آمارهای ناگفته از طلاق در ایران
طلاق بهعنوان یک معضل اجتماعی که آسیبهای زیادی بههمراه دارد، یکیاز دغدغههای مسئولان امر و متولیان حوزه آسیبهای اجتماعیست؛ زیرا، بررسیها نشان داده است که وقوع یک طلاق، آسیبهای جبرانناپذیری برای خانواده و جامعه بهدنبال دارد که درنهایت میتواند به تشدید فساد نیز منجر شود. ازهمینرو، توجه به راهکارهای پیشگیری از وقوع طلاق و بهویژه در بین زوجین جوان، از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ بهطوریکه، دولت و مجلس نیز با طرحها و لوایحی که در دستورکار دارند، تلاش میکنند تاحدِممکن، آمار طلاق را کاهش دهند اما، آمارها حکایت دیگری دارد.
آمارهای ثبت احوال نشان میدهد که در سال گذشته، ۱۷۶هزار ۹۲۲ طلاق بهثبت رسیده است که استان تهران با ۳۶هزار و ۹۰۱مورد، خراسان رضوی با ۱۶هزار و ۱۹۰مورد و استان اصفهان با ۱۰هزار و ۸۰۲مورد بهترتیب بیشترین طلاقهای ثبتشده را بهخود اختصاص دادهاند.
براساسِ آمارهای موجود؛ در سال ۹۶، ۹۱.۱درصد از طلاقها در مردان برای بار اول و ۸.۲درصد بار دوم و هفتدهمدرصد بار سوم و بیشتر بهثبت رسیده است. همچنین ۹۱.۴درصد طلاق زنان برای بار اول، هشتدرصد بار دوم و ششدهمدرصد بار سوم و بیشتر بهثبت رسیده است. برهمیناساس، کارشناسان معتقدند که ضروریست آموزشهای مهارتهای زندگی و آموزش قبلاز ازدواج و تابآوری زندگی مشترک و نیز مهارتهای ارتباطی افراد که بهدفعات اقدام به ازدواج و طلاق میکنند، مورد رصد قرار گیرد و باتوجهبه برابری این نسبت شاید بهتر باشد برنامه ویژهای برای ارائه مشاوره قبلاز ازدواج طراحی شود.
نسبت جنسی افراد بیهمسر دراثرِ طلاق اینگونه است که ۱۷۹ زن در برابر ۱۰۰ مرد بهثبت رسیده و این آمار نشان میدهد که شانس مردان برای ازدواج مجدد پساز طلاق بیشتر از زنان است. آخرین سرشماری انجامشده توسط مرکز آمار نشان میدهد که سهمیلیون و ۸۳۹هزار و ۸۸۴ فرد بدون همسر هستند که سهم زنان از این تعداد ۸۱درصد است که ۶۲درصد آنها دراثرِ فوت همسر در این آمار قرار گرفتهاند و همچنین ۱۹درصد زنان مطلقه هستند و همچنین سهم مردان از بدون همسری ۱۹درصد است که ۱۰درصد آنان مطلقه و نهدرصد نیز دراثرِ فوت همسر در این آمار قرار دارند. با وجود تغییرات رخ دادهشده در الگوی همسرگزینی در سالهای اخیر، با افزایش نسبت همسران همسن مواجه بودهایم که بهطورِمیانگین مردان حدود پنج تا هشتسال نسبت به زنان بزرگتر بودهاند. همچنین براساسِ آمارهای ثبت احوال، ۸۵درصد زنان و ۷۵درصد مردانی که طلاق میگیرند، در سن کمتر از ۴۰سال قرار دارند. در سال ۹۶، ۲۴۷ طلاق برای زنان ۱۳ساله و کمتر رخ داده که این رقم برای مردان ۱۵ساله و کمتر، هفتمورد ثبت شده است.
نسبت ازدواج به طلاق در استان تهران در سال ۹۵، ۲.۴۷، استان البرز ۲.۵۸ و استان قم ۲.۹۵ بوده که این رقم در سال ۹۶ در تهران به ۲.۲۰، البرز ۲.۵۱ و قم ۲.۷۴ رسیده است و سیستان و بلوچستان نیز با نسبت ۱۱.۶ پائینترین، یعنی در حدود یک طلاق بهازایِ ۱۲ ازدواج بهثبت رسیده است و استان تهران نیز با ۲.۲ بالاترین آمار را بهخود اختصاص داده؛ یعنی بهازایِ یک طلاق، دو ازدواج انجام شده است. مقایسه سال ۹۲ تا ۹۶ نشان میدهد که در کل کشور تعداد ازدواجهای رخداده در مقابل هر یک طلاق، از پنج به سه کاهش یافته است. در سال ۹۶ بهازایِ هر هزارنفر جمعیت، دو طلاق در کشور بهثبت رسیده که استان تهران در این آمار بهازایِ هر هزارنفر سه طلاق داشته و سیستان و بلوچستان با کمتر از یک طلاق بهازایِ هر هزارنفر پائینترین رتبه را داراست. آمارها نشان میدهد که استانهای تهران، کرمانشاه، گیلان، کردستان، قم، مازندران، کهگیلویه و بویراحمد، البرز، مرکزی و خراسان رضوی میزان طلاق استانداردشده برای آنها بیشتر از میزان کشور است که این موضوع نیازمند توجه و مداخله برای برنامهریزی درزمینه شناسایی مشکلات و تلاش برای حفظ زندگی مشترک درمعرضِ خطر است.
براساسِ آمارهای سازمان ثبت حوال در سال گذشته، بالاترین میزان طلاق در گروه سنی زنان ۱۵ تا ۱۹ساله رخ داده که ۲۹.۸۴درصد بوده و همچنین بالاترین میزان طلاق در مردان ۲۰ تا ۲۴ساله نیز ۲۳.۵۰ بوده و ۴۵درصد طلاقها مربوط به همسران متعلق به یکدهه سنی بوده است. در بین زنان بیشترین سهم (۴۰درصد) مربوط به زنانیست که در دهه سوم زندگی خود هستند؛ یعنی ۲۱ تا ۳۰سالهها و همچنین بیشترین سهم مردان نیز حدود ۳۹درصد مربوط به مردانیست که در دهه چهارم ۳۱ تا ۴۰ساله زندگی میکردند. همچنین ۱۸۵۰ طلاق نیز برای زنان بیشاز ۶۰سال بهثبت رسیده که این رقم برای مردان ششهزار و ۳۸۴مورد است که چهاردرصد کل طلاقها را شامل شده است.
مُد نسبی طلاق برای زنان در سال ۹۶، ۲۸سالگی است که چهاردرصد کل زنان طلاقگرفته در این سن بودهاند و همچنین ۸۱درصد زنان ۲۸ساله که در سال گذشته طلاق گرفتهاند، از شوهران خود کوچکتر بودهاند. مد نسبی طلاق برای مردان نیز سن ۳۱سالگی ست که پنجدرصد کل مردان طلاقگرفته را شامل میشود که ۷۸درصد آنها از زنان خود بزرگتر بودهاند.
آمار طلاقهای انجامشده در سال گذشته نشان میدهد که ۳۴درصد افراد تحصیلاتشان همانند یکدیگر بوده است. ۴۴.۶درصد زوجین با تحصیلات دیپلم و پیشدانشگاهی، ۴۰.۴درصد بیشتر از دیپلم و ۱۵درصد تحصیلات بالای دیپلم را داشتهاند. همچنین بیشترین فراوانی درموردِ اشتغال زنان طلاقگرفته ۴۱.۲درصد کارمند امور دفتری و اداری بوده، ۹.۹درصد خدمات و فروشنده و ۳۰.۹درصد متخصص بودهاند و همچنین مردان نیز ۲۶.۸درصد صنعتگر، ۲۵.۵درصد کارمند امور دفتری و ۱۳.۳درصد نیز نیروی خدماتی بودهاند که طلاق گرفتهاند. درهرحال، آمارهایی که سازمان ثبت احوال هرساله ارائه میدهد نشاندهنده این موضوع است که باید مسئولان ذیربط براساسِ این تحلیلها برنامهریزی گستردهای برای کاهش آسیبهای ناشیاز طلاق میان زوجین انجام دهند و همچنین برای جلوگیری از وقوع این پدیده نیز با توانمندسازی خانوادهها مشاوره و آموزش مهارتهای ارتباطی و طرحهای دیگر میتواند خانواده را تاحدودی مصون کند.
مهناز قربانی مقانکی/ مهر