• شماره 1309 -
  • 1396 شنبه 15 مهر

اصول مهم در طراحی داخلی

بعداز خواندن این‌مقاله خواهید توانست اصول مورد استفاده طراحان داخلی را دانسته و از آنها استفاده کنید تا طرحی فوق‌العاده خلق کنید. کسی چه‌می‌داند؛ اگر سرمایه کوچکی داشته باشید، شاید بتوانید شغلی جدید شروع کنید! خوب، اجازه دهید از ابتدا شروع کنیم و اول بفهمیم طراحی داخلی چیست؟ «طراحی داخلی؛ گروهی از کارهای مختلف را توصیف می‌کند که در‌عین حالی‌که مرتبط با پروژه است، مرتبط با تبدیل آن به تنظیمات موثر برای طیف وسیعی‌از فعالیت‌های انسانی‌ست. در لغت‌نامه وبستر، طراحی داخلی چنین تعریف شده است: «هنر یا عمل برنامه‌ریزی و نظارت بر طراحی و اجرای معماری داخلی و مبلمان». حال‌که با مفهوم طراحی داخلی آشنا شدید، می‌توانیم پیش برویم و نکاتی مفید و کاربردی درمورد طراحی داخلی یاد بگیریم. 
هارمونی: وقتی می‌خواهید طراحی داخلی انجام دهید، لازم است که خانه را به‌طور کل در‌نظر بگیرید؛ مجموعه‌ای‌از فضاها که از‌طریق راهروها و پلکان به‌هم متصل می‌شوند. بنابراین، بهتر‌است‌که سبکی یکسان در کل فضاها رعایت شود. منظور این‌نیست‌که همه عناصر طراحی داخلی باید یکسان باشند؛ اما باید مکمل هم باشند تا بتوانند ترکیب کلی را قوی‌تر کنند. یک‌راه برای خلق این‌ سبک کلی، استفاده درست از رنگ است. به‌طور کل، طرح‌های رنگی، راهی عالی برای متحد‌کردن مجموعه‌ای‌از فضاهاست. برای مثال، می‌توانید سه یا چهار رنگ را انتخاب و از آنها در سایه‌های مختلف در کل خانه استفاده کنید.
توازن: به‌طور خلاصه، برای آنهایی که فقط نگاهی به‌این‌مقاله می‌اندازند، توازن را می‌توانیم توزیع مساوی وزن بصری یک اتاق تعریف کنیم. توازن، سه سبک اصلی دارد: متقارن، نامتقارن و محوری. توازن متقارن را معمولا می‌توان در طراحی‌های داخلی سنتی دید. در توازن متقارن، اشیای یکسان در موقعیت‌های مشابه در هر‌دو‌طرف محور عمودی تکرار می‌شوند؛ برای مثال، اتاق‌های قدیمی را به‌خاطر دارید که هر‌طرف آن آینه‌ای مشابه می‌گذاشتند؟ این‌تقارن همچنین شکل انسان را هم منعکس می‌کند؛ ما ذاتا در یک موقعیت متقارن، راحت هستیم. توازن نامتقارن در طراحی داخلی امروز مناسب‌تر است. توازن، با اشیائی غیرشبیه که وزن یا جذابیت بصری یکسان دارند، ایجاد می‌شود. توازن نامتقارن خودمانی‌تر؛ اما انجام آن سخت‌تر است. عدم ‌تقارن، نشان‌دهنده حرکت است و فضاهای داخلی زنده‌تری خلق می‌کند. توازن شعاعی، زمانی‌ست‌که همه عناصر طراحی حول یک نقطه مرکزی چیده می‌شوند. یک پلکان مارپیچ هم می‌تواند نمونه عالی توازن شعاعی باشد. این‌سبک بااینکه چندان در طراحی داخلی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد؛ اما اگر به‌درستی استفاده شود، ترکیب جالب ‌توجهی خلق می‌کند. 
نقطه کانونی: بزرگ‌ترین دشمن طراحی داخلی، کسالت‌باری‌ست. اتاقی‌که خوب طراحی شده باشد، برحسب اندازه آن، همیشه یک یا چند نقطه کانونی دارد. نقطه کانونی باید غالب باشد تا توجه‌ها را به‌خود جلب کند و به‌اندازه کافی جذاب باشد تا بیننده را تشویق به بیشتر نگاه‌کردن کند. ازاین‌رو نقطه کانونی تاثیری ماندنی دارد؛ اما باید بخش مهم و تعیین‌کننده‌ای هم در دکوراسیون باشد که از‌طریق مقیاس، سبک، رنگ و موضوع مرتبط شود. وقتی درمورد نقطه کانونی یک اتاق صحبت می‌شود، یک شومینه یا یک تلویزیون، اولین چیزی‌ست که به‌ذهن می‌رسد. اگر یک نقطه کانونی طبیعی در فضای‌تان ندارید، مثل یک شومینه، می‌توانید با هایلایت‌کردن یک‌قسمت خاص از مبلمان، اثر هنری یا خیلی‌ساده با رنگ‌کردن یک‌قسمت به رنگی متضاد یک نقطه کانونی ایجاد کنید؛ اما سعی کنید توازن را حفظ کنید تا نقطه کانونی همه توجه را به‌خود معطوف نکند.
ریتم: در موسیقی، ریتم را می‌توان ضربه‌های موزیک تعریف کرد. در طراحی داخلی، ریتم؛ تکرار الگوهای بصری‌ست. ریتم را می‌توان حرکتی ادامه‌دار، تکرارشونده و سازمان‌یافته توصیف کرد. برای رسیدن به‌این‌اهداف در طراحی، باید به تکرار، پیشرفت، انتقال و تضاد فکر کنید. استفاده از‌این‌مکانیزم‌ها حس حرکت را به فضای‌تان منتقل و چشم را از یک عنصر طراحی به عنصر دیگر هدایت خواهد کرد. 
مردمان

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه