• شماره 3730 -
  • 1405 شنبه 28 شهريور

جامعه چقدر برای سالمندی آماده است؟

جامعه آرام‌آرام سمت سالمندی می‌رود، واقعیتی که تنها افزایش شمار سالمندان نیست؛ که آزمونی برای خانواده‌ها و جامعه در حفظ احترام، محبت و مسئولیت‌پذیری در قبال پدران و مادران است، به‌ویژه در روزگاری که برخی نگاه‌ها در فضای مجازی، مسئولیت فرزندان نسبت به والدین سالمند را انکار می‌کنند. سالمندی دیگر اتفاقی دور در افق آینده نیست، آرام‌آرام به واقعیتی نزدیک تبدیل شده که نشانه‌های آن‌را می‌توان در میان خانواده‌ها، محله‌ها و فضاهای عمومی شهرها دید، جامعه‌ای که روزگاری جوانی جمعیت را پشتوانه اصلی خود می‌دانست، امروز با تغییر ساختار سنی مواجهه شده و اگر از همین‌امروز برای این تغییر آماده نشود، فردا با چالش‌هایی مواجه خواهد شد که تنها با ساخت مراکز درمانی یا افزایش خدمات پزشکی قابل‌حل نیست. به‌گزارش ایسنا؛ سالمندی فقط یک مسئله جمعیتی نیست، یک مسئله عمیق انسانی، خانوادگی و فرهنگی است، پدرومادری که سال‌های جوانی خود را صرف بزرگ‌کردن فرزندان کرده‌اند، طبیعی است که در سال‌های ناتوانی و کهولت، بیش‌ازهمیشه به همراهی، محبت و حمایت خانواده نیاز داشته باشند، البته مراقبت از سالمند می‌تواند دشوار، فرساینده و پرهزینه باشد و خانواده‌ها نیز به حمایت اجتماعی، اقتصادی و خدمات تخصصی نیاز دارند، اما تبدیل این مسئولیت انسانی به این گزاره که فرزند هیچ وظیفه‌ای در قبال پدرومادر سالمند خود ندارد، نمی‌تواند با ریشه‌های عمیق فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی سازگار باشد.

این‌روزها گاهی ویدئوها و محتواهایی در فضای مجازی دست‌به‌دست می‌شود که در آن، مراقبت از والدین سالمند صرفاً به‌عنوان وظیفه مراکز نگهداری یا پرستاران معرفی می‌شود و حتی این نگاه ترویج می‌شود که فرزندان مسئولیتی در قبال پدرومادر سالخورده خود ندارند، فارغ‌ازاینکه مراقبت حرفه‌ای در بسیاری‌ازموارد ضروری است، نباید میان کمک‌گرفتن از پرستار و مراکز تخصصی و رهاکردن عاطفی و انسانی سالمند خلط شود. ممکن است خانواده‌ای به‌دلیل شرایط جسمی، شغلی یا اقتصادی نتواند همه ساعات شبانه‌روز از سالمند مراقبت کند، اما به‌معنای کنارگذاشتن او از دایره محبت، احترام و مسئولیت خانوادگی نیست. فرهنگ ایرانی و اسلامی، خانواده را تنها مجموعه‌ای از افراد درکناریکدیگر نمی‌داند، خانواده جایی است که محبت، احترام، فداکاری و مسئولیت متقابل معنا پیدا می‌کند، همان‌‌طورکه پدرومادر در سال‌های کودکی و جوانی فرزندان، بار سنگین زندگی را بر دوش کشیده‌اند، شایسته است فرزندان نیز در سال‌های سالمندی، تاحدتوان همراه و پناه والدین خود باشند؛ نه از سر اجبار و عذاب‌وجدان، بلکه به‌عنوان بخشی از اخلاق، انسانیت و قدرشناسی. بااین‌حال، جامعه نیز نمی‌تواند همه مسئولیت سالمندی را به خانواده‌ها واگذار کند، خانواده‌ای که برای مراقبت از سالمند خود به خدمات پزشکی، پرستاری، توان‌بخشی، حمایت اقتصادی و مراکز روزانه نیاز دارد، باید بتواند این خدمات را با کیفیت و هزینه قابل‌تحمل دریافت کند، همچنین شهرها نیز باید برای حضور سالمندان از مناسب‌سازی معابر و حمل‌ونقل عمومی گرفته تا ایجاد فضاهای تفریحی، فرهنگی و اجتماعی، دسترسی آسان به مراکز درمانی و فراهم‌کردن زمینه مشارکت اجتماعی آنان آماده شوند. قرار نیست سالمندشدن، به‌معنای کنارگذاشته‌شدن از زندگی باشد، سالمندان بخشی از حافظه زنده خانواده و جامعه‌اند، نسلی که تجربه، خاطره، فرهنگ و بخش بزرگی از آنچه امروز داریم را با خود حمل می‌کند، اگر امروز جامعه برای سالمندی جمعیت برنامه‌ریزی نکند، فردا تنها با افزایش شمار سالمندان مواجه نخواهد بود، بلکه ممکن است با نسلی روبرو شود که از تنهایی، انزوا و احساس بی‌فایدگی رنج می‌برد. سؤال اصلی شاید این نباشد که چه‌کسی باید از سالمندان مراقبت کند؟ بلکه این‌است‌که آیا جامعه‌ای که خود را متمدن، خانواده‌محور و اخلاق‌مدار می‌داند، برای روزهایی‌که پدران و مادرانش به حمایت نیاز دارند، آماده است؟ سالمندی دیر یا زود سهم همه خانواده‌هاست و شاید بهترین‌راه برای مواجهه با آن، این‌باشدکه امروز همان جامعه‌ای را بسازیم که دوست داریم فردا در دوران سالمندی، پذیرای خودمان باشد. حمیدرضا روستایی (روانشناس) اظهار کرد: گاهی در فضای مجازی جملاتی مشاهده می‌کنیم که در نگاه اول منطقی به‌نظر می‌رسند، جملاتی مانند اینکه هر کس باید زندگی خودش را داشته باشد، فرزندان هیچ مسئولیتی در قبال پدرومادر سالمند ندارند یا بهترین‌راه این‌است‌که والدین را به خانه سالمندان بسپاریم تا افراد متخصص از آن‌ها مراقبت کنند، شاید بخشی از این سخنان در شرایط خاص و استثنایی قابل‌تأمل باشد، اما وقتی این نگاه به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود، آرام‌آرام یکی از مهم‌ترین ستون‌های خانواده را از بین می‌برد، ستونی که قرن‌ها فرهنگ ایرانی و آموزه‌های اسلامی برپایه‌آن استوار بوده است. این روانشناس بابیان‌اینکه پدرومادر، تنها کسانی هستند که سال‌های جوانی، آرامش، آسایش، خواب، سلامتی و آرزوهای خود را بی‌هیچ چشمداشتی صرف بزرگ‌شدن فرزندانشان می‌کنند، گفت: مادری‌که شب‌های بی‌خوابی را به‌جان می‌خرد، پدری‌که برای آسایش خانواده از خواسته‌های شخصی خود می‌گذرد، هیچ‌گاه این‌کارها را به‌عنوان معامله انجام نمی‌دهد، آن‌ها از روی عشق زندگی می‌کنند و محبت می‌بخشند، حال اگر روزی‌که توان جسمی آن‌ها کاهش یافته، فراموش شوند، آیا این با انصاف، وجدان و انسانیت سازگار است؟ وی تصریح کرد: فرهنگ ایرانی، از دیرباز احترام به بزرگ‌تر را نشانه اصالت خانواده دانسته است، در خانه‌های قدیمی، حضور پدربزرگ و مادربزرگ نه یک بار اضافی، بلکه برکت خانه بود، کودکان درکنارآن‌ها صبر، مهربانی، تجربه، احترام و اخلاق را می‌آموختند، بسیاری از خاطرات شیرین کودکی افراد با قصه‌های مادربزرگ، نصیحت‌های پدربزرگ و دعای خیر آن‌ها گره خورده، این سرمایه فرهنگی موضوعی نیست که بتوان آن‌را با هیچ امکانات رفاهی جایگزین کرد. روستایی بابیان‌اینکه در فرهنگ اسلامی نیز جایگاه پدرومادر چنان والاست که خداوند در قرآن، بلافاصله پس از فرمان به پرستش خود، به نیکی‌کردن به والدین سفارش می‌کند و حتی سفارش می‌کند که در دوران پیری، اگر نیازمند مراقبت شدند، کوچک‌ترین سخن رنج‌آوری به آنان گفته نشود، اظهار کرد: این سفارش تنها یک توصیه اخلاقی نیست، بلکه نشانه عظمت حق والدین بر گردن فرزندان است، احترام به والدین تنها در قالب هدیه‌دادن یا تماس تلفنی خلاصه نمی‌شود، بلکه در زمان نیاز، حضور، همراهی، صبر و خدمت به آنان معنا پیدا می‌کند. این روانشناس بابیان‌اینکه البته نباید واقعیت‌های زندگی امروز را نادیده گرفت، توضیح داد: گاهی شرایط جسمانی سالمند به‌گونه‌ای است که نیاز به مراقبت تخصصی شبانه‌روزی دارد یا بیماری‌هایی وجود دارد که رسیدگی حرفه‌ای را ضروری می‌کند، درچنین‌شرایطی ممکن است استفاده از خدمات پرستار یا حتی مراکز تخصصی سالمندان، از روی ناچاری و برای حفظ سلامت والدین باشد، نه از روی بی‌مهری، اما مشکل آنجاست که برخی می‌خواهند این استثنا را به یک قاعده تبدیل کنند و مسئولیت عاطفی فرزندان را به‌طورکامل از دوش آنان بردارند. وی عنوان کرد: هیچ مرکز