• شماره 3744 -
  • 1405 دوشنبه 13 مهر

خط قرمز

گره بازار ارز کجاست؟

دلار با وجود افزایش عرضه عقب ننشست؛ نسخه مهار بازار از کنترل تقاضا و انتظارات می‌گذرد. به‌گزارش تسنیم؛ بازار ارز با وجود افزایش عرضه و مجموعه اقداماتی که بانک مرکزی در ماه‌های اخیر انجام داده، هنوز آرام نگرفته است. دلار از محدوده‌های قبلی عبور کرده و هربارکه سیاست‌گذار برای افزایش عرضه وارد بازار می‌شود، پس از یک وقفه کوتاه، دوباره تقاضا جان می‌گیرد. این رفتار نشان می‌دهد، مسئله بازار ارز دیگر فقط پیداکردن دلار نیست. بخشی از تقاضایی که امروز به بازار می‌آید، برای واردات و تجارت شکل نگرفته؛ برای حفظ ارزش پول و فرار از ریسک آینده است. همین نقطه، تفاوت میان «تزریق ارز» و «مهار بازار ارز» را نشان می‌دهد. بانک مرکزی در ماه‌های اخیر تلاش کرده سمت عرضه را تقویت کند؛ از عرضه ارز تجاری و بازگشت ارز صادراتی گرفته تا اختصاص منابع ارزی و استفاده از ابزارهای جدید برای تأمین نیازهای بازار. این‌اقدامات می‌تواند در مقاطع حساس جلوی جهش قیمت را بگیرد. اتفاقاً در بازاری که با موج هیجانی مواجه است، همین‌موضوع اهمیت زیادی دارد؛ چون اجازه نمی‌دهد فاصله میان عرضه‌وتقاضا در چندروز به یک جهش بزرگ تبدیل شود؛ اما یک سؤال مهم‌تر باقی می‌ماند، بعد از عرضه ارز چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر تقاضا دوباره برگردد، معنایش این‌نیست‌که عرضه بی‌فایده بوده است. معنایش این‌است‌که یک عامل دیگر همچنان فعال است و اجازه نمی‌دهد اثر عرضه پایدار بماند. این عامل را باید در سمت تقاضا پیدا کرد. بخشی از فعالان اقتصادی زمانی وارد بازار ارز می‌شوند که هنوز به ارز نیاز فوری ندارند. آن‌ها می‌خرند چون نگران‌اند چندهفته یا چندماه‌بعد قیمت بالاتر باشد. دراین‌حالت، خبر افزایش نرخ ارز خودش تقاضای جدید می‌سازد. فردی‌که تا دیروز قصد خرید ارز نداشت، با دیدن جهش قیمت به‌این‌نتیجه می‌رسد که اگر امروز نخرد، فردا باید گران‌تر بخرد. همین تصمیم، تقاضای جدید ایجاد می‌کند و افزایش قیمت را تشدید می‌کند. به‌این‌ترتیب، بازار وارد یک دور باطل می‌شود؛ افزایش قیمت، نگرانی ایجاد می‌کند؛ نگرانی، خرید را جلو می‌اندازد و خرید بیشتر، قیمت را بالا می‌برد. تازمانی‌که این چرخه شکسته نشود، هر میزان عرضه‌ای درنهایت با یک تقاضای تازه روبه‌رو خواهد شد. عرضه منابع ارزی در حجم بالا می‌تواند یک فرصت مهم برای سیاست‌گذار ایجاد کند؛ فرصتی برای‌اینکه بازار از حالت هیجانی خارج شود و سیاست‌های مکمل اثر خود را نشان دهند؛ اما باید توجه داشت مشکل از جایی شروع می‌شود که تمام بار سیاست ارزی روی دوش ذخایر بانک مرکزی قرار بگیرد. دراین‌صورت، هربارکه قیمت بالا می‌رود، انتظار بازار این‌خواهدبودکه بانک مرکزی دوباره وارد شود و ارز عرضه کند. چنین انتظاری به‌تنهایی نمی‌تواند بازار را برای مدت طولانی آرام نگه دارد. بهتر است منابع ارزی در دوره التهاب به‌شکل هدفمند استفاده شود؛ یعنی جایی وارد شود که کمبود واقعی یا رفتار هیجانی می‌تواند به جهش قیمت منجر شود. هم‌زمان باید از این‌فرصت برای کاهش تقاضای سفته‌بازی و اصلاح انتظارات استفاده کرد. به‌زبان‌ساده، ارز باید برای سیاست‌گذار «زمان بخرد» تا اصلاحات دیگر انجام شود؛ نه‌اینکه تنها ابزار دفاعی بازار باشد. نکته‌ای که دیگر که باید موردتوجه قرار گیرد این‌است‌که دلار درنهایت از جیب ریالی خریده می‌شود. تازمانی‌که حجم بالایی از نقدینگی در اقتصاد حرکت می‌کند و بازده نگهداری ریال برای مردم و بنگاه‌ها جذاب نیست، بخشی از این پول به‌سمت دارایی‌هایی می‌رود که تصور می‌شود ارزش خود را بهتر حفظ می‌کنند. ارز یکی از این بازارهاست؛ طلا و برخی دارایی‌های دیگر نیز همین نقش را دارند؛ بنابراین اگر قرار باشد بازار ارز واقعاً آرام شود، سیاست پولی باید بخشی از این معادله باشد. کنترل رشد نقدینگی، کاهش ناترازی بانک‌ها و محدودکردن خلق اعتبار بی‌پشتوانه، اقداماتی نیستند که اثرشان در یک روز دیده شود، اما بدون آن‌ها فشار تقاضا می‌تواند دوباره به بازار ارز برگردد. وقتی تورم بالا باشد و فاصله آن با نرخ سود زیاد شود، نگهداری ریال برای بخشی از جامعه جذابیت کمتری خواهد داشت. راهکار البته افزایش ناگهانی نرخ سود به ارقام بسیاربالا نیست. چنین تصمیمی می‌تواند هزینه تأمین مالی را برای تولید بالا ببرد و فشار بیشتری به بانک‌های ناتراز وارد کند. موضوع، اصلاح تدریجی رابطه میان نرخ سود و تورم است؛ به‌گونه‌ای‌که بازار احساس نکند نگهداری ریال به‌معنای ازدست‌دادن قطعی قدرت خرید است. اگر این رابطه اصلاح نشود، حتی پس از یک‌دوره آرامش در بازار ارز، بخشی از نقدینگی دوباره راه خود را به‌سمت ارز و طلا پیدا خواهد کرد. یکی از خلأهای مهم بازار ارز، محدودبودن ابزارهایی است که فعال اقتصادی بااستفاده‌از آن‌ها بتواند نرخ آینده ارز را برای خود مدیریت کند. واردکننده‌ای که نمی‌داند سه‌ماه‌بعد ارز را با چه نرخی تهیه خواهد کرد، ممکن است برای احتیاط زودتر وارد بازار شود. صادرکننده نیز با همین عدم‌قطعیت روبه‌رو است. اگر ابزارهای پوشش ریسک ارزی توسعه پیدا کنند و فعال اقتصادی بتواند بخشی از ریسک آینده خود را ازطریق قراردادهای شفاف مدیریت کند، بخشی از تقاضای احتیاطی از بازار نقدی خارج خواهد شد. این اتفاق می‌تواند بدون‌آنکه بانک مرکزی هرروز دلار بیشتری بفروشد، فشار روی بازار را کاهش دهد.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه در یک نگاه
ویژه نامه
بالای صفحه