• شماره 3751 -
  • 1405 سه‌شنبه 21 مهر

عملیات «طوفان الاقصی» چگونه به نقطه‌عطف خاورمیانه تبدیل شد؟

هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و عملیات «طوفان الاقصی» را نمی‌توان صرفاً رخدادی نظامی در مناقشه فلسطین و اسرائیل خواند. این‌رویداد در سه‌سال‌اخیر به نقطه‌عطف خاورمیانه تبدیل شده و هم‌زمان سه سطح از معادلات را دگرگون کرده: مسئله فلسطین، جایگاه و راهبرد منطقه‌ای ایران و نگاه افکارعمومی و دولت‌های جهان به اسرائیل. به‌گزارش ایسنا (حمید محمد‌طاهری)؛ هفتم اکتبر ۲۰۲۳ (۱۵ مهر ۱۴۰۲) نقطه آغاز مرحله‌ای جدید در مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی بود. دراین‌روز، عملیات «طوفان الاقصی» توسط جنبش حماس و دیگر گروه‌های مقاومت فلسطین انجام شد اما پاسخ نظامی رژیم اسرائیل مسئله فلسطین را به بحرانی بسیار گسترده‌تر تبدیل کرد؛ بحرانی که به لبنان، دریای سرخ، ایران و درنهایت به رویارویی مستقیم‌تر میان ایران، اسرائیل و آمریکا کشیده شد.

در موعد سومین سالگرد این‌رویداد، می‌توان گفت که «طوفان الاقصی» بیش‌ازآنکه به یک نتیجه نهایی برای یکی از طرفین منجر شده باشد، صورت‌مسئله خاورمیانه را تغییر داده است. یکی از مهم‌ترین پیامدهای ۷ اکتبر، خروج مسئله فلسطین از حاشیه تحولات خاورمیانه بود. پیش‌ازآن، روند عادی‌سازی روابط اسرائیل با برخی کشورهای عربی، رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی و مسائل دیگری همچون ایران و اوکراین بخش قابل‌توجهی از توجه بین‌المللی را به‌خود اختصاص داده بود. جنگ غزه باردیگر مسئله فلسطین را به یکی از مهم‌ترین موضوعات سیاست خارجی جهان تبدیل کرد. این تحول در سطح دیپلماتیک نیز قابل‌مشاهده است. تا پایان ژوئیه ۲۰۲۵، ۱۴۷ کشور عضو سازمان ملل دولت فلسطین را به‌رسمیت شناخته بودند و در سپتامبر همان‌سال نیز موج جدیدی از شناسایی فلسطین توسط کشورهایی ازجمله فرانسه، بریتانیا، کانادا و استرالیا شکل گرفت. همچنین مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۵ با ۱۴۲ رأی موافق در برابر ۱۰ رأی مخالف «اعلامیه نیویورک» درباره حل مسالمت‌آمیز مسئله فلسطین و راه‌حل دوکشوری را تأیید کرد؛ بنابراین، یکی از آثار مهم جنگ این‌بودکه مسئله فلسطین از یک «موضوع مناقشه‌ای طولانی‌مدت» به موضوعی با شتاب فزاینده در عرصه حقوقی و دیپلماتیک بین‌المللی تبدیل شد. بااین‌حال، این تحول دیپلماتیک الزاماً به‌معنای تحقق دولت فلسطین نیست. درعمل، وضعیت میدانی بسیاردشوار باقی مانده است. سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶ هشدار داده که گسترش شهرک‌سازی، الحاق سرزمین و فشار بر جوامع فلسطینی، شرایط لازم برای تشکیل یک دولت فلسطینی مستقل و قابل‌دوام را تضعیف می‌کند. ازاین‌منظر، پارادوکس اصلی سه‌سال پس از طوفان الاقصی این است: مسئله فلسطین ازنظر سیاسی و بین‌المللی برجسته‌تر شده، اما ازنظر انسانی و سرزمینی، وضعیت فلسطینیان به‌شدت دشوارتر شده است. با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به کاخ سفید، دولت آمریکا تلاش کرد ابتکارهای خود را به‌عنوان چارچوبی برای پایان جنگ غزه و ایجاد نظم جدید دراین‌منطقه معرفی کند. در‌این‌چارچوب، «شورای صلح» با ریاست ترامپ تشکیل شد و طرحی چندمرحله‌ای برای آتش‌بس، اداره