• شماره 3731 -
  • 1405 يکشنبه 29 شهريور

ذره‌بین

نارضایتی اقتصادی آمریکایی‌ها در مسیر تبدیل‌شدن به رأی سیاسی

درآستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، فضای سیاسی آن بیش‌از‌پیش تحت‌تأثیر نارضایتی عمومی و فشارهای اقتصادی قرار گرفته و ملتهب شده است؛ شرایطی که می‌تواند معادلات سیاسی پیش‌رو و رفتار رأی‌دهندگان آمریکایی را به‌زیان ترامپ تغییر دهد. به‌گزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ پژوهش تازه‌ای که «اکونومیست» منتشر کرده، تصویری نگران‌کننده از فضای سیاسی و اجتماعی آمریکا ارائه می‌دهد: خشم و نارضایتی درحال‌تبدیل‌شدن به‌زبان غالب آمریکایی‌هاست. از کنگره و شبکه‌های اجتماعی گرفته تا رفتار رأی‌دهندگان، ادبیات منفی به‌طور محسوسی گسترش یافته است؛ روندی‌که اکنون درآستانه انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، با بحران‌های اقتصادی، افزایش هزینه‌های زندگی و جهش قیمت انرژی درهم‌آمیخته است. این مطالعه که توسط اقتصاددانان دانشگاه‌های هاروارد، HEC پاریس، پاریس-ساکلی و برکلی انجام شده و اکونومیست آن‌را منتشر کرده، با بهره‌گیری از هوش مصنوعی، صدها سخنرانی سیاسی و میلیون‌ها پیام دیجیتال را تحلیل کرده است. نتیجه این بررسی، رشد چشمگیر ادبیات اعتراض در فضای سیاسی آمریکا است. براساس این یافته‌ها؛ اظهارات منفی و خشمگینانه در کنگره از سال ۲۰۱۳ تاکنون حدود ۵۰‌درصد افزایش یافته است. در همین بازه، جملات تند مرتبط با سیاست‌های ایالات‌متحده در پیام‌های رأی‌دهندگان در توییتر حدود ۳۵‌درصد و در نظرات کاربران شبکه اجتماعی ردیت ۴۶‌درصد رشد داشته است. این‌وضعیت صرفاً در جامعه تولید نمی‌شود، بلکه بخش اعظم آن توسط سیاستمداران آمریکایی تغذیه می‌گردد. استفانی استانچوا، اقتصاددان هاروارد، این‌روند را نوعی «چرخه بازخورد» توصیف می‌کند: سیاستمداران با لحنی تهاجمی‌تر سخن می‌گویند، این سخنان بیشتر دیده و بازنشر می‌شوند و درنهایت، زبان تندتر به ابزاری مؤثرتر برای جلب‌توجه سیاسی تبدیل می‌گردد. ترامپ در کانون این فضای سیاسی قرار دارد. ادبیات تهاجمی او علیه مخالفان دموکرات، منتقدان سابق و حتی برخی متحدان پیشینش، نمونه‌ای از سیاستی است که در آن حمله شخصی و تحریک احساسات جایگاه مهمی پیدا کرده است؛ اما مسئله فقط لحن سیاسی نیست. پژوهش مورد‌استناد مجله «اکونومیست» هشدار می‌دهد تشدید این فضای متشنج می‌تواند اعتماد به دولت ترامپ را بیش‌ازپیش کاهش داده و شکاف میان دو اردوگاه سیاسی را عمیق‌تر کند. داده‌های مرکز پژوهشی پیو نیز نشان می‌دهد خشم نسبت به حزب رقیب در میان آمریکایی‌ها به سطوح بسیاربالایی رسیده. دراین‌شرایط، اقتصاد به سوخت تازه‌ای برای این التهابات سیاسی تبدیل شده. نظرسنجی ۳۱ اوت ۲۰۲۶ «ایپسوس/رویترز» نشان می‌دهد محبوبیت ترامپ به ۳۳‌درصد رسیده است؛ رقمی