سخن مدیرمسئول
شمارش نفسهای مطبوعات
در عصر پرالتهاب کنونی و در دنیایی که شاید بهتر باشد آنرا «دنیای دیوانه، دیوانه، دیوانه» بنامیم، مطبوعات روزهای سختی را سپری میکنند؛ وضعیتی که درصورت تداوم، دیری نخواهد پایید که این سنگر در کشور به تعطیلی کشیده شود. سنگری که همواره اهمیت فراوانی داشته و اوج اعتماد و جایگاه آن تا جایی پیش رفت که آنرا «رکن چهارم دموکراسی» یا «رکن چهارم آزادی» نامیدند؛ سنگری که تعطیلیاش سرانجام به رکود فرهنگ اطلاعرسانی میانجامد و وقوع چنین امری برای هر کشوری اسفناک و دردآور خواهد بود. این مقدمه را بیان کردم تا وضعیت مطبوعات و آیندهٔ مبهم آنرا بررسی کنیم و بازهم دست به دامن دولت شویم و راه نجات را در تدبیر دولتمردان بجوییم؛ بهویژه درشرایطیکه فرهنگ کتابخوانی و روزنامهخوانی در کشور در معرض آسیب و فراموشی قرار دارد. بااینهمه، جماعت ما مطبوعاتیها بهراستی جماعت عشاق است؛ عاشقان واقعی که وقتی این حرفه را برگزیدند، از همان آغاز میدانستند دراینمسیر از مالومنال خبری نیست و بهقول قدیمیها شغلی پردرآمد نبوده، بلکه پیشهٔ قناعتپیشگان است. جامعه ما را پیامآوران آگاهی و اطلاعرسانان میشناسد. در دورههای گوناگون پس از انقلاب نیز هرگاه دولتها از بودجهٔ مناسبی برخوردار بودهاند، مطبوعات را ارج نهاده و از آن حمایت کردهاند؛ اما امروزه این عرصه درصورت ادامهٔ وضع موجود، به سنگری بدل خواهد شد که دیگر سنگربانی ندارد. ما مطبوعاتیها اگر تنها دخلمان با خرجمان بخواند، صدایمان درنمیآید؛ اگر با دشواری روبهرو شویم بازهم صبوری پیشه میکنیم و دلخوش میداریم که بالاخره روزگار سخت نیز میگذرد. روزی خواهد رسید که زورگویان جهانی دریابند دیگر ملتها زیر بار زورگویی نخواهند رفت و چون گذشته اجازه نخواهند داد در جایگاه ابرقدرت، با سرنوشت مردم بازی کنند. حتی اگر تورم، گرانی و کمبود کاغذ، زینک و ابزار اهلقلم کاهش یابد، ما همچنان طبق روال معمول از دولت انتظار توجه و حمایت داریم تا چراغ مطبوعات خاموش نشود. درادامه به برخی از مشکلاتی اشاره میکنیم که با تدبیر قابل حلوفصل است. ما نیز عضوی از همین جامعهایم و تافتهٔ جدابافته نیستیم؛ اگر وزارت فرهنگوارشاد اسلامی نظارت و حمایت مؤثرتری از بدنهٔ مطبوعات به عمل آورد، این حوزه همچنان میتواند خدمتگزار مردم و نظام باشد. یک نمونه از این چالشها، مسئلهٔ کاغذ و جهشهای قیمتی آن است. باوجودآنکه وزارت فرهنگوارشاد اسلامی تمهیداتی اندیشیده تا واردکنندگان بتوانند کاغذ را با ارز نیمایی وارد کنند، متأسفانه برخی واردکنندگان با کمتوجهی به این مساعدتها، کاغذ را بهدرستی دراختیار مطبوعات قرار نمیدهند و معمولاً به التهاب بازار دامن میزنند. دراینمیان، ضرورت دارد دستگاههای نظارتی با چنین رفتارهایی برخورد کنند؛ هرچند نباید نادیده گرفت که در میان واردکنندگان، افراد منصف، متعهد و باوجدانی نیز حضور دارند.