یادداشتی در معرفی شاعر کُرد و جعل نام زنان
مستوره فقط کردستانی!
یاسمن آرنگ
«ماهشرف خانم» متخلص به «مستوره» در سال ۱۱۸۴ ه.ش (۱۲۲۶ ه.ق) در سنندج زاده شد. مادرش «ملکالنساء» (د 1250 ه) از دودمان مشهور وزیری و پدرش ابوالحسن بیگ، از خاندان مشهور قادری بود. دودمان مادری و پدری وی جزو دیوانسالاران بنام و از نامداران ادب و فرهنگ کردستان بودند. او زبانهای کردی، فارسی و عربی را آموخت. خط خوشی داشت، مدتی نگذشت که در ردیف ادیبان و سخنسنجان قرار گرفت.وی برخلاف دختران آنزمانکه در 11 یا 12سالگی ناچار به ازدواج بودند، در 24سالگی ازدواج کرد. به یکی از خانزادههای کلهر بهنام قاسمخان دل بسته بود؛ اما والی کردستان (خسروخان)، پدر و پدربزرگش را به زندان انداخت و پدرش را مجبور به پرداخت 30هزارتومان کرد و چون شرط رهایی آنها را عقد با ماهشرف اعلام کرد، ماهشرف (هرچند درابتدا بهسختی با این ازدواج مخالفت میکرد) بهناچار تسلیم شد و به ازدواج با خسروخان اردلان تن درداد. خسروخان مردی عیاش و خوشگذران بود که چهارسال پیشازآن، با شاعر دیگری بهنام حسن جهانخانم (دختر بیستویکم فتحعلیشاه) ازدواج کرده بود. «ماهشرف» بهناچار به ازدواج اجباری رضایت داد و به خانه خسروخان رفت. او شاعر، ادیب، خطاط و تاریخنویس است؛ اما از ابتدا بهجهت جنسیت خود، به ازدواج اجباری محکوم میگردد و درادامه از اعتبار و وجاهتی شایسته محروم؛ چنانکه خودش سروده است:
به زیر مقنعه ما را سری است لایق افسر
ولی چه سود؟ که دوران نموده خوار چنینم
مرا ز ملک سلیمان بسی است ننگ همیدون
که هست کشور عفت همه به زیر نگینم
دراینزمان، اوقاتش را به مطالعه، نوشتن و سرودن میگذراند. چنانکه در مدت کوتاه عمرش چندین تألیف از وی بهجا مانده که برخیازآنها درنوعخود، اولین هستند. او نخستین مورخ زن در جهان لقب گرفته است. خسروخان در سال 1250(ه.ق) از دنیا رفت و ولایت کردستان به حسن جهانخانم (که والیه تخلص میکرد) رسید. «ماهشرف» باآنکه مرسوم بود، «زن مجرد» نماند؛ اعلام کرد دیگر ازدواج نخواهد کرد. پسازآن، همراه با فرزندانش به سلیمانیه رفت. زندگی کوتاه 44سالهاش در همانجا سرآمد و درگذشت. هرچند او زنی زبون و مطیع نبود و در برخی امور زندگی، برای خود حق انتخاب را محفوظ داشت؛ اما بههرروی میتوان چنین پنداشت که نوع ازدواج اجباری وی با مردی متأهل، زندگی نادلخواه و مرگ زودرس او را رقم زده است.
آثار مستوره و تحریف آنها
چندین اثر از وی برجا مانده؛ ازجمله: یک: از او که با تخلص «مستوره» شعر میسرود، دیوان اشعاری با 2000 بیت شعر، (تعداد ابیات او را 8000 یا حتی 20هراز بیت نوشتهاند) بهیادگار مانده است. بیشتر اشعار او در قالب غزلاند؛ اما دیوان او شامل ترجیعبند، ترکیببند، مثنوی و رباعی نیز میشود. درونمایه اشعار او عاشقانه، عارفانه، ستایش (امامان شیعه) و موضوعات اخلاقی (بهویژه در نکوهش ریا) است. دو: «معجمالادبام؛ تذکرهای که گرچه نسخهای خطی از آن نزد استاد محمد خال بوده؛ ولی متأسفانه تا امروز نشانی از آن نیست. سه: «شرعیات»؛ این کتاب، رساله شرعیه هم خوانده شده؛ و اثری علمی، دینی و تاریخیست در سهباب احکام طهارت، شرایط وضو و ارکان نماز. ارزش آن نیز بهخاطر توجه ویژه او به «احکام زنان» است. علاوهبر ارزش محتوایی؛ اولین کتاب فارسی فقهی در کردستان است. او را همچنین نخستین زن شرعیاتنویس میدانند. چهار: «تاریخ اردلان»؛ که او را در شمار اولین زن تاریخنویس ایرانی قرار میدهد؛ شامل حوادث کردستان تا سال 1251 هجری. وی بعدها حوادث را تا سال 1263 ادامه داد. این کتاب بهروسی و کُردی ترجمه شده است. او در نوشتن این کتاب، از دانستههای پدر و پدربزرگ نیز استفاده کرد. متأسفانه برخی از آثار «مستوره» دستخوش نابودی، حذف و تحریف مردان شده؛ چنانکه عمو و پسرعمویش، پسازمرگ نابهنگام وی، «با حذف مهمترین بخشهای «تاریخ مستوره»، تمایز میان اصالت متن روایت مستوره، با روایت دخیله را دچار چالشی ژرف کردند. بدینسان نخستین روایت زنانه در حوزه تاریخنگاری عصر نرینهسالار قاجار، در محاق تحریف و باژگونهنگاری مردانه افتاد.
تحریف نام «مستوره»
نهتنها نابودی و تحریف در آثار زنان، بسیار اتفاق افتاده است؛ که اینک حتی برخی درجهت منافع خود، درصدد تغییرنام شاعر نیز برمیآیند. «مستوره» از ابتدا بههمیننام و منسوب به سرزمینش، «مستوره کردستانی» نامبردار گردید؛ اما چندیست با تلاش عدهای در دانشنامه آزاد «ویکیپدیا» نام وی را به «مستوره اردلان» (نام خاندان همسرش) تغییر داده و براینمبنا؛ مقالاتی چند درباره وی با این فرانام نوظهور نگاشته شده و به منابع دیگر سرایت کرده است. گویا نام زنان؛ نامی که برای خود برگزیدهاند نیز اصالتی ندارد و این تنها اختصاص به «مستوره» ندارد؛ چنانکه سالهاپیش، در اواخر دهه 80، وقتی مشغول نوشتن کتاب «بیدار خاموش» (نقدوبررسی شعر ژاله قائممقامی) بودم، با آن مواجه شدم. شخصی منسوب به سرزمین بختیاری، با اینجانب تماس گرفت و پیشنهاد داد چنانچه عنوان «ژاله قائممقامی» به «ژاله بختیاری» تبدیل و بر جلد عنوان «ژاله بختیاری» درج شود، ایشان و همکارانشان تمام اقدامات و هزینه چاپ و انتشار کتاب را انجام خواهند داد! درحقیقت زنانیکه بهاجبار به همسری مردانی رفتهاند، برای خوشایند گروهی بهنام این مردان خوانده شوند؛ باآنکه «ژاله» هرگز در سرزمین بختیاری زندگی نکرده و تنها دوسهسال با خان لر (علیمرادخان) در تهران زندگی مشترک داشته است و از وی بسیار دلخون و رنجیده بوده. کتاب، سالهابعد اگرچه با رنج و پس از چندینسال عدمدریافت مجوز انتشار یافت؛ اما درد است که حتی پس از درگذشت شاعران زن و تحریف و حذف بخشی از آثار آنان، نام زنان نیز دستخوش تحریف شود!
اشعار مستوره
مضمون عمده شعر «مستوره»، عشق است. محبوب در شعر او، همان محبوب دیرینه فارسیست: بدون جنسیت که معمولاً با ضمیر اشاره دور خطاب میشود: آن مهوش، آن پریوش، آن مویینمیان. معشوقی طبق معمول، آهوچشم، ابروهلال، بوی دهانش رشک لادن؛ و پستهدهانی که لبش یاقوت است.
دشنه ابروت یا که سیف سر افکن ناوک مژگانت یا که خنجر خونریز
شعر «مستوره» در تقسیمبندی شعر زنان، در دوره سوم یعنی «آغاز خودگویی» قرار میگیرد چنانکه نخستین جرقههای نوآوری در همین 2000 بیت شعری که از دست تحریف دیگران در امان مانده، دیده میشود. در شعرهایش میتوان گاه نوآوری و ابتکار دید مثلاً در بیت زیر، تشبیهی برآمده از نگاه زنانه او شکل گرفته. آیا «مستوره» بهجهت عیاشی و چندزنی همسرش است که برخلاف سنت ادبیات مردان، جهان را نه در قامت پیرزن یا عروس مکار بیوفا که مطابق با آنچه از مردان اطراف خود میبیند و با تقابلی زیباییشناسانه، جهان را «دامادی صدعروس» میخواند؟
هرگز مشو تو غره به دامادی جهان
چشم وفا مدار از این شوی صدعروس
«مستوره» در مثنوی و داستانسرایی نیز دستی دارد و سرانجام داستانسرایی خود را مانند آویزهای در گوش نظامی میخواند؛ هرچند این مثنویها بهطورکامل بهدست ما نرسیده است:
دُر رخشان سخن این همه مستوره تو داری
عاقبت میکشی آویزه تو در گوش نظامی
سخن پایانی
«مستوره کردستانی» شخصیت کماهمیتی نیست؛ او «نخستین زن مورخ جهان» لقب گرفته و اشعار ارزندهای از خود بهیادگار گذاشته است. نام شاعر، هویت اوست و هیچ شخص، گروه و خاندانی حق تغییر آنرا ندارد؛ مگر خود فرد، اقدام به آن نماید و اگر زنانی در دوره معاصر به پیروی از فرهنگ غرب تمایل به تغییرنام خانوادگی بهنام شوهر داشتند، در دوران قاجار این رسم نبوده و زنان با نام خاندان خود شناخته میشدند و چنین انتخابی نکردهاند. روشن ایناستکه مستوره، «مستوره کردستانی» است؛ بدون هیچ نام و فرانام دیگر. این، مهمترین و اولین حق یک شاعر است که پس از درگذشت، نامش حفظ شود و این وظیفه کسی جز ما نیست که از این حق زنان پاسداری کنیم.