غزه، بازسازی آن، خلع‌سلاح گروه‌های مقاومت و خروج تدریجی نیروهای رژیم صهیونیستی ارائه شد. کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۶ تشکیل رسمی این نهاد را گامی برای اجرای مراحل بعدی طرح ترامپ اعلام کرد. بااین‌حال، گذشت زمان نشان داد میان اعلام طرح‌های دیپلماتیک و اجرای کامل آن‌ها فاصله وجود دارد. حتی اسناد شورای صلح نیز بر مرحله‌ای بودن اجرای طرح و وجود اختلاف بر سر موضوعاتی مانند خلع‌سلاح حماس، نحوه اداره غزه و خروج نیروهای رژیم صهیونیستی تأکید دارند. در ژوئیه ۲۰۲۶ نیز گزارش‌هایی منتشر شد که از کوچک‌ترشدن برنامه بازسازی شورای صلح از یک طرح جامع برای سراسر غزه به یک پروژه آزمایشی محدود حکایت داشت. ازاین‌منظر، یکی از نتایج سه‌سال پس از طوفان الاقصی آن‌است‌که مسئله فلسطین همچنان با یک راه‌حل سیاسی پایدار فاصله دارد و حتی ابتکارهای جدید آمریکا نیز با چالش‌هایی جدی در مرحله اجرا مواجه هستند. شاید یکی از مهم‌ترین تحولات سه‌سال‌گذشته، تغییر تصویر اسرائیل در افکارعمومی جهان باشد. این تغییر به‌ویژه در کشورهای غربی قابل‌مشاهده است. براساس نظرسنجی سال ۲۰۲۶ مرکز پژوهشی پیو در ۳۶ کشور، در اکثریت کشورهای موردبررسی نگاه‌ها به اسرائیل منفی بوده و اعتماد به بنیامین نتانیاهو نیز پایین بوده. در آمریکا نیز روند قابل‌توجه است. در سال ۲۰۲۶، تنها ۳۲‌درصد آمریکایی‌ها دیدگاه مطلوبی نسبت به دولت اسرائیل داشتند؛ درمقابل، ۶۲‌درصد دیدگاه نامطلوب داشتند. نگاه مطلوب به مردم اسرائیل نیز از ۶۴‌درصد در ۲۰۱۹ به ۵۲‌درصد در ۲۰۲۶ کاهش یافته است. این آمار نشان‌دهنده یک نکته مهم است: در بخش‌هایی از افکارعمومی غرب، تمایز میان «اسرائیل به‌عنوان یک جامعه» و «دولت و سیاست‌های دولت اسرائیل» بیشتر شده است. در عرصه حقوق بین‌الملل نیز فشار بر اسرائیل افزایش یافته. دیوان بین‌المللی دادگستری درنظر مشورتی ژوئیه ۲۰۲۴، ادامه حضور اسرائیل در سرزمین‌های اشغالی فلسطینی را غیرقانونی دانست و بر توقف شهرک‌سازی و پایان این‌وضعیت تأکید کرد. گسترش اعتراض‌های مردمی در کشورهای غربی علیه اسرائیل به‌شدت موردتوجه قرار گرفته است. در آمریکا و جوامع اروپایی، راهپیمایی‌ها و تجمع‌های متعددی درحمایت‌از فلسطین و مخالفت با ادامه جنگ غزه برگزار شده است. در نیویورک، هم‌زمان با سخنرانی نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۶، صدهانفر دراعتراض‌به سیاست‌های رژیم صهیونیستی و حمایت آمریکا از این رژیم تجمع کردند و بیش از ۱۰۰‌نفر بازداشت شدند. در انگلیس نیز در هفته‌های اخیر اعتراض‌های حامی فلسطین در اطراف نشست حزب کارگر برگزار شد و ده‌هانفر بازداشت یا برای حضور در دادگاه احضار شدند. این اعتراض‌ها تنها به مخالفت با عملیات نظامی رژیم صهیونیستی محدود نمانده و در بسیاری‌ازموارد، دولت‌های غربی نیز به‌دلیل حمایت سیاسی، نظامی و تسلیحاتی از این رژیم موردانتقاد قرار گرفته‌اند. معترضان در شماری از این تجمع‌ها اقدامات رژیم صهیونیستی در غزه را «نسل‌کشی» توصیف کرده و خواستار توقف حمایت غرب از جنگ شده‌اند؛ تعبیری که البته در عرصه سیاسی و حقوقی همچنان محل مناقشه و اختلاف میان طرف‌های مختلف است. در سطح دیپلماتیک نیز سه‌سال جنگ غزه موجب افزایش فشار بر رژیم صهیونیستی شده است. از نمونه‌های قابل‌توجه در