• شماره 3769 -
  • 1405 سه‌شنبه 12 آبان

سخن مدیرمسئول

اعتراضات فرانسه و پیامدهای آن برای آینده اروپا

فرانسه به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کشورهای اتحادیه اروپا، همواره نقشی تعیین‌کننده در سیاست‌های اقتصادی، امنیتی و دیپلماتیک این اتحادیه داشته است. بااین‌حال، در سال‌های اخیر، دوران ریاست‌جمهوری امانوئل مکرون با اعتراضات اجتماعی، اعتصابات گسترده و نارضایتی‌های عمومی همراه بوده است؛ اعتراضاتی که بخش‌های مختلف جامعه، از کارگران و کارمندان گرفته تا دانشجویان و دانش‌آموزان، در آن حضور داشته‌اند. این ناآرامی‌ها را نمی‌توان صرفاً اختلافی میان دولت و مردم دانست. افزایش هزینه‌های زندگی، مشکلات اقتصادی، نابرابری اجتماعی، نگرانی درباره آینده شغلی جوانان و نارضایتی از برخی تصمیمات دولت، ازجمله عواملی هستند که زمینه اعتراضات را فراهم کرده‌اند. تداوم چنین شرایطی می‌تواند اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی فرانسه را تضعیف کند. ازسوی‌دیگر، به‌نظر می‌رسد در برخی مسائل مهم سیاست خارجی نیز میان دولت فرانسه و شماری از کشورهای اروپایی، ازجمله آلمان، ایتالیا، اسپانیا و انگلیس، اختلاف دیدگاه‌هایی وجود دارد. همچنین مواضع پاریس در قبال ایالات‌متحده در بعضی موضوعات با رویکرد متحدانش کاملاً یکسان نیست. البته اختلاف‌نظر میان دولت‌ها امری طبیعی است، اما هنگامی‌که این اختلافات با بحران‌های داخلی همراه شود، قدرت تصمیم‌گیری و هماهنگی اروپا را کاهش می‌دهد. اتحادیه اروپا در شرایطی قرار دارد که با چالش‌های بزرگی مانند رقابت اقتصادی با آمریکا و چین، بحران انرژی، مهاجرت، جنگ اوکراین و مسائل امنیتی روبه‌روست؛ بنابراین، تضعیف سیاسی یکی از کشورهای اصلی این اتحادیه می‌تواند آثار فراتر از مرزهای فرانسه داشته باشد. دولت فرانسه باید به‌جای برخورد صرفاً امنیتی با اعتراضات، ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی نارضایتی مردم را شناسایی و برای حل آن‌ها برنامه‌ریزی کند. درعین‌حال، رهبران اروپایی نیز باید بدانند که اتحاد اروپا فقط با توافق‌های سیاسی میان دولت‌ها تحقق نمی‌یابد؛ بلکه رضایت مردم، عدالت اجتماعی و احترام به خواسته‌های قانونی شهروندان نیز از پایه‌های اصلی این اتحاد است. امروز اعتراضات فرانسه تنها مسئله داخلی این‌کشور نیست؛ بلکه هشداری برای تمام اروپا است که بدون توجه به خواسته‌های مردم و حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، نمی‌توان ثبات سیاسی و وحدت پایدار را تضمین کرد. علاوه‌بر‌این، فرسایش سرمایه اجتماعی در فرانسه بستر مناسبی برای تقویت احزاب رادیکال و جریان‌های راست افراطی در سراسر این قاره فراهم می‌آورد؛ روندی که پارلمان اروپا و سازوکارهای قانون‌گذاری جمعی را با بن‌بست‌های جدی مواجه خواهد ساخت. پاریس که همواره در قامت موتور محرک همگرایی بروکسل و ستون اصلی استقلال استراتژیک قاره سبز عمل می‌کرد، درصورت غرق شدن در بحران‌های مزمن داخلی، قادر به راهبری طرح‌های بلندپروازانه‌ای چون ارتش مشترک اروپایی نخواهد بود. بی‌پاسخ ماندن این مطالبات عمومی، الگوی اعتراضی فرانسه را به سایر کشورهای عضو صادر خواهد کرد و قاره‌ای شکننده در برابر بحران‌های پیشِ‌رو باقی خواهد گذاشت.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه