داروهای پلاسما؛ گلوگاه پنهان امنیت دارویی ایران
وابستگی ارزی و وارداتی بخشی از فرآوردههای مشتق از پلاسما، این داروهای حیاتی را به یکی از نقاط آسیبپذیر زنجیره تأمین دارویی ایران تبدیل کرده. بهگزارش محمد رضازاده (مهر)؛ تأمین دارو تنها به تولید یک محصول در کارخانه یا واردات آن از خارج محدود نمیشود؛ زنجیرهای از تأمین ماده اولیه، ارز، تولید، حملونقل و توزیع باید بدونوقفه ادامه پیدا کند تا دارو در زمان نیاز بهدست بیمار برسد. هر اختلال دراینزنجیره میتواند خود را بهشکل کمبود در داروخانهها و مراکز درمانی نشان دهد؛ که درباره فرآوردههای دارویی مشتق از پلاسما اهمیت بیشتری پیدا میکند.
فرآوردههای مشتق از پلاسما از جمله داروهای حیاتی مورداستفاده در درمان برخی بیماریها هستند و استمرار دسترسی به آنها برای بیماران اهمیت ویژهای دارد. بااینحال، وابستگی بخشی از نیاز کشور به واردات، هزینه ارزی بالا و تمرکز مبادی تأمین در برخی کشورهای اروپایی، اینگروه از داروها را برابر تحولات ارزی، محدودیتهای تجاری و بحرانهای سیاسی آسیبپذیر کرده است. دراینشرایط، سؤال اصلی ایناستکه آیا میتوان با افزایش ظرفیت تولید داخلی و همزمان متنوعکردن مبادی واردات، ریسک کمبود این داروها را کاهش داد؟ یکی از مهمترین ویژگیهای فرآوردههای مشتق از پلاسما، هزینه بالای تأمین آنهاست. طبق آمارهای ارائهشده در گزارش حاضر؛ از حدود یکمیلیارددلار واردات محصولات نهایی دارویی، نزدیک به ۲۰۰میلیوندلار به فرآوردههای مشتق از پلاسما اختصاص دارد؛ یعنی حدود یکپنجم ارزش واردات داروی نهایی کشور. اینرقم نشان داده فرآوردههای مشتق از پلاسما فقط ازمنظر تأمین دارو اهمیت ندارند؛ بلکه در سیاست ارزی کشور نیز سهم قابلتوجهی دارند. بهبیاندیگر، هراندازه وابستگی به واردات اینمحصولات کاهش پیدا کند، علاوهبر افزایش تابآوری زنجیره دارویی، بخشی از فشار ارزی نیز کاهش خواهد یافت؛ اما مسئله صرفاً میزان ارزبری نیست؛ منبع تأمین ارز و امکان انتقال آن نیز اهمیت دارد. در سالهای گذشته بخش قابلتوجه از فرآوردههای مشتق از پلاسما از کشورهای اروپایی تأمین شده است. این وابستگی در شرایط عادی ممکن است مسئله بزرگی ایجاد نکند، اما درشرایطیکه انتقال پول، تجارت خارجی یا حملونقل با محدودیت مواجه شود، تمرکز واردات از چند مبدأ مشخص میتواند به یک نقطهضعف تبدیل شود. درواقع، زنجیره تأمین دارو زمانی آسیبپذیرتر میشود که تعداد تأمینکنندگان محدود باشد و جایگزینکردن آنها نیز زمانبر باشد. فرآوردههای مشتق از پلاسما نیز از این قاعده مستثنا نیستند. اگر یک شرکت خارجی نتواند یا نخواهد محصول موردنیاز را در زمان مقرر تأمین کند، پیداکردن تأمینکننده جایگزین برای دارویی حیاتی، برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، فرآیندی نیست که بتوان آنرا در مدت کوتاهی انجام داد. ازهمینرو، تنوعبخشی به منابع تأمین میتواند بخشی از ریسک موجود را کاهش دهد. تحریمها لزوماً بهمعنای ممنوعیت مستقیم واردات دارو نیستند، اما محدودیتهای مالی و بانکی میتوانند فرآیند خرید و انتقال منابع را دشوار کنند. برای یک واردکننده دارو، داشتن سفارش خارجی بهتنهایی کافی نیست. باید امکان پرداخت وجه به