چه مسیری را در بازیگری طی کردهاید؛ و تئاتر چه جایگاهی در زندگی حرفهای شما دارد؟
حدود ۱۲سال است درزمینه بازیگری فعالیت میکنم و تئاتر در تمام اینسالها جایگاه ویژهای در مسیر حرفهایام داشته. برای من، تئاتر صرفاً یک موقعیت شغلی یا فرصتی برای حضور روی صحنه نیست؛ فضاییست که در آن، تجربه میکنم، یاد میگیرم و تواناییهایم را بهچالش میکشم. بازیگری در تئاتر به تمرین، استمرار و مواجهه مستقیم با مخاطب وابسته است. هر اجرا میتواند تجربهای متفاوت ایجاد و بازیگر را با جنبههای تازهای از حرفهاش روبهرو کند. ازاینرو، حتی وقتی شرایط فعالیت دشوار میشود، ارتباطم با تئاتر همچنان برایم اهمیت دارد. تئاتر برایم خانه اول بازیگریست؛ جاییکه بسیاری از آموختهها و تجربههای حرفهای شکل میگیرند و ارتباط هنرمند با صحنه و تماشاگر معنا پیدا میکند.
تجربه حضور در نمایش «بی/نابینا» برای شما چگونه بود؟
یکی از ویژگیهای این اثر، حضور تعداد زیاد بازیگر و شکلگیری موقعیتهای مختلف درطول اجراست. وقتی حدوداً ۲۰ بازیگر در اثری حضور دارند، هماهنگی میان اعضا اهمیت زیادی پیدا میکند و هر بازیگر باید علاوهبر نقش خودش؛ به کلیت اجرا نیز توجه داشته باشد. درچنینشرایطی، بازیگر همیشه فرصت ندارد مانند نمایشی با محوریت یک شخصیت اصلی، تمام جزئیات یک مسیر فردی را مستقل گسترش دهد. گاهی لازم است از شخصیتپردازی صرفاً فردی فاصله بگیرد و نقش خود را درارتباطبا موقعیت کلی نمایش تعریف کند. نقشی که من درایناثر تجربه کردم، مادریست که فرزندانش را در فضایی شبیه شهربازی رها میکند. این موقعیت ازنظر عاطفی، پیچیدگی خودش را دارد و بازیگر باید بتواند بیاغراق، وضعیت شخصیت را به مخاطب منتقل کند. درکنارآن، حضور افرادی در جایگاه شهروند و ناظر، به شکلگیری فضای کلی آن، کمک میکند. درایناثر، هر موقعیت بخشی از تصویری بزرگتر است؛ پس بازیگر باید بداند چهزمانی بر ویژگیهای شخصیت خودش تمرکز کند و چهزمانی در خدمت ریتم و ساختار جمعی اثر قرار بگیرد.
ساختار اپیزودیک نمایش چه تأثیری بر کار بازیگران دارد؟
در آثار اپیزودیک، بازیگر با موقعیتهایی روبهرو میشود که ممکن است ازنظر عاطفی و معنایی ارتباط مستقیمی با یکدیگر نداشته باشند. درنتیجه، نمیتوان همیشه شخصیت را با یک مسیر پیوسته و خطی پیش بُرد. هر اپیزود، شرایط خودش را دارد و بازیگر باید متناسبباآن، وضعیت شخصیت را از نو بسازد. در «بی/نابینا»، تغییر موقعیتها و روابط میان شخصیتها اینمسئله را پررنگتر میکند. جهان اثر با وضعیت متفاوت شهروندان نابینا شکل میگیرد و درادامه، موقعیت تازهای پیشروی آنها قرار میگیرد. همین تغییر، امکان پرداختن به تجارب متفاوت انسانی را فراهم میکند و از بازیگر میخواهد در هر بخش به منطق همان موقعیت وفادار بماند. مثلاً شخصیتی که در جایگاه دستیار یک قاضی و در موقعیتی قدرتمند قرار دارد، با شخصیتی که در وضعیت زندانی تحتفشار است، تفاوتهای اساسی دارد. این تفاوت فقط به دیالوگها محدود نمیشود؛ هرکدام به زبان بدن، لحن، واکنش و نوع حضور متفاوتی نیاز دارند. نورپردازی و لباسهای یکدست نیز در شکلگیری فضای اثر نقش دارند. این عناصر، به ایجاد پیوند میان بخشهای مختلف کمک میکنند؛ اما بخش مهم مسئولیت انتقال تغییرات برعهده بازیگر است. او باید تفاوت موقعیتها را در بازی خود نشان دهد؛ درعینحال، از کلیت اجرایی اثر فاصله نگیرد.
تمرینهای گروهی و هماهنگی میان بازیگران در «بی/نابینا» چه جایگاهی داشت؟
در نمایشی با اینتعداد بازیگر، هماهنگی گروهی اهمیت بسیار دارد. بازیگر باید بهاینموضوع توجه کند که حضورش در صحنه، بخشی از یک ساختار مشترک است. اگر هر فرد صرفاً بهدنبال برجستهکردن خودش باشد، ممکن است ارتباط میان اجزای اجرا آسیب ببیند و انسجام کلی نمایش از بین برود؛ پس تمرینهای گروهی و آمادهسازی جسمی و صوتی اهمیت دارند. دراینپروژه، برای تمرینهای بدن و صدا زمانی قابلتوجه صرف میشد و گاه، این تمرینها حدود یک تا یکونیمساعت طول میکشیدند. چنین تمرینهایی، به بازیگران کمک میکنند ازنظر آمادگی و هماهنگی به وضعیت مشترکی برسند. کار گروهی بهمعنای نادیدهگرفتن فردیت بازیگر نیست. هر بازیگر باید تواناییها و ویژگیهای خودش را داشته باشد؛ اما تواناییها زمانی مؤثر خواهند بود که در خدمت کلیت اثر قرار بگیرند. در یک اجرای گروهی، گاه، کنترل میل به دیدهشدن بهاندازه توانایی بازیگری اهمیت دارد. برای من، رسیدن به این هماهنگی یکی از بخشهای مهم تجربه حضور در نمایش بود. بازیگر باید؛ هم مسئولیت نقش خودش را بپذیرد و هم به حضور و نیازهای دیگر اعضای گروه توجه داشته باشد.
شرایط اقتصادی تئاتر مستقل چه تأثیری بر زندگی روزمره بازیگران گذاشته است؟
واقعیت ایناستکه درآمد حاصل از فعالیت در تئاتر، بهتنهایی برای تأمین هزینههای زندگی بسیاری از بازیگران کافی نیست. ازاینرو، هنرمندان زیادی کنار فعالیت حرفهای خود بهدنبال منابع درآمدی دیگر هستند. اینوضعیت، بر برنامه روزانه بازیگر هم تأثیر میگذارد. تمرین و اجرا به حضور مستمر و انرژی کافی نیاز دارند؛ اما وقتی فرد باید همزمان مسئولیتهای شغلی دیگری را نیز مدیریت کند، تقسیم زمان و حفظ تمرکز دشوارتر میشود. علاقه به تئاتر، یکی از دلایل مهم ادامه فعالیت هنرمندان است؛ اما این علاقه نباید جایگزین توجه به شرایط کاری و حقوق حرفهای آنها شود. برایآنکه بازیگر بتواند با تمرکز بیشتری کار کند، لازم است فعالیت هنری در کنار تعهدات حرفهای، امکان ادامه زندگی را نیز برای او فراهم کند.
باتوجهبه زمان طولانی تمرینهای «بی/نابینا»، چه عواملی باعث شد حضور دراینپروژه را بپذیرید؟
برایم، کیفیت اثر و صداقت گروه، از عوامل مهم در تصمیمگیری برای حضور در یک پروژه هستند. وقتی قرار است مدت طولانی در تمرینهای نمایشی حضور داشته باشم، باید احساس کنم اینزمان صرف تجربهای ارزشمند میشود و اعضای گروه نیز باجدیت و مسئولیتپذیری در مسیر کار حرکت میکنند. تمرینهای طولانی به تعهد زیادی نیاز دارند. در چنین فرایندی، بازیگر باید با نقش خود درگیر شود، به مسیر شکلگیری اثر اعتماد کند و بتواند با دیگر اعضای گروه بهزبان مشترکی برسد. این فرایند، وقتی ثمربخشتر است که ارتباط میان عوامل برپایه احترام و صداقت شکل گرفته باشد. برای من مهم است بدانم گروه چه نگاهی به اثر دارد، روند تمرینها چگونه پیش میرود و اعضا تاچهاندازه نسبت به آنچه انجام میدهند احساس مسئولیت میکنند. وقتی این ویژگیها وجود داشته باشد، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر شکل میگیرد.
نقش تبلیغات و استفاده از چهرههای شناختهشده در تئاتر امروز را چگونه ارزیابی میکنید؟
تبلیغات در معرفی یک نمایش و جذب مخاطب، نقش مهمی دارد و نمیتوان ضرورت آنرا نادیده گرفت. بااینحال، مسئله زمانی ایجاد میشود که بخش عمده توجه تبلیغاتی، به چهرههای شناختهشده یا افرادی محدود شود که در فضای مجازی دنبالکنندگان بسیار دارند. دراینشرایط، ممکن است توانایی بازیگر و کیفیت کار او در اولویت بعدی قرار بگیرد. بازیگران مستعدی وجود دارند که سالها آموزش دیدهاند، تمرین کردهاند و تجربه صحنه دارند؛ اما بهدلیل نداشتن شهرت رسانهای، فرصت کمتری برای معرفی تواناییهایشان پیدا میکنند. این، بهمعنای مخالفت با حضور هنرمندان شناختهشده نیست. هر بازیگری میتواند براساس توانایی و تناسبش با نقش در یک پروژه حضور داشته باشد. بحث بر سر ایناستکه «شهرت» نباید تنها معیار انتخاب بازیگر یا معرفی یک اثر باشد. تبلیغات میتواند در کنار معرفی چهرهها، کیفیت اثر و توانایی اعضای گروه را نیز برجسته کند. چنین رویکردی به مخاطب امکان میدهد با طیف گستردهتری از هنرمندان آشنا شود و فرصت بیشتری برای دیدهشدن استعدادهای تازه فراهم آورد.
گاهی به بازیگران گفته میشود حضور در یک پروژه میتواند برای رزومه یا دیدهشدن آنها مفید باشد. آیا اینموضوع میتواند جایگزین دستمزد شود؟
نمیتوان با وعده ساختهشدن رزومه یا دیدهشدن در آینده، دستمزد بازیگر را نادیده گرفت. رزومه و تجربه حرفهای اهمیت دارند؛ اما اینموضوع بهمعنای بینیازی هنرمند از دریافت دستمزد نیست. بازیگر برای حضور در یک پروژه، زمان و انرژی صرف میکند و فعالیت او نیز بخشی از فرایند تولید اثر است. تجربهاندوزی بخشی از مسیر حرفهای هر بازیگر است؛ اما نمیتوان انتظار داشت که هنرمند در تمام مراحل فعالیتش بدون دریافت دستمزد کار کند. اگر قرار باشد همکاری حرفهای همواره با این استدلال توجیه شود که فرد درحال کسب تجربه است، ارزش کار او بهدرستی بهرسمیت شناخته نمیشود. در تولید یک نمایش، افراد مختلف مسئولیتهای مشخصی برعهده دارند. وقتی برای برخی بخشهای پروژه دستمزد درنظر گرفته میشود؛ اما از بازیگر انتظار میرود صرفاً با انگیزه دیدهشدن همکاری کند، این پرسش مطرح میشود که چرا کار او باید از چنین معیاری مستثنا باشد؟ ارزش هنری یک پروژه و ضرورت رعایت حقوق عوامل میتوانند درکناریکدیگر قرار بگیرند. دیدهشدن و کسب تجربه فرصتهایی مهماند؛ اما نباید به ابزار توجیه نادیدهگرفتن دستمزد تبدیل شوند.
بازیگران برای تأمین هزینههای زندگی معمولاً به چه مشاغلی روی میآورند؟
بسیاری از بازیگران برای تأمین هزینههای زندگی خود ناچارند در کنار تئاتر، کارهای دیگری انجام دهند. این فعالیتها میتواند از کار در کافه و خدمات حملونقل گرفته تا کارهای اداری و مشاغل دیگر را دربربگیرد. مسئله اصلی، دشواری هماهنگکردن این مشاغل با برنامه تمرین و اجراست. کار تئاتر به حضور منظم و آمادگی نیاز دارد؛ درحالیکه شغل دوم نیز زمان و انرژی فرد را میگیرد. درنتیجه، بازیگر باید برنامهریزی دقیق داشته باشد تا بتواند هردو مسئولیت را پیش ببرد. اینشرایط ممکن است باعث خستگی شود و از زمانیکه هنرمند میتواند به مطالعه، تمرین فردی و آمادهسازی نقش اختصاص دهد، بکاهد. بااینحال، بسیاری از بازیگران تلاش میکنند ارتباط خود را با صحنه حفظ کنند و فعالیت هنری را کنار نگذارند.
وضعیت آموزش بازیگری و شیوههای تربیت هنرمند را چگونه میبینید؟
آموزش بازیگری، نیازمند بازنگری و بهروزرسانی مستمر است. تئاتر، هنری زنده است و شیوههای اجرایی، نیازهای مخاطبان و امکانات تولید درطولزمان تغییر میکنند؛ روشهای آموزشی باید متناسب با شرایط تازه بررسی شوند و امکان استفاده از تجربهها و متدهای جدید را فراهم کنند. این، بهمعنای نادیدهگرفتن استادان قدیمی یا کنارگذاشتن تجربه پیشکسوتان نیست. تجربه هنرمندانی که سالها دراینعرصه فعالیت کردهاند، ارزشمند و پشتوانه مهمی برای نسلهای بعد است؛ درعینحال، احترام به تجربه گذشته نباید مانع یادگیری روشهای تازه شود. بازیگر امروز باید بتواند در کنار شناخت اصول و مبانی بازیگری، با شیوههای مختلف کار، امکانات جدید و نیازهای متنوع اجرا آشنا شود. آموزش، زمانی مؤثرتر است که هنرجو صرفاً به تکرار الگوهای قبلی محدود نماند و فرصت پیدا کند تواناییهای خود را درمواجههبا تجربههای گوناگون توسعه دهد. بهنظرم، ارتباط میان تجربه پیشکسوتان و نگاه تازه نسل جوان میتواند به رشد تئاتر کمک کند. نه باید تجربه گذشته را بیارزش دانست و نه باید آموزش را در چارچوب روشهایی ثابت نگه داشت که پاسخگوی نیازهای امروز نیستند.
