سخن مدیرمسئول
تغییر ساعت رسمی
در روزگاری که کشور با کمبود برق، ناترازی انرژی و هزینههای سنگین تولید و مصرف روبهروست، انتظار میرود هر تصمیمی که به مدیریت بهتر منابع ملی کمک میکند با دقت، شفافیت و پشتوانه کارشناسی اتخاذ شود. یکی از این موضوعات، مسئله تغییر ساعت رسمی کشور است؛ موضوعی که سالها در ایران اجرا میشد اما از سال ۱۴۰۲ با مصوبه مجلس متوقف شد و ساعت رسمی کشور در تمام طول سال ثابت ماند. پرسش اصلی اینجاست: آیا حذف تغییر ساعت واقعاً به نفع کشور بوده است؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا گزارشهای روشن و قابل فهمی درباره میزان تأثیر آن بر مصرف انرژی منتشر نمیشود؟ و اگر تأثیر منفی داشته، چرا هیچکس مسئولیت بازنگری در این تصمیم را بر عهده نمیگیرد؟ سالها منطق تغییر ساعت بر این پایه استوار بود که فعالیتهای روزانه مردم با روشنایی طبیعی هماهنگتر شود. در تابستان، روشنایی عصرها بیشتر مورد استفاده قرار گیرد و در زمستان نیز زمانبندی زندگی اجتماعی با طلوع و غروب خورشید تناسب بیشتری داشته باشد. ایران نیز دههها این سیاست را اجرا میکرد و آخرین بار در سال ۲۰۲۲ ساعتها جابهجا شدند؛ از سال ۲۰۲۳ به بعد این رویه به طور کامل متوقف شد؛ البته در جهان درباره فواید و زیانهای تغییر ساعت اختلاف نظر وجود دارد. اما نکته مهم این است که بسیاری از کشورها تصمیمهای خود را براساس مطالعات دقیق و دادههای منتشرشده اتخاذ میکنند. در ایران، آنچه بیش از خودِ تصمیم محل بحث است، کمبود شفافیت درباره نتایج آن است. مردم حق دارند بدانند حذف تغییر ساعت چه میزان صرفهجویی یا افزایش مصرف انرژی به همراه داشته است. آیا بار شبکه برق کاهش یافته یا افزایش؟ آیا ساعات کاری ادارات با واقعیتهای اقلیمی کشور هماهنگ شده است؟ آیا ارزیابی مستقلی از نتایج این سیاست انجام شده است؟ در شرایطی که هر تابستان بحث خاموشیها و هر زمستان موضوع کمبود گاز مطرح میشود، نمیتوان از کنار چنین پرسشهایی به سادگی گذشت. مدیریت انرژی تنها با درخواست صرفهجویی از مردم محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند تصمیمهای مبتنی بر داده، ارزیابی مستمر و پاسخگویی مسئولان است. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای سکوت و کلیگویی، گزارشهای دقیق و مستند در اختیار افکار عمومی قرار گیرد. اگر ثابت ماندن ساعت رسمی بهترین راهحل است، مردم باید دلایل آن را بدانند. و اگر چنین نیست، شجاعت اصلاح تصمیم بخشی از حکمرانی مسئولانه است. عقربههای ساعت شاید دیگر جابهجا نشوند؛ اما پرسشهای افکار عمومی همچنان در جای خود باقی ماندهاند.