فروشنده، بیمه محموله، حملونقل و ترخیص کالا نیز وجود داشته باشد. درنتیجه، حتی زمانیکه یک دارو ازنظر حقوقی امکان واردات دارد، اختلال در یکی از حلقههای مالی یا تجاری میتواند زمان رسیدن آن به کشور را افزایش دهد. اینموضوع درمورد داروهای حیاتی اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه نمیتوان برای تأمین آنها صرفاً بر سازوکارهای معمول بازار تکیه کرد. دراینمیان، افزایش ظرفیت تولید داخلی میتواند یکی از راهکارهای اصلی برای کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین باشد. ایران از یک مزیت مهم برخوردار است؛ امکان تأمین پلاسما بهعنوان ماده اولیه این فرآوردهها در داخل کشور وجود دارد و طی سالهای گذشته نیز ظرفیتهای علمی و فنی برای پالایش و تولید فرآوردههای مشتق از پلاسما در کشور ایجاد شده. بااینحال، وجود فناوری بهمعنای بینیازی کامل از واردات نیست. محدودیت ظرفیت تولید و پالایش باعث شده بخشی از نیاز کشور همچنان ازطریق واردات تأمین شود؛ بنابراین در کوتاهمدت نمیتوان انتظار داشت واردات کاملاً حذف شود. راهکار واقعبینانه، حرکت همزمان در دو مسیر است: افزایش ظرفیت تولید داخلی در بلندمدت و متنوعکردن مبادی واردات در کوتاهمدت. در شرایط فعلی، سیاستگذاری برای اینگروه دارویی را میتوان در دو بازه زمانی دنبال کرد. در کوتاهمدت، کاهش وابستگی به یک یا چند مبدأ وارداتی و ایجاد مسیرهای جایگزین برای تأمین ضروری است. براینمبنا؛ کشورهایی که ظرفیت تولید فرآوردههای مشتق از پلاسما دارند و ازنظر روابط تجاری و سیاسی امکان همکاری پایدارتر با ایران دارند، میتوانند بهعنوان بخشی از سبد تأمین موردبررسی قرار گیرند. چین یکی از کشورهایی است که از ظرفیت قابلتوجه در حوزه تولید دارو برخوردار است و میتواند درصورت تأیید استانداردهای کیفی و مقرراتی، یکی از گزینههای تنوعبخشی به منابع تأمین باشد. البته تغییر مبدأ واردات نباید صرفاً براساس ملاحظات سیاسی انجام شود. کیفیت محصول، استانداردهای تولید، سابقه شرکت، قابلیت نظارت، پایداری عرضه و تأیید نهادهای دارویی باید معیار اصلی انتخاب تأمینکننده باشد. در بلندمدت نیز افزایش ظرفیت پالایش پلاسما در داخل کشور باید دنبال شود تا سهم تولید داخل از بازار افزایش یابد. از مسائل مهم دراینراه، اقتصاد تولید دارواست. افزایش ظرفیت تولید و پالایش نیازمند سرمایهگذاری سنگین، فناوری، تأمین پایدار ماده اولیه و بازگشت سرمایه است. اگر قیمتگذاری یا سیاستهای ارزی بهگونهای باشد که تولید داخلی ازنظر اقتصادی توان رقابت با محصول وارداتی را نداشته باشد، انگیزه برای توسعه ظرفیت کاهش پیدا میکند. ازاینمنظر، سیاست حمایت از تولید داخلی فقط با اعطای مجوز یا اعلام هدف افزایش تولید محقق نمیشود. تولیدکننده باید اطمینان داشته باشد بازار، قیمتگذاری و سیاست ارزی امکان ادامه فعالیت و بازگشت سرمایه را فراهم میکند؛ وگرنه ممکن است ظرفیت اسمی تولید در کشور وجود داشته باشد اما ظرفیت واقعی و قابلاتکای تولید کمتر از نیاز بازار باشد. یکی از موضوعاتی که در بررسی این زنجیره باید موردتوجه قرار گیرد، نحوه تخصیص ارز و اثر آن بر رقابت میان تولید داخلی و واردات است. اگر واردات یک محصول با حمایت ارزی انجام شود، درشرایطیکه تولیدکننده داخلی هزینههای سرمایهگذاری، نیروی انسانی، فناوری و تأمین مواداولیه را متحمل میشود، ممکن است فاصله اقتصادی میان تولید و واردات افزایش پیدا کند؛ بنابراین اصلاح سیاست ارزی باید بااحتیاط انجام شود. هدف نباید صرفاً حذف ارز حمایتی یا صرفاً افزایش آن باشد؛ بلکه باید مشخص شود کدام سیاست ارزی بیشترین امنیت دارویی را با کمترینهزینه برای کشور ایجاد میکند. دراینجا یک اصل اهمیت دارد: حمایت ارزی زمانی میتواند توجیه داشته باشد که درنهایت به دسترسی پایدار بیمار به دارو منجر شود. یکیدیگر از راهکارهای قابلبررسی، ایجاد ذخیره استراتژیک برای فرآوردههای حیاتی مشتق از پلاسماست. وقتی تأمین یک دارو وابسته به واردات و فرآیندهای طولانی خرید و انتقال است، داشتن ذخیره محدود و مشخص میتواند فرصت لازم برای جایگزینی تأمینکننده یا فعالکردن ظرفیت داخلی را فراهم کند. البته ذخیرهسازی باید مبتنیبر الگوی مصرف و اهمیت درمانی هر فرآورده باشد و نباید به انباشت غیرضروری دارو منجر شود. هدف از ذخیره استراتژیک ایناستکه اختلال کوتاهمدت در واردات به کمبود فوری برای بیمار تبدیل نشود. بررسی وضعیت موجود نشان میدهد حل مسئله فرآوردههای مشتق از پلاسما با یک تصمیم واحد امکانپذیر نیست. یک برنامه پایدار میتواند شامل چند محور باشد: نخست؛ افزایش تدریجی ظرفیت پالایش و تولید داخلی. دوم؛ ایجاد تنوع در مبادی وارداتی و جلوگیری از وابستگی بیشازحد به یک منطقه یا چند شرکت مشخص. سوم؛ طراحی ذخیره استراتژیک برای فرآوردههای حیاتی. چهارم؛ پیشبینی سازوکار ارزی ویژه برای داروهایی که کمبود آنها میتواند پیامد مستقیم برای سلامت بیماران داشته باشد. پنجم؛ اصلاح سیاستهای قیمتگذاری و ارزی بهگونهایکه تولید داخلی برای سرمایهگذاری بیشتر انگیزه داشته باشد. ششم؛ ایجاد سازوکار پایش مستمر موجودی و هشدار زودهنگام درباره داروهایی که ذخیره آنها درحالکاهش است. نهایتاً هدف سیاستگذاری نباید صرفاً رسیدن به عددی مشخص در تولید داخلی یا کاهش واردات باشد. ممکن است کشوری بخش بزرگی از داروی موردنیاز خود را تولید کند، اما اگر ماده اولیه آن از یک مبدأ خارجی تأمین شود، همچنان در برابر اختلالات بینالمللی آسیبپذیر خواهد بود. ازسویی، اتکا به واردات از چند کشور محدود نیز ریسک دیگری ایجاد میکند؛ بنابراین مفهوم امنیت دارویی باید فراتر از «خودکفایی» تعریف شود؛ امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که کشور هم ظرفیت تولید داخلی داشته باشد، هم منابع وارداتی متنوع، هم ذخیره استراتژیک و هم امکان تأمین مالی و ارزی در شرایط بحرانی. فرآوردههای مشتق از پلاسما یکی از روشنترین نمونههای این ضرورت هستند؛ داروهایی که ازیکسو ارزبری بالایی دارند و ازدیگرسو، کمبود آنها میتواند مستقیماً زندگی و روند درمان بیماران را تحتتأثیر قرار دهد. ازاینرو، کاهش وابستگی به واردات اینمحصولات را نمیتوان صرفاً برنامه اقتصادی یا ارزی دانست؛ اینموضوع بخشی از سیاست امنیت سلامت کشور است. اگر قرار است بیمار در زمان بحران با کمبود داروی حیاتی مواجه نشود، زنجیره تأمین باید پیش از وقوع بحران پایدار شود؛ نه وقتی قفسه داروخانه خالی شده است.