظام آموزشی باید به‌جای مقاومت در برابر هوش مصنوعی یا برخورد انضباطی صرف با استفاده دانش‌آموزان به بازتعریف مهارت‌های سنجش پذیر بپردازد. مهارت‌هایی نظیر توان تحلیل، پرسشگری و ارزیابی نقادانه خروجی ماشین که در آینده مهم‌تر از حفظ اطلاعات خواهند بود. وی تصریح کرد: کلان کشور باید با تدوین چارچوب‌های شفاف حریم خصوصی داده، الزامات برچسب‌گذاری سیاست‌گذاری محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی و حمایت از برنامه‌های بازآموزی نیروی کار بستر امنی برای این گذار فراهم کند. این کارشناس ارشد فناوری اطلاعات گفت: آینده این همزیستی نه در مقاومت در برابر فناوری و نه در پذیرش بی‌قید و شروط آن بلکه در مسیر میانی از آموزش مستمر، آگاهی فعال و گفت‌وگوی صادقانه میان نسل‌ها نهفته است. 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه