کد خبر:
406853
| تاریخ مخابره:
1404 شنبه 2 اسفند -
06:01
«بیبیسی» بررسی کرد؛
رویکردهای متناقض ترامپ در قبال صلح و جنگ
«حمله بزرگ به ایران» همچنین با تلاش ترامپ؛ رئیسجمهوری آمریکا برای دریافت جایزه صلح نوبل درتضاد خواهد بود. هیچ سابقهای وجود ندارد که رئیسجمهور آمریکا فعالانه برای معتبرترین جایزه صلح جهان کمپین کند؛ درعینحال نیروی نظامی آمریکا را در خارج از مرزهای اینکشور بهکار گیرد. بهگزارش ایرنا؛ انتشار مجموعه گزارشهای خبری و اظهارنظرهای مکرر ترامپ درباره تبعات عدمتوافق ایران با اینکشور، بازتاب قابلتوجهی در رسانههای بینالمللی پیدا کرده است. در بسیاری از مطالب، ابهام در سیاست خارجی ترامپ، تناقض رفتارهای او در میدان در یکسالاخیر با شعارهای انتخاباتی که داده و نامشخصبودن نتیجهای که او از هرگونه حمله نظامی احتمالی به ایران بهدنبالآناست، مطرح شده و عمدتاً بیپاسخ قطعی باقی مانده.
سایت شبکه بیبیسی جهانی در گزارش «معضل سیاست خارجی ترامپ با تنشهای ایران آشکار شد»، نوشت: دونالد ترامپ، روز پنجشنبه در جریان نشست هیئت صلح، ائتلاف خاورمیانهای که ترامپ برای تثبیت منطقهای که ممکن است بهزودی وارد جنگ جدیدی شود، تشکیل داده، آخرین اولتیماتوم را به ایران ارائه داد. درخواست همزمان صلح و تهدید به اقدام نظامی به طنزی شبیه بود که انگیزههای متضاد جاگرفته در قلب سیاست خارجی ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری او را نشان داد. شاید این تناقض هیچجا واضحتر از بنبست بین واشنگتن و تهران نباشد، بنبستی که بهسرعت تشدید شده و اکنون میتواند به بزرگترین کمپین هوایی آمریکا در سالهای اخیر منجر شود. ترامپ گفته که ترجیح میدهد راهحلی دیپلماتیک بهشکل توافقی باشد که بهقول او مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای شود. همزمان یک مقام کاخ سفید روز چهارشنبه اعلام کرد اگر ایران توافق را بپذیرد دست به اقدام عاقلانهای زده است. با وجود تمام صحبتها درباره دیپلماسی، ترامپ در هفتههای اخیر لحن خود علیه ایران را تشدید کرده و دستوراتی در قالب آمادگی نظامی برای جنگ داده که تحلیلگران آنرا بزرگترین تقویت نظامی آمریکا در خاورمیانه از زمان جنگ عراق در سال ۲۰۰۳ میدانند. این لشکرکشی نمونه واضح دیگر از تمایل ترامپ به استفاده از نیروی نظامی بیشتر از آنچه هوادارانش در دوره دوم انتظار داشتند و بدون تأیید قبلی کنگره، است. تهدید ترامپ برای حمله به ایران را نمیتوان صرفاً بهعنوان یک «تاکتیک مذاکره» رد کرد چراکه آخرینباری که او دشمن را با اقدام نظامی تهدید کرد، آمریکا در ژانویه حمله خود به ونزوئلا را عملی کرد. اینعملیات که حداقل طبق تعریف دولت، هدف نظامی محدودی داشت با دستگیری موفقیتآمیز رئیسجمهور سابق، نیکلاس مادورو بهپایان رسید. درمورد ایران، دلیل یک عملیات نظامی دیگر روشن نیست. ترامپ میگوید ایران نباید سلاح هستهای داشته باشد که البته اولویت مشترک متحدان آمریکا است. همزمان ایران اعلام کرده که آماده مذاکره درباره موضوع غنیسازی اورانیوم است. درحالیکه مذاکرات ممکن است به بنبست رسیده باشد، ترامپ هنوز توضیح نداده که چرا حمله مجدد به ایران اکنون و آنهم کمتر از یکسال پس از حمله آمریکا در ژوئن گذشته، نتیجهای را که او میخواهد بههمراه خواهد داشت. ترامپ اصرار دارد حمله آمریکا به ایران در سال گذشته تأسیسات هستهای اینکشور را «نابود» کرد. بااینهمه رئیسجمهور توضیحی دربارهاینکه چرا حمله دیگری لازم است یا اهداف جدید دقیقاً چه خواهند بود، ارائه نکرده است. برخلاف ونزوئلا، اهداف گستردهتر ترامپ در ایران تاحدی یک راز باقی مانده. آیا دولت میخواهد تغییر نظام سیاسی در ایران را آغاز کند؟ آیا برای واکنش نظامی ایران که پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد، آماده است؟ یک درگیری طولانی چگونه میتواند بر اهداف راهبردی دیگر آمریکا در خاورمیانه؛ ازجمله فرآیند بازسازی غزه بهرهبری هیئت صلح، تأثیر بگذارد؟ ترامپ جزئیات کمی درباره تفکر خود درباره سناریوهای احتمالی «روز بعد» ارائه داده و همزمان نقش اسرائیل در حمله احتمالی نیز همچنان نامشخص باقی مانده است. اسرائیل پارسال بههمراه آمریکا به ایران حمله کرد و انتظار میرود اگر ترامپ کمپین نظامی جدیدی را آغاز کند، دوباره در آن شرکت کند. ترامپ به زودی باید سخنرانی رسمی خود درباره وضعیت کشور را ارائه دهد و با فشارهای بیشتری روبهروست تا نشان دهد حمله احتمالی به ایران چگونه در دستورکار سیاسی داخلی او جا میگیرد. او در سال ۲۰۲۴ با وعده پایاندادن به حضور آمریکا در درگیریهای خارجی، نامزد انتخابات ریاستجمهوری شد، موضعی که در میان پایگاه Mega و بسیاری از جمهوریخواهان کنگره که با مداخله آمریکا در جنگهایی مانند اوکراین مخالفاند، محبوب است. بااینوجود، او از زمان بهقدرترسیدن به قدرت حملات نظامی متعددی انجام داده است ازجمله در سوریه، ونزوئلا، ایران و به کشتیهای موادمخدر ادعایی در کارائیب. یک کمپین هوایی طولانی در ایران خطر دورشدن برخی هواداران او را پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا بههمراه دارد؛ درزمانیکه نظرسنجیها نشان داده رأیدهندگان از نحوه مدیریت ترامپ در مسائلی مانند مهاجرت و اقتصاد و مدیریت برخی پروندهها در حوزه سیاست خارجی، ناراضی هستند. «حمله بزرگ به ایران» همچنین با تلاش ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل درتضاد خواهد بود. ترامپ میگوید بهخاطر پایاندادن به هشت جنگ از آغاز دوره دوم ریاستجمهوری، شایسته دریافت جایزه صلح است؛ ادعایی که بهطور گسترده موردمناقشه است. هیچ سابقهای وجود ندارد که رئیسجمهور آمریکا فعالانه برای معتبرترین جایزه صلح جهان کمپین کند و درعینحال نیروی نظامی آمریکا را در خارج از مرزهای اینکشور بهکار گیرد. تمام این عدمقطعیت باعث شده بقیه جهان درباره انگیزههای ترامپ برای نزدیکترکردن آمریکا به جنگ با ایران حدس و گمانهای متفاوتی بزنند. ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید، ظاهراً از ایفای نقش معاملهگر اصلی جهان لذت برده. او ریاست مراسم امضا و اجلاسهای بینالمللی متعدد مانند رویداد هیئت صلح در روز پنجشنبه در واشنگتن را برعهده داشته. رژیم تعرفهای او کشورهای دیگر را مجبور کرد تا بهدنبال توافقهای تجاری مطلوبتر با آمریکا باشند و ترامپ را در مرکز مذاکرات پرمخاطره بر سر اقتصاد جهانی قرار داد. او ماه گذشته با حمله به ونزوئلا و فراخوانش برای تصرف گرینلند توسط آمریکا، توجه جهانی را بهخود جلب کرد. اختلاف بر سر گرینلند نمونه دیگری بود که کشورهای دیگر در تفسیر نیت واقعی او دچار مشکل شدند. دونالد ترامپ در آخرین اظهارنظر درباره ایران بااشارهبهاینکه جهان باید منتظر بماند و ببیند او چه خواهد کرد، گفت: «باید توافق معناداری انجام دهیم، وگرنه اتفاقات بدی میافتد». نیویورکتایمز در بخش یادداشتها اقدام به انتشار نوشتاری درباره اراده دولت دونالد ترامپ برای حمله به ایران و مخالفت افکارعمومی با این تصمیم کرده است. نویسنده درابتدا به مقایسهای تاریخی روی آورده و با ذکر این طعنه که «هرگز تصور نمیکردم دلم برای این تنگ شود که جورج بوش و اطرافیانش به ما دروغ بگویند»، نوشت: وقتی دولت بوش میخواست به عراق حمله کند، کارزاری تمامعیار برای تبلیغ و اقناع افکارعمومی آمریکا بهراه انداخت. مقامهای دولت اطلاعات نادرستی درباره سلاحهای کشتارجمعی صدام حسین درز دادند؛ سلاحهایی که بعداً معلوم شد اصلاً وجود نداشتند. کالین پاول، وزیر امور خارجه وقت، در سازمان ملل ارائهای گمراهکننده ارائه کرد. در کنگره، بسیاری از دموکراتها چه تحتفشار بیوقفه افکارعمومی و چه بهدلیل گرایشهای تندروانه خود به جمهوریخواهان پیوستند تا مجوز حمله را صادر کنند. باراک راوید، خبرنگار آکسیوس که به داشتن منابع قوی شناخته میشود، هشدار داد: «دولت ترامپ به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیکتر از آن چیزی است که بیشتر آمریکاییها تصور میکنند. این جنگ ممکن است خیلیزود آغاز شود». آمریکا بزرگترین تجمیع نیروی هوایی خود در منطقه از زمان جنگ عراق تاکنون را انجام داده است. رسانههایی ازجمله نیویورکتایمز گزارش دادهاند که ارتش این گزینه را دراختیار ترامپ گذاشته که حتی همین آخر هفته حمله کند. نهتنها کنگره چنین جنگی را مجاز نکرده بلکه حتی بحث جدی هم درباره آن انجام نداده است. دولت نیز زحمت توضیح نداده که چرا ممکن است ایران را بمباران کند یا بهدنبال چه هدفی است، نه برای کنگره و نه برای مردم آمریکا. یک نماینده دموکرات که با همتای جمهوریخواه خود برای وادارکردن کنگره به رأیگیری درباره طرحی ضدجنگ همکاری میکند، گفت: «هیچ جلسه توجیهی درباره راهبرد نظامی برگزار نشده است». بیشتر گزارشها حاکیازآناستکه کاخ سفید درحالبرنامهریزی برای کارزاری بسیار شدیدتر و طولانیتر از بمباران سال گذشته ایران یا ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، است؛ اما ما نمیدانیم که آیا ترامپ و تیمش بهدنبال تغییر نظام سیاسی در ایران هستند یا نه و اگر هستند، تصورشان از آنچه پسازآن میآید چیست. حالا میتوان گفت که دولت ترامپ دقیقاً شبیه دولت خودکامهای شده که بدون حتی تظاهر به اینکه رضایت مردم اهمیتی دارد، کشور را وارد یک جنگ میکند. علی واعظ؛ مدیر پروژه ایران در گروه بینالمللی بحران، معتقد است که اینبار همهچیز میتواند متفاوت باشد. او میگوید: اگر نظام سیاسی در ایران احساس تهدید وجودی کند بهاحتمالزیاد واکنش تندی نشان خواهد داد. نویسنده درادامه مینویسد که ایران در قبال ترور سردار قاسم سلیمانی و حتی بمباران سال گذشته میلادی تأسیسات هستهای خود توسط آمریکا خویشتنداری نشان داد و ممکن است ترامپ خویشتنداری را به ضعف تعبیر کرده باشد. واعظ معتقد است این یک محاسبه اشتباه است. بهگفته او، ایران به جمعبندی رسیده که «خویشتنداری فقط تجاوز بیشتر را دعوت میکند؛ بنابراین این نه با خویشتنداری بلکه با بیپروایی پاسخ خواهد داد». آمریکاییها آماده پذیرش تلفات دراینجنگ مطلوب ترامپ و حاضر به هیچگونه فداکاری هم نیستند. در مارس ۲۰۰۳ یک نظرسنجی گالوپ نشان داد ۷۲ درصد آمریکاییها از جنگ با عراق حمایت میکنند. درمقابل، در نظرسنجیهای اخیر کمتر از ۳۰ درصد پاسخدهندگان از اقدام نظامی علیه ایران پشتیبانی میکنند. ترامپ تلاش نمیکند کشور را قانع کند که جنگ بهنفع آنهاست. تنها چیزیکه اهمیت دارد ایناستکه آیا او فکر میکند این جنگ بهنفع خودش هست یا نه.