چهره روز
ژان-لوک گدار در برابر صهیونیسم
جدازاینکه گاهی چهرههای مشهور در بخشهای گوناگونِ هنری، نسبت به اقدامات ضدبشریِ اسرائیل در مقاطع مختلف، دهان به اعتراض گشوده و از فلسطین حامیت کردهاند، بودهاند افرادیکه اساساً با پدیده اشغالگریِ این رژیم، مخالفت کردهاند و نگاه منفیشان به ماجرا تنها منحصر به بازههای خاص یا اتفاقات گلدرشت نبوده. بهگزارش رؤیا دیانت (مهر)؛ از بین چنین هنرمندانی باید به «ژان-لوک گدار» اشاره کرد که پیشازآنکه فضای مجازی وارد عمل شده و چهرهها (سلبریتیها) نقش اعتراضیِ خود را دراینساحت ایفا کنند، دیدگاههای خود را؛ چه در آثارش و چه در صحبتهایش علناً عنوان میکرد و بهخاطرش موردهجمه مخالفان این دیدگاه نیز واقع شد!
«ژان-لوک گدار» ازطریق سینمایش به چهرهای ضدامپریالیست، مدافع طبقه کارگر و حامی همیشگی فلسطین بدل شد و ازطریق فیلمهایش دوربین خود را بهسمت آنچه به آن علاقه داشت چرخاند و هربار کشفهای بیشتری کرد. یکی از اولین فیلمهای «گدار» یعنی «سرباز کوچک» ترکیبی زیبا از ژانرهای گانگستری و جاسوسی است که تأثیری غیرقابلانکار از نئورئالیسم ایتالیایی پذیرفته است. این فیلم که سهسالبعد یعنی سال ۱۹۶۳ اجازه نمایش یافت، بر مبارزات آزادیبخش الجزایر از فرانسه تمرکز دارد و پرسشهای اخلاقی و سیاسی خود را دنبال میکند. «گدار» از پیشگامانی بود که حین کار در موزامبیک در پروژهای که همبستگی انقلابی «گدار» با مردم آفریقا و درعینحال نگرش مبلغان سفیدپوست را به نمایش میگذاشت، نشان داد که چگونه نژادپرستی ذاتی تصویر، بهشدت در شیمی فیلم ریشه دوانده است. وقتی او درهمراهیبا فیلمساز «ژان پیر گورین» و دیگران در اواخر دهه ۱۹۶۰ گروه «ژیگا ورتوف» را تأسیس کرد، در مسیر خلق سینمای مبارز قرار گرفت. «ژیگا ورتوف» (فرفره چرخان) نامی است که «داوید کافمن» (سازنده فیلمهای خبری و مستند) در اوایل دهه ۲۰ برای خود برگزیده بود. او با نظرات خود درمورد لزوم استقلال هنر سینما از ادبیات و بهخاطر فیلمهای آزمایشی و تجربی خود همچنان در عرصه سینما و نظریههای مربوط به فیلمسازی مطرح بود. «گدار» ازطریق آثاری که دراینگروه ساخت، توانست دوربین خود را بهسمت طبقه کارگر بچرخاند و درنتیجه بیشتر کشف کند. اینامر با یکی از زیباترین فیلمهای او بهنام «همهچیز روبهراه است» بهکارگردانی مشترک با «گورین»، در سال ۱۹۷۲ به اوج خود رسید. ازطریق همین جمع بود که «گدار» در تماس نزدیک با آرمان فلسطین قرار گرفت. سال ۱۹۷۰، «گدار» و «گورین» از اردوگاههای آموزشی فلسطین بازدید کردند تا مستندی درباره «مقاومت» بسازند. آنها بهعنوان اروپایی احساس میکردند مستقیماً در وضعیت استعماری خاورمیانه نقش دارند. این بخشی از چرخش بزرگتر وی پس از ۱۹۶۸ بهسمت فلسطین بود. این مستند هرگز تمام نشد و درعوض، چندسالبعد، بخشی از فیلم «اینجا و جاهای دگر» شد که تصاویر مقاومت فلسطین را با تصاویر رسانههای فرانسوی کنار هم قرار میداد تا نشان دهد: برخلاف وضوحی که فلسطینیها با آن به مبارزه ادامه میدهند، چگونه فرانسویها مدام توسط سرمایهداری مصرفی و رسانهها از آرمان انقلاب منحرف میشدند. هرچند این فیلمها ابتدا بهعنوان تبلیغ بین انقلابی برای مبارزات ضداستعماری و ضدسرمایهداری، بهعنوان درسهایی برای فرانسویها محسوب میشد اما ستودنی است که فیلمسازان جرئت کردند از مبارزات واقعی ضداستعماری خارج از عوامل فرهنگی و جغرافیایی غرب الهام بگیرند. آزمایش و انگیزه مداوم برای تخطی از این عاملها و مرزها که تا آخرین فیلم «گدار» ادامه داشت، بهاینمعنابودکه همه اینها فرایند کاوش و یادگیری؛ هم برای تماشاگران و هم برای فیلمساز بود. فیلمساز پیشگام موج نوِ فرانسه طی زندگیاش بارهاوبارها با اتهام یهودیستیزی روبهرو بود اما درحالیکه مخالفتش با صهیونیسم واضح بود، دیدگاههایش درباره یهودیان پیچیدهتر بود. «اندرو لاپین» (روزنامهنگار) وقتی «گدار» درگذشت، مروری بر چالش همیشگی وی با یهودیان داشت. وی در «تایمز آف اسرائیل» نوشت: سال ۲۰۱۰ وقتی آکادمی اسکار اعلام کرد که میخواهد به «ژان-لوک گدار» فیلمساز فرانسوی-سوئیسی اسکار افتخاری اهدا کند، بسیاری از جامعه یهودیان برابر این تصمیم ایستادند. سازمانهای راستگرای صهیونیستی آمریکا با درخواست از آکادمی برای لغو جایزه اسکار، «گدار» را یک «یهودستیز خشن» خواندند و استدلال کردند که «گدار» سابقه اظهارنظرهای یهودیستیزانه دارد و در فیلمهایش ارجاعهای یهودیستیزانهای ارائه میکند. رسانههای یهودی هم اتهاماتی مبنیبراینکه این فیلمساز یک یهودیستیز است، منتشر کردند. چنین ادعاهایی درباره یهودستیزی درطول زندگی طولانی و خاص «گدار» که بهعنوان فیلمساز پیشگام موج نو فرانسه شناخته میشود، کم نبوده اما برای «گدار»، زندگی فقط بسط سینمایی بود: یک اجرای عمومی؛ درست همانطورکه «ریچارد برودی» (زندگینامهنویس وی) که از قضای روزگار یهودی بود، در کتاب «همهچیز سینماست» شرح داده است؛ بنابراین درحالیکه «گدار» فیلمساز مدام فیلمهای خود را به بیان سیاستهای رادیکال و گاه متناقض تبدیل میکرد، مفسران و حتی دوستان نزدیکش هرگز نمیتوانستند مطمئن باشند که «گدار» واقعاً این دیدگاهها را دارد یا خیر.