سپتامبر ۲۰۲۶، تصمیم ۱۲ کشور ازجمله انگلیس، فرانسه، کانادا، اسپانیا، ایرلند، نروژ، سوئد و دیگر کشورهای اروپایی برای اعمال یا بررسی محدودیت‌های تجاری علیه کالاهای تولیدشده در شهرک‌های صهیونیست‌نشین کرانه باختری بود. این‌کشورها گسترش شهرک‌سازی و خشونت شهرک‌نشینان را مغایر با امکان تحقق راه‌حل دو دولتی دانستند. این‌اقدامات با واکنش متقابل رژیم صهیونیستی مواجه شد و تل‌آویو درواکنش‌به تصمیم انگلیس، فرانسه و کانادا برای محدودکردن واردات از شهرک‌ها، از تعطیلی کنسولگری انگلیس در قدس شرقی خبر داد. در مجمع عمومی سازمان ملل نیز شکاف سیاسی آشکار شد. هنگام آغاز سخنرانی نتانیاهو در سپتامبر ۲۰۲۶، ده‌ها هیئت دیپلماتیک سالن مجمع عمومی را ترک کردند؛ اقدامی که رویترز آن‌را نشانه‌ای از اعتراض گسترده به سیاست‌های نتانیاهو و جنگ غزه دانست. در فرانسه نیز مواضع سیاسی علیه سیاست‌های رژیم صهیونیستی تشدید شده است. در انگلیس، حزب سبز در چهارم اکتبر ۲۰۲۶ با تصویب قطعنامه‌ای، حمایت خود را از تحریم، سرمایه‌زدایی و تحریم تسلیحاتی علیه رژیم صهیونیستی اعلام کرد؛ هرچند این تصمیم با مخالفت بخش‌هایی از رهبری حزب و گروه‌های یهودی مواجه شد. مجموع این تحولات نشان می‌دهد که پیامدهای جنگ غزه به روابط رژیم صهیونیستی با متحدان سنتی آن نیز سرایت کرده و اختلاف بر سر سیاست‌های این رژیم، به عرصه‌های تجاری، دیپلماتیک و سیاسی کشیده شده است. دیوان کیفری بین‌المللی در نوامبر ۲۰۲۴ برای بنیامین نتانیاهو و یوآو گالانت، وزیر جنگ او حکم بازداشت صادر کرد و اعلام کرد دلایل معقولی درباره ارتکاب جرائم جنگی و جنایت علیه بشریت، ازجمله استفاده از گرسنگی به‌عنوان روش جنگی، وجود دارد. این حکم اتهام و روند قضایی است، نه محکومیت نهایی. همچنین سازمان ملل در گزارش‌های بشردوستانه خود، از تداوم تلفات غیرنظامیان، آسیب به زیرساخت‌ها و خطرات گسترده برای کارکنان امدادی در غزه گزارش کرده است. برای‌مثال تا فوریه ۲۰۲۶ دست‌کم ۵۸۸ امدادگر در غزه کشته شده بودند. درنتیجه، غزه ازنظر سیاسی تبدیل به یک آزمون بزرگ برای اعتبار نظام بین‌المللی حقوق‌بشر و حقوق‌بشردوستانه شده است. پیش از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، مذاکرات برای عادی‌سازی روابط رژیم صهیونیستی با عربستان سعودی یکی از مهم‌ترین پروژه‌های دیپلماتیک آمریکا در غرب آسیا بود؛ اما جنگ غزه این‌روند را متوقف کرد و مسئله فلسطین باردیگر به یکی از شروط اصلی عربستان برای هرگونه پیشرفت در روابط با تل‌آویو تبدیل شد. عربستان همچنان روابط دیپلماتیک رسمی با رژیم صهیونیستی برقرار نکرده و مقام‌های سعودی بر ضرورت دستیابی به پیشرفت واقعی در مسیر تشکیل کشور مستقل فلسطین تأکید کرده‌اند. حتی در سال ۲۰۲۶ نیز تلاش دولت ترامپ برای پیونددادن توافق هسته‌ای غیرنظامی با عربستان به پیوستن این‌کشور به توافق‌های ابراهیم با شرط ریاض درباره مسئله فلسطین روبه‌رو شده است. درهمین‌حال، عربستان در سال ۲۰۲۶ به‌جای حرکت به‌سمت عادی‌سازی، بر اجرای طرح‌های مربوط به آتش‌بس و بازسازی غزه و مقابله با گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری تأکید کرده است؛ بنابراین یکی از آثار مهم 7 اکتبر، تغییر اولویت‌های سیاسی در پرونده عادی‌سازی عربی-صهیونیستی است؛ به‌گونه‌ای‌که مسئله فلسطین که پیش‌ازجنگ تاحدزیادی از مرکز برخی مذاکرات منطقه‌ای کنار گذاشته شده بود، باردیگر به محور اصلی این معادلات بازگشته است. جنگ غزه همچنین باعث شد درگیری با رژیم صهیونیستی از مرزهای فلسطین فراتر برود. حزب‌الله لبنان، انصارالله یمن، گروه‌های مقاومت عراق و ایران هر یک در مقاطع مختلف وارد معادلات منطقه‌ای شدند؛ موضوعی که در ادبیات سیاسی منطقه باعنوان «وحدت میدان‌ها» یا هماهنگی جبهه‌های مقاومت شناخته می‌شود. حملات انصارالله به کشتی‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی در دریای سرخ و باب‌المندب، درگیری‌ حزب‌الله و صهیونیست‌ها در مرز لبنان، حملات گروه‌های مقاومت عراق به منافع آمریکا و درنهایت رویارویی مستقیم ایران و رژیم صهیونیستی، نشان داد که جنگ غزه قابلیت ایجاد زنجیره‌ای از بحران‌های امنیتی در سراسر منطقه را دارد. این‌روند، ساختار امنیتی منطقه را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است. تحلیل‌های منتشره در ۲۰۲۶ از تغییر الگوی بازدارندگی ایران و نقش فزاینده موشک‌ها، پهپادها و جغرافیای منطقه‌ای در محاسبات امنیتی گفته‌اند. ازاین‌منظر، یکی از نتایج گذر سه‌سال پس از طوفان الاقصی، آشکارشدن محدودیت‌ رویکردی است که امنیت منطقه را عمدتاً بر برتری نظامی رژیم صهیونیستی و حضور و تضمین امنیتی آمریکا متکی می‌دانست. گسترش جبهه‌های درگیری، هزینه‌های امنیتی و اقتصادی جدیدی برای آمریکا و متحدان آن ایجاد کرده و بحث درباره معماری امنیتی جدید در غرب آسیا را افزایش داده است. در داخل اراضی اشغالی نیز هفتم اکتبر به یک نقطه‌عطف سیاسی تبدیل شده است. این‌عملیات، علاوه‌بر پیامدهای امنیتی و نظامی، پرسش‌هایی درباره مسئولیت کابینه و دستگاه‌های امنیتی در وقوع حمله، نحوه مدیریت جنگ، مسئله اسرا و آینده سیاسی نتانیاهو ایجاد کرده است. در ماه‌های اخیر، اعتراض‌ها علیه کابینه نتانیاهو ادامه یافته و درآستانه انتخابات کنست در ۲۷ اکتبر (پنجم آبان)، گروه‌هایی از معترضان برابر کنست علیه کابینه و نحوه مدیریت جنگ تجمع کرده‌اند. برخی معترضان، کابینه را متهم کرده‌اند که از ادامه تنش‌های منطقه‌ای برای اهداف سیاسی داخلی استفاده می‌کند؛ اتهامی که ازسوی کابینه و حامیان نتانیاهو رد شده است. هم‌زمان، پیامدهای هفتم اکتبر وارد عرصه انتخابات نیز شده است. براساس گزارش رویترز؛ دست‌کم نه‌نفر از خانواده‌های آسیب‌دیده در حمله هفتم اکتبر برای ورود به کنست نامزد شده‌اند؛ اقدامی که نشان می‌دهد خانواده‌های آسیب‌دیده از جنگ، مسئله پاسخگویی و اصلاحات سیاسی را به یکی از محورهای فعالیت انتخاباتی خود تبدیل کرده‌اند. انتخابات پیش‌رو در شرایطی برگزار می‌شود که نتانیاهو همچنان تلاش دارد خود را به‌عنوان چهره تأمین‌کننده امنیت معرفی کند، اما حمله هفتم اکتبر به یکی از نقاط اصلی مناقشه درباره عملکرد کابینه او و دستگاه‌های امنیتی تبدیل شده است. درنهایت، هفتم اکتبر برای سیاست داخلی رژیم صهیونیستی نیز به مسئله‌ای تعیین‌کننده تبدیل شده است؛ که با نزدیک‌شدن انتخابات کنست، اعتراض‌های داخلی و ورود خانواده‌های قربانیان به عرصه سیاست، همچنان در مرکز مناقشه درباره مسئولیت کابینه، آینده جنگ و مسیر آینده این رژیم قرار دارد.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه