واکاوی جدال روایتها در ارتفاعات «علی الطاهر»
تحولات اخیر در ارتفاعات علیالطاهر در جنوب لبنان، تنها به میدان نظامی محدود نمانده و به جنگ روایتها در رسانههای منطقهای تبدیل شده؛ جاییکه نحوه بازتاب این تحولات و انتخاب واژهها، تفاوت قابلتوجهی با واقعیات جاری در میدان دارند و دراینمیان، نوع پوشش رسانههای سعودی و اماراتی برجستهتر از رسانههای دیگر است.
سرتیپ بازنشسته «نضال زهوی» (مدیر مرکز مطالعات آنتروپواستراتژیک) درگفتوگوبا پایگاه خبری «العهد» تأکید کرده که اعلام اسرائیل بهتنهایی نمیتواند اثباتکننده سقوط کامل علی الطاهر باشد. بهگفته وی؛ میان «کنترل عملیاتی» و «کنترل میدانی» باید تفاوت قائل شد. توانایی هدفقراردادن یک منطقه با هواپیما و توپخانه لزوماً بهمعنای استقرار نیرو، تصرف زمین و دراختیارگرفتن تأسیسات آن نیست؛ بهویژهاینکه ارتش اسرائیل سالهاست علیالطاهر را هدف حملات قرار میدهد و توانایی حمله به اینمنطقه امری تازه نیست. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ موضوع تونلها و تأسیسات زیرزمینی نیز یکیدیگر از نقاط مورداختلاف است. زهوی میگوید: حتی اگر ارتش اسرائیل به ورودی یک تأسیسات رسیده باشند، ناتوانی در ورود به آن بهدلیل وجود مواد سمی، بهمعنای کنترل مجموعه زیرزمینی نیست. ادامه عملیات برای شناسایی ورودیها و خروجیهای تونلها نیز نشان میدهد که ابعاد این زیرساخت برای اسرائیل همچنان بهطورکامل روشن نیست. درمقابل، حزبالله تاکنون روایت رسمی و صریحی درباره وضعیت علی الطاهر ارائه نکرده. زهوی این سکوت را در چارچوب «ابهام سازنده» ارزیابی میکند؛ که بهگفته او میتواند برای حفظ اطلاعات مربوط به وضعیت، توانمندیها و مواضع مقاومت مورداستفاده قرار گیرد. براینمبنا؛ عدمصدور بیانیه رسمی ازسوی حزبالله را نمیتوان بهمعنای تأیید روایت اسرائیل درباره سقوط یا کنترل کامل منطقه تلقی کرد. زهوی معتقد است اسرائیل ممکن است در چارچوب «جنگ ادراکی»، اهمیت علی الطاهر را برجسته کرده و یک دستاورد تاکتیکی را بهعنوان پیروزی راهبردی معرفی کند؛ رویکردی که بهباور او؛ با محاسبات سیاسی بنیامین نتانیاهو و نیاز وی به نمایش دستاوردهای نظامی درآستانه انتخابات نیز ارتباط دارد. «ایهاب حماده»، نماینده حزبالله در پارلمان لبنان، نیز نسبت به ادعای کنترل کامل منطقه ابراز تردید کرده و بااشارهبه ادامه حملات و نامشخصبودن میزان پیشروی نیروهای اسرائیلی در مجموعه زیرزمینی، درباره صحت این ادعا پرسشهایی را مطرح کرده. گزارشهای خبرگزاریهای بینالمللی نیز در نحوه بیان وضعیت علی الطاهر با برخی رسانههای منطقهای تفاوت دارد. رویترز در سوم سپتامبر گزارش داد که علی الطاهر به یکی از کانونهای اصلی درگیری تبدیل شده و ارتش اسرائیل درتلاش برای تثبیت مواضع خود در ارتفاعات اطراف آن است. این خبرگزاری یکروزبعد نیز گزارش داد که اسرائیل مدعی شده که نیروهایش رزمندگان حزبالله را از تونلهای زیر تپه بیرون راندهاند. بااینحال، دراینگزارشها تأییدی مستقل درباره کنترل کامل علی الطاهر ارائه نشده. همچنین بهنقلاز یک مقام نظامی لبنانی اعلام شده که نیروهای اسرائیلی ورودیهای جنوبی منطقه را دراختیار دارند و ورودیهای شمالی را با پهپاد زیرنظر گرفتهاند که البته میزان پیشروی آنها در عمق مجموعه زیرزمینی مشخص نیست. پس از گزارش رویترز و اظهارات مقامهای لبنانی، خبرگزاریهای آسوشیتدپرس و فرانسه نیز با ادعای اسرائیل درباره تسلط بر علی الطاهر و انتساب گزارش به این ادعاها و نه «قطعیت» پوشش دادند. بهاینترتیب، در گزارشهای این خبرگزاریهای بینالمللی نیز میان «ادعای اسرائیل» و «تأیید مستقل کنترل کامل منطقه» تفاوت قائل شدهاند. درحالیکه منابع لبنانی، رسانههای مقاومت و بینالمللی درباره میزان و عمق کنترل اسرائیل بر تپه علی الطاهر بااحتیاط برخورد کرده و اخبار منتشره ازسوی منابع اسرائیلی را عمدتاً با قید «ادعا» پوشش دادهاند، رسانههای اماراتی ادبیات متفاوتی را در قبال تحولات اینمنطقه درپیش گرفتهاند. دراینبین، اسکاینیوز عربی تنها