کد خبر:
406868
| تاریخ مخابره:
1404 سهشنبه 5 اسفند -
05:12
ذرهبین
تعقیب سایبری!
در تحقیق جدیدی که توسط محققان ایرانی انجام شده است، تجربه زنان جوان از نوعی آزار دیجیتال در روابط عاطفی بررسی شده، موضوعی که همزمان با گسترش شبکههای اجتماعی، ابعاد تازه و نگرانکنندهای پیدا کرده است. بهگزارش محمدرضا دلفیه (ایسنا)؛ گسترش شبکههای اجتماعی و پیامرسانها طی سالهای اخیر، شیوه برقراری ارتباط میان افراد را بهطور اساسی تغییر داده است. امروزه بخش قابلتوجهی از تعاملات روزمره، بهویژه در میان جوانان، در فضای آنلاین شکل میگیرد؛ فضایی که امکان ارتباط سریع، مداوم و فراتر از محدودیتهای مکانی را فراهم کرده است. آمارهای رسمی نشان میدهند استفاده از اینترنت و شبکههای اجتماعی در ایران به سطحی رسیده که تقریباً به جزء جداییناپذیر زندگی روزمره تبدیل شده است. این تغییر، در کنار فرصتهایی مانند حفظ ارتباط و دسترسی به اطلاعات، چالشهای اجتماعی تازهای را نیز بههمراه آورده که یکی از مهمترین آنها، افزایش انواع خشونت و آزار در بستر دیجیتال است. زنان جوان، بهدلیل حضور پررنگتر در شبکههای اجتماعی و همچنین شرایط فرهنگی خاص، بیش از دیگران درمعرض این آسیبها قرار دارند. یکی از شکلهای نگرانکننده خشونت دیجیتال، «تعقیب سایبری» است؛ رفتاری که معمولاً ازسوی فردی آشنا و اغلب در چارچوب روابط عاطفی فعلی یا سابق رخ میدهد. درایننوع تعقیب، فرد آزارگر بااستفادهاز اطلاعات شخصی، دسترسیهای دیجیتال و ابزارهای ارتباطی، تلاش میکند بر زندگی طرف مقابل کنترل داشته باشد و احساس ترس و ناامنی ایجاد کند. برخلاف آزارهای عمومی در فضای مجازی، تعقیب سایبری بهدلیل وجود شناخت قبلی، میتواند شدیدتر و تأثیرگذارتر باشد. نظارت مداوم بر وضعیت آنلاین، بررسی پیامها و تعاملات، ردیابی موقعیت مکانی و حتی جعل هویت در شبکههای اجتماعی از جمله روشهایی است که درایننوع رفتار دیده میشود. این پدیده نشان میدهد که خشونت میتواند بدون تماس فیزیکی و صرفاً ازطریق صفحهنمایش، بهشکلی عمیق و مداوم اعمال شود. درهمینزمینه، مهرانگیز محمدخانی از بخش علوم اجتماعی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، بههمراه یکی از همکاران دانشگاهی خود، تحقیقی را درباره تجربه زنان جوان از تعقیب سایبری انجام دادهاند. این پژوهش با تمرکز بر روابط عاطفی و پیامدهای دیجیتال آن، تلاش کرده است نشان دهد چگونه ابزارهای ارتباطی نوین میتوانند به وسیلهای برای اعمال قدرت و کنترل تبدیل شوند. محققان دراینمطالعه، به تجربه زیسته زنانی پرداختهاند که در سنین ۱۸ تا ۳۰ سال قرار داشته و بهطور مستقیم با ایننوع آزار مواجه شدهاند. دادههای موردنیاز این تحقیق ازطریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۱ زن جوان جمعآوری شدند؛ زنانیکه تجربه تعقیب سایبری توسط شریک عاطفی خود را داشتهاند. سپس این گفتوگوها با روشی مرحلهبهمرحله تحلیل شده تا الگوها، مفاهیم اصلی و ارتباط میان آنها مشخص شود. اینشیوه به محققان اجازه داده تصویر دقیقتری از احساسات، واکنشها و راهبردهای مقابلهای زنان ترسیم کنند. یافتههای پژوهش نشان میدهند تعقیب سایبری بیشتر از آنکه رفتاری مقطعی باشد، ابزاری برای کنترل روانی و ایجاد ترس مداوم است. زنان موردمطالعه از اشکال مختلف نظارت، دستکاری روانی، تهدید به افشای اطلاعات شخصی و ایجاد هویت جعلی سخن گفتهاند. این رفتارها اغلب با هراس دائمی از نقض حریم خصوصی همراه بوده و احساس امنیت فردی را بهشدت کاهش داده است. بسیاری از زنان برای مقابله، به واکنشهای محافظهکارانه یا قاطعانه روی آوردهاند، اما این راهبردها همیشه نتوانسته ترس و اضطراب را بهطورکامل از بین ببرد. بهگفته پژوهشگران، تعقیب سایبری در روابط عاطفی، امتداد الگوهای قدیمی سلطه و خشونت است که در قالبی دیجیتال بازتولید شده است. دسترسی به اطلاعات خصوصی و آشنایی قبلی، شدت و تداوم ایننوع آزار را افزایش میدهد. همچنین هنجارهای اجتماعی و فرهنگی میتوانند باعث سکوت قربانیان و کاهش تمایل آنها بهگزارش این رفتارها شوند؛ موضوعی که خود به تداوم خشونت دامن میزند. یافتههای فوق که در فصلنامه «مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان» وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شدهاند، با برخی پژوهشهای داخلی و بینالمللی همراستا است، اما درعینحال، بر نقش خاص فرهنگ و هنجارهای جنسیتی در ایران تأکید ویژهای دارد. برخلاف برخی مطالعات که صرفاً بر رفتارهای پرخطر آنلاین تمرکز کردهاند، این پژوهش نشان میدهد حتی حضور عادی زنان در فضای مجازی نیز میتواند در بستر فرهنگی خاص، آنها را به هدف تعقیب تبدیل کند. بهبیان ساده، مسئله فقط نوع استفاده از شبکههای اجتماعی نیست، بلکه نگاهی است که به حضور زنان دراینفضا وجود دارد. ازمنظر اهمیت اجتماعی نیز این یافتهها بر ضرورت آموزش، آگاهیرسانی و ایجاد سازوکارهای حمایتی تأکید میکنند. شناخت تعقیب سایبری بهعنوان یک پدیده مداوم و چندوجهی میتواند به سیاستگذاران، خانوادهها و خود کاربران کمک تا مرز میان ارتباط سالم و کنترلگرانه را بهتر تشخیص دهند؛ زیرا افزایش امنیت دیجیتال زنان، تنها با ابزار فنی ممکن نیست و نیازمند تغییر نگرشهای اجتماعی نیز هست.