نگهداری، هرچقدر مجهز و استاندارد باشد، نمی‌تواند جای محبت واقعی فرزند را بگیرد، سالمند بیش‌ازآنکه به دارو نیاز داشته باشد، به احساس تعلق نیاز دارد، او می‌خواهد صدای فرزندش را بشنود، لبخند نوه‌هایش را ببیند، احساس کند هنوز عضوی از خانواده است و حضورش ارزش دارد، بسیاری از سالمندانی که ساعت‌ها در سکوت اتاق‌های خانه سالمندان روزگار می‌گذرانند، بیش از درد جسم، از تنهایی و احساس فراموش‌شدگی رنج می‌برند، پژوهش‌های روان‌شناختی نیز نشان داده‌اند که احساس تنهایی و طردشدگی در سالمندان می‌تواند زمینه‌ساز افسردگی، اضطراب، کاهش امید به زندگی و حتی تشدید بیماری‌های جسمی شود، درمقابل، حضور در کنار خانواده، ارتباط عاطفی مستمر و احساس مفیدبودن، نقش مهمی در حفظ سلامت روان، نشاط و کیفیت زندگی آنان دارد. وی یادآور شد: ازسوی‌دیگر، نگهداری از والدین تنها یک وظیفه نیست، بلکه فرصتی برای رشد شخصیت فرزندان است، انسانی‌که در روزهای سخت کنار والدین می‌ایستد، درحقیقت درس وفاداری، مسئولیت‌پذیری و قدرشناسی را به فرزندان خود نیز آموزش می‌دهد، کودکان بیش‌ازآنکه به حرف‌های ما گوش دهند، رفتار ما را می‌بینند، اگر امروز ببینند که پدرومادرشان با عشق از پدربزرگ و مادربزرگ مراقبت می‌کنند، در آینده همین رفتار را نسبت به ما خواهند داشت، اما اگر بیاموزند که سالمندان باید از زندگی خانواده حذف شوند، این چرخه روزی گریبان خود ما را نیز خواهد گرفت. این روانشناس بیان کرد: گاهی برخی با شعار اول به‌فکر خودت باش تلاش می‌کنند مسئولیت‌های خانوادگی را کمرنگ جلوه دهند، بی‌تردید هر انسانی حق دارد برای پیشرفت، آرامش و زندگی شخصی خود برنامه داشته باشد، اما هیچ‌یک‌از این حقوق با نادیده‌گرفتن والدینی که عمر خود را برای ما صرف کرده‌اند، معنا پیدا نمی‌کند، جامعه‌ای که در آن افراد تنها به منافع فردی خود فکر کنند، به‌تدریج گرمای خانواده، همدلی و احساس مسئولیت را از دست خواهد داد. وی ادامه داد: باید میان استقلال فرزندان و بی‌مسئولیتی تفاوت قائل شد، هیچ‌کس نمی‌گوید فرزندان نباید ازدواج کنند، شغل داشته باشند یا زندگی مستقلی تشکیل دهند، اما استقلال، به‌معنای بریدن از ریشه‌ها نیست، همان‌گونه که والدین در سال‌های کودکی، مسئولیت ما را پذیرفتند، ما نیز در دوران ناتوانی آنان مسئولیت اخلاقی، انسانی و دینی داریم که تاحدتوان، آسایش و آرامششان را فراهم کنیم. روستایی خاطرنشان کرد: خدمت به پدرومادر سالمند شاید گاه دشوار باشد، مواردی مانند شب‌های بی‌خوابی، هزینه‌های درمان یا محدودیت‌هایی برای زندگی ایجاد کند، اما بسیاری از انسان‌ها بعدها حسرت می‌خورند که چرا در روزهای آخر عمر پدر یا مادرشان بیشتر کنارشان نبودند، ثروت، موفقیت و موقعیت اجتماعی، هیچ‌گاه جای خالی لحظه‌ای را که می‌توانستیم دست پدرمان را بگیریم یا لبخندی بر لب مادرمان بنشانیم، پر نخواهد کرد. این روانشناس درپایان گفت: درنهایت، اگر قرار است جامعه‌ای مهربان، سالم و استوار داشته باشیم، باید خانواده را از درون حفظ کنیم، خانه‌ای که در آن سالمندان با احترام زندگی می‌کنند، خانه‌ای سرشار از برکت، تجربه، دعا و آرامش است، نباید اجازه دهیم نگاه‌های سطحی و زودگذر فضای مجازی، ارزش‌هایی را که قرن‌ها فرهنگ ایرانی و تعالیم نورانی اسلام از آن‌ها پاسداری کرده‌اند، کمرنگ کند، احترام، مراقبت و محبت به پدرومادر در روزهای پیری، نه‌فقط یک وظیفه دینی و اخلاقی، بلکه نشانه بلوغ انسانی، اصالت خانوادگی و قدردانی از کسانی است که روزی همه زندگی‌شان را برای ساختن آینده ما هدیه کردند.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه