حمایت از ایران بهشیوه سکوت!
شاید عجیب است؛ اما حتی دشمنان ایران نیز از شکست آمریکا در جنگ با تهران و پیروزی ایران استقبال میکنند. آنها معتقدند که مقاومت ایران سدی در برابر گسترش مداخلات نظامی آمریکا و توسعهطلبی واشنگتن است. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ مقاله تازه «تریتا پارسی» در سایت آمریکایی Antiwar به واقعیتی کمتردیدهشده در تحولات اخیر اشاره دارد: کشورهایی که لزوماً روابط خوبی با جمهوری اسلامی ندارند، در سکوت از مقاومت ایران در برابر آمریکا و اسرائیل خرسندند. دلیل اینرویکرد را باید در نگرانی اینکشورها از گسترش الگویی دانست که در آن آمریکا بااتکابه قدرت نظامی، دولتها را وادار به تسلیم یا تغییر سیاسی کند. پارسی تأکید میکند، از شمار مقامهای جوامع مختلف که از ایستادگی ایران ابراز خرسندی کردهاند، شگفتزده شده است؛ حتی کشورهایی که خود در اردوگاه نزدیک به آمریکا قرار دارند یا حتی با تهران اختلافاتی دارند. مسئله برای بسیاری از کشورها فقط سرنوشت ایران نیست. تجربههای اخیر در نقاط مختلف جهان نشان داده اگر مداخله نظامی و تغییر نظام به ابزاری عادی در سیاست خارجی آمریکا تبدیل شود، هیچ کشوری نمیتواند خود را کاملاً مصون بداند. ازاینرو، مقاومت ایران برای بسیاری از کشورها اهمیت پیدا کرده است. اگر تهران در برابر حمله نظامی آمریکا و اسرائیل خیلیزود تسلیم میشد، این تصور تقویت میشد که واشنگتن میتواند باتکیهبر برتری نظامی، اهداف سیاسی خود را به دیگر کشورها نیز تحمیل کند؛ اما مقاومت ایران این محاسبه را تغییر داد. جنگی که قرار بود کوتاه و تعیینکننده باشد، به یک رویارویی پرهزینه و فرسایشی تبدیل شده و نشان داده که قدرت نظامی آمریکا الزاماً بهمعنای پیروزی سریع و تحقق اهداف سیاسی نیست. بسیاری از کشورهایی که از مقاومت ایران استقبال میکنند، الزاماً متحد تهران نیستند؛ بلکه از این اصل دفاع میکنند که هیچ قدرتی نباید آنقدر دست بالا داشته باشد که بتواند بدون پرداخت هزینه جدی، سرنوشت کشورهای دیگر را تعیین کند یا تغییر دهد. درایننگاه، ایران نمونهای مهم است. تهران نشان داد: حمله نظامی لزوماً به فروپاشی سریع یک کشور یا تحقق خواستههای آمریکا نیست. همین واقعیت میتواند محاسبات آمریکا برابر سایر کشورها را نیز پیچیدهتر کند. پیامدهای جنگ ترامپ تنها به ایران محدود نمانده است. ناامنی در خلیجفارس و بستهشدن تنگه هرمز مستقیماً بر اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی تأثیر گذاشته و موجب شده است بسیاری از کشورها از اینوضعیت آسیب ببینند. بااینحال، از نگاه بسیاری از کشورها، عادیشدن سیاست جنگ، مداخله و تغییر نظام توسط آمریکا تهدیدی بزرگتر از بستهشدن تنگه هرمز و قطع صادرات نفت و فراوردههای نفتی از آن است. آنها نگراناند که اگر آمریکا از این بحران بدون پرداخت هزینه قابلتوجه خارج شود، انگیزه بیشتری برای ماجراجوییهای بعدی در کشورهای دیگر پیدا کند. ازاینرو، مقاومت ایران برای برخی کشورها صرفاً یک پیروزی در میدان جنگ نیست؛ بلکه عاملی برای افزایش هزینه تصمیمات نظامی واشنگتن است. آنچه درحالشکلگیری است، لزوماً ائتلافی برای مقابله با آمریکا نیست. بسیاری از کشورها همچنان روابط اقتصادی، سیاسی و امنیتی نزدیکی با واشنگتن دارند؛ اما مسئله اصلی، محدودشدن قدرت آمریکا و ایجاد توازن در روابط بینالمللی است. متحدان آمریکا نیز میدانند که نزدیکی به واشنگتن همیشه بهمعنای مصونماندن از تصمیمات آن نیست. درچنینشرایطی، ظهور قدرتهایی که بتوانند در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند، فضای بیشتری برای سایر کشورها ایجاد میکند. مقاومت ایران در برابر آمریکا پیام مهمی برای نظام بینالملل داشته: قدرت آمریکا مطلق و شکستناپذیر نیست. پس بسیاری از کشورها، هرچند متحد تهران نیستند، موفقیت ایران را با توجه دنبال کرده و از افزایش هزینه تحمیل اراده قدرت بزرگ خرسندند. نهایتاً آنچه جهان امروز بیشازهرچیز به آن نیاز دارد، نه جنگ با آمریکا و نه تسلیم در برابر آن؛ بلکه بازگشت موازنه به روابط بینالملل است؛ ایران با مقاومت خود به یکی از طرفین مؤثر در شکلگیری این موازنه تبدیل شده است.