کد خبر:
407299
| تاریخ مخابره:
1405 سهشنبه 28 مهر -
06:41
سخن مدیرمسئول
خانههای فراوان خالی و مستأجران دربهدر
بیش از صدسال است که معضل مسکن در کشور ما لاینحل باقی مانده است. هر دولتی آمد، وعده خانهدار شدن همگانی داد و رفت؛ اما نهتنها گرهی گشوده نشد، بلکه این بحران ابعادی بهمراتب گستردهتر و پیچیدهتر پیدا کرد. رشد فزاینده جمعیت از ۱۸میلیون به بیش از ۹۰میلیوننفر نیز بیخانمانی را پررنگتر کرد؛ تا جایی که این روزها حتی مستأجران در روستاها هم توان تأمین مسکن را ندارند و بنا بر آمارهای نهچندان دقیق، شمار بیخانمانها روزبهروز افزایش مییابد. اگر بپنداریم چنین مشکلی در بیشتر کشورهای جهان وجود دارد و درنتیجه امری طبیعیست، کاملاً به بیراهه رفتهایم و باوری صددرصد اشتباه داریم. پس راهحل چیست؟ آیا دولت باید رأساً دست به ساختوساز بزند؟ آیا مردم نباید فرزندآوری کنند تا جمعیت افزایش نیابد؟ یا اینکه همچنان باتکیهبر درمانهای مقطعی و زودگذر نظیر الزام مالکان به سقف افزایش ۲۵درصدی اجارهبها کار را تمامشده تلقی کنیم و به اصطلاح، مسکّنی مقطعی به جامعه تزریق نماییم؟ آنچه مسلم است، هیچیک از نسخههایی که تاکنون دولتها پیچیدهاند کارساز نبوده است. نمیتوان معضل را مهارنشده رها کرد و همچنان سیاستهای کوتاهمدت یا اجبار مالکان را نسخهای شفابخش دانست. بدیهیست؛ فشار و دستور چارهساز نیست؛ مالکان نیز با شیوههای گوناگون، مصوبهٔ رسمیِ سقف ۲۵درصدی را دور میزنند و از پذیرش آن شانه خالی میکنند. هرچند در دولت احمدینژاد طرح ساخت مسکنهای کوچک و ارزانقیمت توانست شماری از خانوادهها را خانهدار کند، اما آن پروژه نیز تنگناهای ویژهٔ خود را داشت؛ تا آنجا که ناتوانی دولت در تأمین زیرساختها و خدمات اولیهای چون آب، برق، گاز و دیگر نیازهای شهری، آن طرح را نیز به بوتهٔ فراموشی سپرد. از سوی دیگر، این دیدگاه وجود دارد که برخی مالکان و سرمایهگذاران، دهها و گاه صدها واحد مسکونی ساختهاند، اما به بهانهٔ هزینههای سرسامآور ساخت، علاج سودآوری خود را در بالا بردنِ مدامِ اجارهبها دیدهاند و گمان کردهاند صرفِ انبوهسازی، تکلیف را از دوش آنان برمیدارد؛ بنابراین، عزم قاطع برای شناسایی خانههای خالی شاید بتواند بخشی از این درد طاقتفرسا را تسکین دهد. اگر دستکم در پایتخت که شدت بحران در آن بسیار فراتر از سایر کلانشهرهاست، آمارگیری دقیقی از مالکان، مستأجران و واحدهای خالی تهیه شود، میتوان بخشی از این بار سنگین را کاهش داد. بهعنوان نمونه، دربارهٔ انبوه برجهای سربهفلککشیده در اطراف دریاچه شهدای خلیجفارس که مدام بر شمارشان افزوده میشود، برآوردها حاکی از آن است که حدود ۵۰درصد این واحدها خالی از سکنهاند. در چنین موقعیتی، اراده و مداخله قاطع دولت میتواند با آزادسازی و ورود این املاک به بازار مصرف، هزاران کارگر و کارمند فاقد سرپناه را خانهدار کند یا دستکم امکان اجارهنشینی آبرومند را برایشان فراهم سازد و اندکی از بار مشکلات موجود بکاهد.