بسیارپایین برای رئیس‌جمهوری که انتخابات میان‌دوره‌ای را درپیش دارد. مهم‌ترازآن، ۷۱‌درصد آمریکایی‌ها از وضعیت معیشتی و افزایش سرسام‌آور هزینه‌ زندگی‌شان به‌دلیل سیاست‌های ترامپ ناراضی‌اند؛ این‌رقم حتی در میان جمهوری‌خواهان به ۴۰ درصد می‌رسد. برای نخستین‌بار درحدود یک‌دهه، تعداد بیشتری از رأی‌دهندگان اذعان کرده‌اند که دموکرات‌ها ایده‌های بهتری برای اقتصاد دارند. پژوهش مرکز پیو در ژوئیه نیز نشان داد اکثریت جامعه نگاه منفی به وضعیت اقتصادی دارند. سهم جمهوری‌خواهانی که معتقدند سیاست‌های اقتصادی ترامپ شرایط را بدتر کرده، از ۱۸‌درصد در ژانویه به ۲۸‌درصد افزایش یافته است. در میان کل جامعه نیز فشار اقتصادی به مهم‌ترین و اصلی‌ترین موضوع انتخابات تبدیل شده است. هیچ شاخص اقتصادی به‌اندازه قیمت بنزین برای شهروند آمریکایی ملموس نیست. در روزهای اخیر، میانگین قیمت بنزین در آمریکا از ۴‌دلار در هر گالن عبور کرده و فشار بر دولت ترامپ را افزایش داده است. قیمت گازوئیل نیز صعودی شده است. پیامدهای این رشد قیمت تنها به رانندگان محدود نمی‌شود؛ زیرا گازوئیل ارتباط مستقیم با هزینه‌های حمل‌ونقل، کشاورزی، تولید و توزیع کالا دارد. عامل اصلی جهش اخیر قیمت انرژی، جنگ ترامپ علیه ایران و قطع عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز است؛ ازاین‌رو، گرانی سوخت، سیاست‌های دولت ترامپ را بیش‌ازپیش در کانون انتقادها قرار داده است. این همان نقطه‌ای است که تنش‌های سیاسی و بحران‌های اقتصادی به یکدیگر می‌رسند. رأی‌دهنده‌ای که از قیمت بنزین، موادغذایی یا هزینه‌های زندگی ناراضی است، آمادگی بیشتری دارد تا دولت ترامپ را مسئول بداند؛ و سیاستمداری که بتواند این‌وضعیت را به خشم سیاسی تبدیل کند، شانس بیشتری برای جلب‌توجه خواهد داشت. پژوهش اکونومیست نشان می‌دهد این چرخه اکنون در سراسر نظام سیاسی آمریکا فعال است؛ از سخنرانی‌های کنگره تا شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات انتخاباتی. آمریکای امروز تنها با یک مشکل اقتصادی یا سیاسی مواجه نیست، بلکه با هر دو روبه‌رو است و این دو عامل درکنارهم، یکدیگر را تقویت می‌کنند. گرانی و نگرانی درباره هزینه‌های زندگی، نارضایتی ایجاد می‌کند و سیاستمداران این‌وضعیت را به خشم سیاسی تبدیل می‌کنند. درسوی‌دیگر، عصبانیت سیاستمداران، جامعه‌ای را که پیش‌ازاین تحت‌فشار اقتصادی بوده، بیش‌ازپیش قطبی می‌کند. ترامپ که مسئول افزایش قیمت‌ انرژی است، حال باید با پیامد سیاسی آن روبه‌رو شود. درآستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، پرسش اصلی دیگر فقط این‌نیست‌که اقتصاد آمریکا چه وضعی دارد؛ این‌است‌که آمریکایی‌های ناراضی و خشمگین، درنهایت خشم و نارضایتی خود را پای صندوق رأی علیه چه‌کسی خرج خواهند کرد؟

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه