پارکهایی که در شرایط تغییر اقلیم به کمک شهرها آمدهاند
بازگشت آب به طراحی شهر!
افزایش سطح آب رودخانهها که ناشی از بارشهای شدید و شرایط اقلیمی است خطر آبگرفتگی را بیشتر کرده، پارکها دیگر فقط فضای سبز و محل تفریح نیستند. بعضی شهرها با طراحی حوضچه موقت، باغ بارانی، تالابهای کمعمق و فضاهای فرورفته، پارکها را به بخشی از زیرساخت مدیریت سیلاب تبدیل کردهاند. با افزایش روند گرمایش هوا و نامنظمترشدن بارشها، شهرها یا با دورههای خشکی طولانی یا با بارندگی شدیدتری روبهرو هستند که میتوانند خیابانها و محلهها را زیر آب ببرند. یکی از راهحلها ایناستکه بهجای خروج آب باران، جایی در شهر برای آن تعبیه کرد. بهگزارش ایمنا؛ نمونه پیشرو و موفق اینرویکرد را میتوان در کپنهاگ دید. پس از بارشهای سنگین و سیلآسا در سال ۲۰۱۱، اینشهر بهجای اتکا به لولهها و شبکه فاضلاب، به طراحی فضاهای عمومی برای مدیریت آب روی آورد. پارک انگهاوه در روزهای عادی فضای سبز و تفریحی است، اما هنگام بارندگی شدید بخشهایی از آن میتوانند آب باران را در خود نگه دارند، بهاینترتیب، پارک علاوهبر فراهمکردن فضای عمومی، بخشی از زیرساخت دفاعی شهر در برابر سیلاب میشود.
چنین فضایی قرار نیست همیشه خشک و یکشکل بماند؛ طراحی آن از ابتدا تغییر وضعیت میان استفاده روزمره و شرایط اضطراری را درنظر میگیرد. این راهکارها فشار بر شبکه فاضلاب شهری را کاهش میدهند و رواناب را از خیابانها و نقاط آسیبپذیر دور میکنند. نکته قابلتوجه آناستکه این زیرساختهای مدیریت سیلاب فضایی رهاشده یا محصور نیستند بلکه بخشی از زندگی عمومی شهر را شکل میدهند که در آن پارک، مسیر آب و فضای عمومی از هم جدا نیست. اجرای چنین طرحهایی با وجود مزایای چشمگیر، به نگهداری مستمر، پیشبینی مسیر سرریز و توجه به ایمنی مردم نیاز دارد. روتردام بهدلیل قرارگیری در ارتفاع پایین و نزدیکی به آب، همواره با خطر بارش شدید، آبگرفتگی و فشار بر شبکه فاضلاب روبهرو بوده است. میدان آبی بنتمپلین در سال ۲۰۱۳ افتتاح شد و بهگونهای طراحی شده که در روزهای معمولی یک فضای عمومی فعال باشد و هنگام بارندگی بخشی از رواناب شهر را در حوضچههای خود جمع کند. ساختار میدان از چند تراز متفاوت تشکیل شده؛ دو حوضه کمعمق برای جمعآوری رواناب مستقیم از اطراف و یک حوضه عمیقتر برای ذخیره حجم بیشتر آب درنظر گرفته شده است. آب باران از بام ساختمانها، خیابانها و سطوح پیرامونی ازطریق آبراههها و مسیرهای هدایتکننده به این حوضهها منتقل میشود. این آب بهصورت مرحلهای وارد میدان میشود تا ظرفیت سیستم زهکشی و فضای ذخیره همزمان استفاده شود. میدان آبی بنتمپلین یکی از شناختهشدهترین نمونههای تبدیل فضای عمومی به زیرساخت مدیریت آب شهری است و ظرفیت ذخیره پروژه حدود ۱.۷ میلیونلیتر گزارش شده. ویژگی مهم بنتمپلین ایناستکه حوضچهها در روزهایی از سال که خشک هستند همچون یک مخزن بتنی متعارف بهنظر نمیرسند؛ یکی از بخشها برای ورزشهای خیابانی، اسکیت و بسکتبال استفاده میشود و بخشهای دیگر برای نشستن، تجمعهای محلهای و فعالیتهای اجتماعی طراحی شدهاند. درنتیجه، هزینه و فضای اختصاصیافته به مدیریت آب، به ایجاد یک فضای عمومی چندمنظوره نیز کمک میکند. ازنظر فنی، هدف این میدان تخلیه فوری تمام آب نیست؛ بلکه کاهش فشار بر شبکه فاضلاب است. آب ابتدا در حوضچهها ذخیره شده و پس از پایان بارندگی بهتدریج به شبکه آبهای سطحی یا سیستم زهکشی بازمیگردد. این تأخیر زمانی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بیشترین خطر آبگرفتگی در دقایق و ساعات ابتدایی بارش شدید رخ میدهد. طراحی شیب کف، اختلاف تراز حوضچهها، مسیرهای سرریز و دسترسی برای پاکسازی، بخشهای حیاتی اینپروژه هستند. اینمدل به نگهداری مداوم نیاز دارد؛ رسوبات، زبالههای خیابانی و آلودگیهای ناشی از رواناب باید از حوضچهها پاک شوند و مسیرهای ورودی و خروجی نباید بسته شوند، همچنین کیفیت آب جمعشده باید کنترل شود، زیرا رواناب شهری ممکن است حاوی روغن، فلزات سنگین، ذرات لاستیک و آلایندههای سطح خیابان باشد. میدان آبی روتردام بیشتر یک سامانه ذخیره موقت و کنترل رواناب است، نه فضایی برای نفوذ کامل یا تصفیه طبیعی همه آلایندهها. پارک یانویژو در شهر جینهوا در شرق چین، در محل پیوند دو رودخانه ساخته شده است، بنابراین طراحی آن از ابتدا با مسئله نوسان سطح آب و احتمال طغیان رودخانهها درارتباط بوده است. این پارک بهجایآنکه تمام ساحل را با دیوارهای سخت و بلند از رودخانه جدا کند، بخشی از زمین را بهعنوان پهنهای پذیرا برای سیلاب درنظر گرفته است. دراینرویکرد پارک در زمان طغیان از کار نمیافتد، بلکه بعضی قسمتهای آن آبگرفتگی را تحمل میکنند و بخشهای مرتفعتر همچنان قابلدسترسی باقی میمانند. طراحی پارک براساس تفاوت ترازها شکل گرفته است. بخشهایی از محوطه در ارتفاع پایینتر قرار دارند و هنگام بالاآمدن آب میتوانند بهطورموقت زیر آب بروند. اینمناطق با پوشش گیاهی مقاوم به غرقابی، مسیرهای انعطافپذیر و عناصر قابلتحمل در برابر تغییرات سطح آب طراحی شدهاند، در مقابل مسیرهای اصلی، پلها و سکوهای مرتفع در تراز بالاتری قرار گرفتهاند تا ارتباط میان بخشهای مختلف پارک حتی در دورههای بارش شدید یا طغیان حفظ شود. یکی از عناصر شاخص پارک، مسیرهای پیوسته و پلهای مرتفعی است که مانند یک حلقه ارتباطی در میان پهنههای مختلف حرکت میکنند. اینمسیرها امکان تردد عابران و دوچرخهسواران را فراهم میکنند، درحالیکه بخشهای پایینتر پارک میتوانند نقش فضای ذخیره و عبور موقت آب را ایفا کنند. همه زمین بهیکاندازه در برابر سیلاب مقاومسازی نشده است، بلکه عملکرد فضاها براساس میزان خطر و ارتفاع آنها تقسیم شده است. دراینپروژه پوشش گیاهی نیز نقش مهندسی دارد. گیاهان بومی و مقاوم به تغییرات رطوبت خاک را تثبیت میکنند، سرعت جریان آب را کاهش داده و به رسوبگیری کمک میکنند. پهنههای گیاهی و تالابمانند میتوانند بخشی از رواناب را برای مدتی در خود نگه دارند و از شدت جریان بکاهند. اینفضا جایگزین کامل مخازن کنترل سیلاب یا سامانههای مهندسی رودخانه نیست، بلکه بخشی از یک سیستم ترکیبی برای کاهش سرعت و دامنه اثر سیلاب محسوب میشود. اهمیت فنی پارک یانویژو در تغییر نگاه به حاشیه رودخانه است. در مدل سنتی شهر تلاش میکند رودخانه را با دیوار، خاکریز و سازههای سخت از محله جدا کند، اما دراینپارک، بخشی از فضای طبیعی رودخانه حفظ شده و کاربریهای عمومی در ترازهای مختلف سازماندهی شدهاند. این میتواند هزینه ساخت دیوارهای بلند و گسترده را کاهش و درعینحال امکان تماس شهروندان با آب و طبیعت را افزایش دهد. بانکوک بهدلیل بارش موسمی شدید، زمین کمارتفاع، نشست زمین و محدودیت ظرفیت شبکه زهکشی، در برابر آبگرفتگی آسیبپذیر است. پارک صدمینسال دانشگاه چولالونگکورن با همین شرایط اقلیمی طراحی شده و نمونهای از آناستکه چگونه یک پارک میتواند بهعنوان بخشی از سیستم مدیریت آب باران عمل کند. دراینپروژه آب از سطح بام و محوطه اطراف وارد مجموعه میشود و از چندمرحله طبیعی و مهندسی عبور میکند تا درنهایت ذخیره یا بهآرامی تخلیه شود. یکی از عناصر مهم پارک، بام سبز شیبدار آن است. این بام با ایجاد سطحی پوشیده از گیاه، بخشی از بارش را در خاک و پوشش گیاهی نگه میدارد و سرعت ورود آب به سطح زمین را کاهش میدهد. شیب بام موجب میشود آب بهسمت باغهای بارانی و مسیرهای جمعآوری هدایت شود. در چنین ساختاری بام سبز نقش یک مخزن بزرگ و دائمی را ندارد، اما با تأخیر انداختن رواناب و کاهش دبی اوج، فشار ناگهانی بر شبکه زهکشی را کم میکند. پس از بام، آب وارد باغهای بارانی و حوضچههای کمعمق میشود. باغ بارانی از لایههایی شامل خاک مناسب، شن، سنگریزه و پوشش گیاهی تشکیل شده. این لایهها به نفوذ تدریجی آب، جذب بخشی از آلایندهها و کاهش سرعت جریان کمک میکنند. در بخشهایی از پارک، تالابهای کمعمق و فضاهای گیاهی قرار گرفته تا آب پیش از رسیدن به مخزن اصلی، چندمرحله ذخیره و تصفیه طبیعی را پشتسر بگذارد. آبهای اضافی نهایتاً به حوضچه ذخیره هدایت میشود. ظرفیت ذخیره طراحیشده مجموعه ۳.۸میلیونلیتر، معادل تقریبی ۳۸۰۰مترمکعب گزارش شده. این ظرفیت موجب میشود پارک بتواند حجم قابلتوجهی از آب باران را در زمان اوج بارندگی نگه دارد. آب پس از کاهش شدت بارش، بهتدریج برای آبیاری فضای سبز، نفوذ به زمین یا تخلیه کنترلشده به شبکه شهری استفاده میشود، البته شیوه بهرهبرداری به شرایط فصلی و سطح آب زیرزمینی بستگی دارد. طراحی پارک بر مفهوم زیرساخت سبز و شهر اسفنجی استوار است. دراینرویکرد خاک، پوشش گیاهی، تالاب، بام سبز و مخزن ذخیره درکنارهم کار میکنند. هدف آننیستکه تمام آب باران از شهر خارج شود، بلکه بخشیازآن در محل نگه داشته میشود، بخشی نفوذ داده و بخشی با تأخیر تخلیه میشود. این تأخیر میتواند از همزمانی رواناب چند محله و سرریز شبکه فاضلاب جلوگیری کند. پارک در روزهای عادی نیز یک فضای عمومی فعال برای دانشجویان و شهروندان است. مسیرهای پیاده، فضای نشستن، پوشش گیاهی و محوطههای باز موجب میشوند عناصر مدیریت آب به زیرساختی پنهان و بیاستفاده تبدیل نشوند. این ویژگی ازنظر اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارد، زیرا سرمایهگذاری شهری همزمان دو کارکرد ایجاد میکند: کاهش خطر سیلاب و افزایش کیفیت فضای عمومی. این الگو در شهرهای دیگر تایلند که بارش ممکن است در مدت کوتاهی بسیارشدید باشد، موردتوجه قرار گرفته است. پارک باید به شبکه کانالها، ایستگاههای پمپاژ و سیستم زهکشی شهری متصل باشد. هیچ پارک منفردی نمیتواند بهتنهایی مشکل سیلاب یک کلانشهر را حل کند.