فناوریهای دیجیتال چه فرصتهایی برای تئاتر امروز ایجاد کردهاند؟
این فناوریها، امکانات تازهای دراختیار هنر قرار داده و میتواند در معرفی آثار، ثبت اجراها و گسترش دسترسی مخاطبان نقش مؤثری داشته باشد. برایمثال: ایجاد بستری دیجیتال که بازیگران بتوانند رزومه حرفهای و نمونهکارهایشان را در آن ارائه کنند، میتواند ارتباط میان بازیگر و گروه تولید را آسانتر کند. چنین امکانی، به هنرمندانی که از شهرت رسانهای برخوردار نیستند نیز فرصت میدهد توانایی خود را معرفی کنند. البته صرف ایجاد یک صفحه یا سامانه دیجیتال کافی نیست. چنین بستری باید بهشکلی طراحی شود که اطلاعات حرفهای قابلارزیابی باشند و انتخاب بازیگر فقط براساس تعداد دنبالکنندگان یا میزان شهرت رسانهای صورت نگیرد. توانایی، تجربه و تناسب بازیگر با نقش باید معیارهای مهمتری در فرایند انتخاب باشند. ازسویدیگر، استفاده از نورپردازی، موسیقی و ابزارهای تصویری میتواند به شکلگیری فضای متفاوت در اجرا کمک کند. در نمایش «بی/نابینا» نیز این عناصر کنار بازی بازیگران به ساختن جهان نمایش کمک میکنند. نور و لباس در شکلگیری فضای موقعیتها نقش دارند و موسیقی و امکانات بصری بر دریافت مخاطب از صحنه اثر میگذارند. مهم است که این ابزارها در خدمت بیان هنری اثر باشند؛ نهاینکه صرفاً برای ایجاد جلوههای ظاهری بهکار بروند. نسل جوان، با فرمهای تصویری و شیوههای تازه ارائه محتوا آشنایی دارد و طبیعتاً بخشی از این تجربهها بر انتظارات او از هنرهای نمایشی نیز تأثیر بگذارد. تئاتر میتواند ازاینظرفیتها استفاده کند؛ بدونآنکه هویت اصلی خود را از دست بدهد. بااینهمه، فناوری نمیتواند کاملاً جای ارتباط زنده میان بازیگر و تماشاگر را بگیرد. تماشاگر و بازیگر در یک فضای مشترک قرار دارند و واکنشهای هرکدام میتواند بر تجربه دیگری اثر بگذارد؛ تماشای اجرای زنده، با مشاهده تصویری ضبطشده از همان اجرا تفاوت دارد. ابزارهای دیجیتال میتوانند مکمل تئاتر باشند و فرصتهای تازهای برای معرفی و تولید ایجاد کنند؛ اما تجربه مشترک بازیگر و مخاطب در سالن، همچنان یکی از ویژگیهای اساسی این هنر است.
نقش نهادهای صنفی؛ ازجمله «خانه تئاتر» را درحمایتاز بازیگران چگونه ارزیابی میکنید؟
نهادهای صنفی باید ارتباط مؤثری با نیازهای واقعی هنرمندان برقرار کنند. از موضوعات مهم، شرایط عضویت و دسترسی اعضا به خدمات حمایتیست. وقتی فرایند عضویت یا استفاده از خدمات با دشواریهای اداری همراه شود، ممکن است هنرمندان نتوانند بهسادگی از امکاناتی که برای حمایت از آنها درنظر گرفتهاند، استفاده کنند. ازطرفی، باید دید خدمات موجود تاچهاندازه با شرایط اقتصادی امروز تناسب دارند. برایمثال: تسهیلاتی مانند وام یا کارتهای حمایتی، زمانی میتوانند مؤثر باشند که میزان حمایت آنها با هزینههای واقعی زندگی متناسب باشد. درشرایطیکه هزینهها افزایش پیدا میکنند، لازم است این خدمات نیز بهطورمستمر بازنگری شوند. حمایت از هنرمندان فقط به ارائه چند خدمت محدود نیست. نهادهای صنفی باید مسائل معیشتی و حرفهای اعضا را پیگیری کرده و جهت بهبود شرایط کاری آنها گام بردارند. دسترسی روشن و آسان به خدمات، اطلاعرسانی مناسب و بررسی مستمر نیازهای اعضا میتواند بخشی ازاینمسیر باشد. درنهایت، تئاتر مستقل برای ادامه حیات به تلاش هنرمندان و ساختاری نیاز دارد که امکان فعالیت حرفهای را برای آنها فراهم کند. حفظ ارتباط با صحنه، ارتقای کیفیت آثار و حمایت از بازیگران وقتی امکانپذیرتر میشود که حقوق و نیازهای حرفهای هنرمندان نیز جدی گرفته شود.
عکس: حسن خودنگاه