ظرف چندروز، هفت گزارش درباره تحولات علی الطاهر منتشر کرد و تا آنجا پیش رفت که پوششی زنده را به تحولات لبنان اختصاص داد که بخش قابلتوجهی از آن به این تپه مربوط میشد. تیترهای منتشرشده ازسوی اینشبکه نیز کاملاً حسابشده بود: مانندِ «حزبالله علی الطاهر را از دست داد»، «چرا اسرائیل بدون مقاومت بر تپه علی الطاهر مسلط شد؟» و «تپه علی الطاهر؛ آزمونی جدید برای ایران و حزبالله» که درمقایسهبا ادبیات محتاطانه منابع بینالمللی، روایت متفاوتی از این تحولات ارائه میکنند. ایننوع پوشش نشان میدهد که روایتگریها از سطح یک «ادعای کنترل عملیاتی» فراتر رفته و وارد فاز «ازدسترفتن یک موقعیت توسط حزبالله» شدهاند؛ روایتی که درادامه، تحولات علی الطاهر را به موضوعی فراتر از یک موقعیت جغرافیایی و نظامی تبدیل کرده و آنرا به وضعیت حزبالله و ایران پیوند میدهد. روزنامه اماراتی الخلیج نیز چند گزارش درباره علی الطاهر منتشر؛ و در گزارشی از تعبیر «سقوط آن بهدست اسرائیل» استفاده کرد؛ تعبیری که برخلاف ادبیات محتاطانه خبرگزاریهای بینالمللی، وضعیت منطقه را در قالب رخداد قطعی صورتبندی میکند. البیان و العین الاخباریه نیز پوشش مشابه و درعینحال مستقیمی از تحولات علی الطاهر داشتند. خبرگزاری رسمی امارات، وام و روزنامه الامارات الیوم نیز پیش از اعلام اسرائیل درباره کنترل این تپه، در گزارشهایی به حملات و تحولات نظامی در منطقه علی الطاهر پرداخته بودند. در رسانههای سعودی نیز علی الطاهر موردتوجه گسترده قرار گرفت. الشرق الأوسط در چند گزارش، بر اهمیت جغرافیایی و نظامی این ارتفاعات تمرکز کرد. این روزنامه در گزارشی از تلاش اسرائیل برای «قضم تدریجی» علی الطاهر پس از مخالفت حزبالله با تخلیه آن سخن گفت. این ادبیات نشان میدهد که الشرق الأوسط حتی پیش از اعلام «کنترل عملیاتی»، علی الطاهر را بهعنوان یکی از نقاط مهم درگیری اسرائیل و حزبالله دنبال کرده است. عربنیوز نیز در چهارم سپتامبر گزارشی منتشر کرد و ادعای ارتش اسرائیل درباره «کنترل عملیاتی» را بازتاب داد. در گزارش دیگری که بهنام رویترز منتشر شد، اهمیت جغرافیایی و زیرساخت زیرزمینی علی الطاهر و ابعاد سیاسی آن برای بنیامین نتانیاهو موردتوجه قرار گرفت. العربیه نیز در گزارشی باعنوان «مرتفعات استراتیجیة ومعقل لحزب الله... نتنیاهو: علی الطاهر لم تعد تهدیداً لإسرائیل»، اهمیت استراتژیک منطقه و ادعای نتانیاهو درباره رفع تهدید اسرائیل را در یک قاب خبری قرار داد. مقایسه پوششهای خبری نشان میدهد اختلاف اصلی در نحوه صورتبندی روایتهاست. درحالیکه منابع لبنانی و بینالمللی بااحتیاط و با قید «ادعا» درباره کنترل اسرائیل بر علیالطاهر مینویسند، رسانههای سعودی و اماراتی با واژگانی همچون «سقوط» و «سیطره»، سعی دارند این ادعا را به «شکست حزبالله» تبدیل کنند. این همسویی رسانهای اماراتی-سعودی با روایت اسرائیل، فراتر از انتخاب چند واژه است؛ زیرا لبنان اکنون در ادامه مسیر فلسطین، درمعرض فشار نظامی و جنگ روانی قرار گرفته است. درچنینشرایطی، همراهی با روایت رژیم صهیونیستی درباره موضوعی مبهم، پرسشهای جدیتری درباره مرز منافع برخی کشورهای عربی و روایتسازی اسرائیل ایجاد میکند. علاوهبراین؛ اگر تضعیف حزبالله و ازدسترفتن این موقعیت راهبردی یک واقعیت میدانی باشد، چرا اسرائیل برای تثبیت آن در افکارعمومی، تااینحد به روایتپردازی رسانهای و بازتاب گسترده متحدان منطقهای خود روی میآورد؟ تغییر تعبیر «ادعای کنترل» به «سقوط»، چیزی نیست جز ابزاری در جنگ ادراکی برای متلاشیکردن تصویر مقاومت و بزرگنمایی دستاوردهای اسرائیل. حقیقت را باید در میدان جستوجو کرد، نه در تیترهای گمراهکننده که ادعا را به واقعیت میپوشانند. نبرد در علیالطاهر اکنون ماهیتی دوگانه دارد: تقابل نظامی در میدان و جنگ روایت در رسانه. این تضاد، خود گواه توانمندی و پایداری حزبالله و شکست اسرائیل در دستیابی به اهداف کلان خود در جنوب لبنان است؛ چراکه پیروزیهای تاکتیکی گذرا، هرگز جایگزین نتایج راهبردی در میدان نخواهد شد.