• شماره 3744 -
  • 1405 دوشنبه 13 مهر

بازتوانی قلبی؛ پلی میان درمان و بازگشت به زندگی روزمره

پشت‌سرگذاشتن سکته قلبی، جراحی یا تشدید بیماری قلبی به‌معنای پایان مسیر درمان نیست و بازگشت ایمن بیمار به فعالیت‌های روزمره نیازمند برنامه‌ای تدریجی و متناسب با وضعیت جسمی اوست و بازتوانی قلبی با هدف افزایش مرحله‌به‌مرحله توانایی بدنی انجام می‌شود. به‌گزارش ایمنا؛ یک بیماری قلبی جدی می‌تواند برای مدتی ریتم معمول زندگی فرد را برهم بزند؛ فعالیت‌هایی که پیش از بیماری بدون دشواری انجام می‌شدند، ممکن است پس از یک‌دوره بستری یا درمان به اقداماتی نیازمند احتیاط تبدیل شوند. درچنین‌شرایطی، بازگشت به زندگی عادی یک اتفاق ناگهانی نیست، بلکه فرایندی است که باید باتوجه‌به توان جسمی، شرایط قلب و میزان آمادگی فرد به‌تدریج طی شود. دوره پس از درمان حاد نیز ازنظر جسمی و روانی اهمیت ویژه‌ای دارد. بیمار ممکن است ازیک‌سو نگران تکرار حادثه قلبی باشد و ازسوی‌دیگر، به‌دلیل کاهش فعالیت در دوره بیماری، اعتماد خود به توانایی جسمی‌اش را از دست داده باشد. بازتوانی می‌تواند فرصتی باشد تا فرد تحت یک برنامه کنترل‌شده، دوباره ظرفیت فعالیت خود را بشناسد و به‌تدریج برای بازگشت به امور روزمره آماده شود. این فرایند زمانی مؤثرتر است که تنها به ورزش نگاه نشود. بیماری قلبی می‌تواند با تغییر در تغذیه، عادات روزانه، وضعیت روحی و حتی نگرش فرد نسبت به فعالیت‌های معمول زندگی همراه باشد و به‌همین‌دلیل، رویکرد چندتخصصی در بازتوانی می‌تواند ابعاد مختلف زندگی بیمار را هم‌زمان موردتوجه قرار دهد و مسیر بازگشت او را از یک برنامه فقط ورزشی فراتر ببرد. البته بازتوانی به‌معنای آن‌نیست‌که هر بیماری قلبی می‌تواند بلافاصله فعالیت خود را افزایش دهد. وضعیت پایدار قلبی، نوع عارضه، سابقه اختلالات ریتم و شرایطی مانند وجود دستگاه تنظیم ضربان، همگی می‌توانند بر زمان و نحوه شروع برنامه اثر بگذارند، بنابراین بازگشت به فعالیت زمانی ایمن‌تر خواهد بود که به‌جای تصمیم‌گیری شخصی، برپایه ارزیابی پزشکی و برنامه‌ای متناسب با شرایط هر بیمار انجام شود. زهرا محمودیان (متخصص قلب و عروق و عضو هیئت‌علمی دانشگاه علوم‌پزشکی اصفهان) بابیان‌اینکه بازتوانی قلبی پس‌ازآن انجام می‌شود که بیمار مرحله حاد بیماری قلبی را پشت‌سر گذاشته باشد، اظهار کرد: برای‌مثال، بیماری که تحت جراحی قلب قرار گرفته یا دچار سکته حاد قلبی شده و درمان‌های لازم را دریافت کرده است، پس از عبور از دوره‌ای که نباید فعالیت شدید داشته باشد، می‌تواند وارد مرحله بازتوانی قلبی شود. وی بابیان‌اینکه همچنین بیمارانی که به نارسایی قلبی مبتلا هستند نیز درصورت رسیدن به وضعیت پایدار، می‌توانند از برنامه‌های بازتوانی قلبی استفاده کنند، افزود: پروتکل بازتوانی براساس شرایط هر بیمار تنظیم می‌شود و حدود ۱۰ تا ۲۰ جلسه اولیه برای بیمار درنظر گرفته می‌شود و پس‌ازآن، بسته به وضعیت جسمی و میزان پیشرفت بیمار، ممکن است جلسات ادامه پیدا کند. متخصص قلب و عروق بابیان‌اینکه هدف این‌است‌که میزان فعالیت بدنی بیمار به‌شکل تدریجی و مرحله‌به‌مرحله افزایش پیدا کند و بیمار متناسب با شرایط خود دراین‌مسیر پیش برود، تصریح کرد: بازتوانی قلبی یک برنامه چندبعدی است و فقط به ورزش محدود نمی‌شود و دراین‌برنامه، متخصص قلب حضور دارد و در کنار او متخصص تغذیه و متخصص طب ورزش نیز می‌توانند در مسیر درمان و اصلاح سبک زندگی به بیمار کمک کنند. محمودیان ادامه داد: در برخی مراکز نیز برای مشکلات روحی و روانی ناشی از بیماری قلبی، مشاوره روان‌شناسی ارائه می‌شود. این‌مجموعه اقدامات به بیمار کمک می‌کند تا علاوه‌بر بهبود وضعیت جسمی، با پیامدهای روحی بیماری نیز بهتر کنار بیاید و بتواند کیفیت زندگی خود را ارتقا دهد. وی بابیان‌اینکه بیمارانی که دچار بیماری یا عارضه قلبی شده‌اند، باتوجه‌به شرایطشان می‌توانند از بازتوانی قلبی استفاده کنند، اما دربعضی‌موارد باید احتیاط بیشتری داشت، گفت: برای‌مثال، بیمارانی که دچار آریتمی‌های تهدیدکننده حیات بوده‌اند یا به‌تازگی با یک آریتمی جدید برای آن‌ها باتری قلبی یا دستگاه تنظیم‌کننده ضربان تعبیه شده است، باید ابتدا مرحله مربوط به وضعیت حاد خود را پشت‌سر بگذارند. متخصص قلب و عروق اضافه کرد: در بیمارانی که باتری قلبی دارند نیز میزان ضربان تعیین‌شده و نحوه پاسخ دستگاه به فعالیت اهمیت دارد، بنابراین این‌افراد نباید به‌صورت خودسرانه وارد برنامه بازتوانی شوند و لازم است با مشورت پزشک معالج خود دراین‌برنامه شرکت کنند. بازتوانی قلبی را می‌توان مرحله‌ای میان درمان بیماری و بازگشت به زندگی روزمره دانست؛ مرحله‌ای که در آن بیمار فرصت پیدا می‌کند توانایی جسمی خود را به‌شکل کنترل‌شده دوباره به‌دست آورد. هدف این‌مسیر فقط افزایش میزان فعالیت نیست، بلکه کمک به بیمار برای داشتن زندگی فعال‌تر و سازگارتر با شرایط جدید جسمی است. اهمیت این‌برنامه زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم پیامدهای بیماری قلبی فقط به قلب محدود نمی‌ماند. کاهش فعالیت، تغییر عادات غذایی، نگرانی از آینده و فشار روانی ناشی از تجربه یک حادثه قلبی می‌توانند بر کیفیت زندگی اثر بگذارند. حضور متخصصان مختلف در برنامه بازتوانی می‌تواند به بیمار کمک کند تا هم‌زمان با تقویت توان جسمی، سایر ابعاد سلامت خود را نیز سامان دهد. درعین‌حال، بازتوانی یک مسیر یکسان برای تمام بیماران نیست. فردی‌که دوره حاد سکته قلبی یا جراحی را پشت‌سر گذاشته، با بیماری که دچار آریتمی تهدیدکننده حیات شده یا به‌تازگی دستگاه تنظیم ضربان دریافت کرده است، شرایط مشابهی ندارد. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که زمان شروع، شدت فعالیت و نحوه ادامه برنامه باید براساس وضعیت واقعی بیمار تعیین شود. بازگشت به فعالیت پس از بیماری قلبی نباید باعجله یا براساس تجربه دیگران انجام شود. ارزیابی پزشک، برنامه‌ریزی تدریجی و توجه به شرایط اختصاصی هر بیمار، سه بخش مهم این‌مسیر هستند. بازتوانی زمانی می‌تواند به هدف اصلی خود یعنی ارتقای توانایی و کیفیت زندگی برسد که هم فرصت بازگشت تدریجی به فعالیت را فراهم کند و هم محدودیت‌ها و خطرهای احتمالی بیمار را درنظر بگیرد.

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه