ذرهبین
مهار ناترازی بهکمک فشارافزایی پارس جنوبی
پروژه ملی فشارافزایی پارس جنوبی علیرغم وقفه ناشی از شرایط جنگی، با تمرکز بر سناریوی خشکیـدریا برای مهار ناترازی گاز بهجد دنبال میشود. بهگزارش محمدحسین سیفاللهی مقدم (مهر)؛ پارس جنوبی، قلب تپنده انرژی ایران و بزرگترین میدان گازی جهان، دهههاست که بار اصلی تأمین سبد انرژی کشور را بر دوش میکشد؛ اما این مخزن عظیم، پسازسالها برداشت بیوقفه، با یک حقیقت فیزیکی اجتنابناپذیر روبروست؛ «افت طبیعی فشار مخزن». در سالهای اول بهرهبرداری، فشار طبیعی مخزن تنهایی قادر بود گاز را با حجم بالا به سکوهای دریایی و از آنجا به پالایشگاههای ساحلی تزریق کند؛ فرآیندی که نیاز به دخالت فناورانه پیچیده را بهحداقل میرساند؛ اما باگذشتزمان و تخلیه بخشی از ذخایر، این خودجوش بودن روند تولید رنگ باخته. افت فشار مخزن، بهمعنای کاهشِ ظرفیت تولید روزانه و تهدیدی مستقیم برای امنیت انرژی کشور در فصول سرد سال است که در ادبیات اقتصادی از آن بهعنوان تشدید ناترازی گاز یاد میشود. طرحهای فشارافزایی که امروز بهعنوان ابرپروژههای حیاتی صنعت نفت و گاز ایران مطرح هستند، درواقع یک تغییر استراتژی بنیادین در نحوه مواجهه با این میدان مشترک است. اینطرحها دیگر بهدنبال استخراجِ ساده نیستند؛ بلکه بهدنبال مهندسیِ فشارند. ایده اصلی ایناستکه با نصب کمپرسورهای عظیم و ایجاد ایستگاههای تقویت فشار، خلأ ناشی از افت طبیعی فشار مخزن را با نیروی مکانیکی جبران کنیم. اگر دیروز پرسش اصلی در پارس جنوبی «چگونه بیشتر برداشت کنیم؟» بود، امروز پارادایم حاکم تغییر کرده و این شده که «چگونه تولیدِ موجود را صیانت کنیم؟» طرحهای فعلی فشارافزایی، تلاشی هوشمندانه برای جلوگیری از مهاجرت گاز به مناطق مشترک و تضمین تداوم جریان گاز از مخزن بهسمت خشکی است. درواقع، ما امروز در نقطهعطفی ایستادهایم که در آن، تکنولوژیِ تزریقِ فشار، به تنها ضامنِ بقای حیاتِ صنعتیِ پارس جنوبی و شبکه توزیع سوخت کشور تبدیل شده است. اینپروژه راهبردی که نقشی بیبدیل در پایداری شبکه ملی انرژی دارد تا پیشازاین با شتاب و قدرت بالا در مرحله مقدماتی و مهندسی درحالانجام بود. بااینحال، بروز درگیریها و تشدید شرایط جنگی در منطقه، جریان تأمین تجهیزات حساس و بخشی از برنامهریزی میدانی را دستخوش وقفه و تعویق ناخواسته کرد. ازآنجاکه پروژههای توسعهای دراینسطح به زنجیره لجستیک بینالمللی، بیمههای دریایی و همکاری با مشاوران فنی گره خورده، شوک ناشی از جنگ روند پیشرفت پروژهها را با دستاندازهای جدی روبهرو ساخت. علیرضا صادقیفرد (کارشناس توسعه میادین مشترک) بااشارهبه تأثیر جنگ بر تأخیر پروژههای زیربنایی گفت: شوکهای امنیتی و تنش ژئوپلیتیک همواره زنجیره تأمین پروژههای فراساحلی را دچار اختلال موقت میکنند؛ ریسک بالای حملونقل دریایی، تعلیق خطوط اعتباری و تأخیر در سفارشگذاری اقلام با زمان تحویل طولانی، فشار مضاعفی بر اجرای پروژهها در خلیجفارس تحمیل کرد؛ اما واقعیت ایناستکه وزارت نفت بهسرعت توانست ابتکارعمل را بازپس گیرد و با تعریف خطوط حمایتی جدید، حرکت این چرخ را مجدداً احیا کند تا افت فشار به گلوگاه برگشتناپذیر کشور بدل نشود.