کد خبر:
406873
| تاریخ مخابره:
1404 چهارشنبه 6 اسفند -
05:08
ذرهبین
آغاز عصر آنارشی؛ پیام جهانی مونیخ ۲۰۲۶
مونیخ ۲۰۲۶ به بیانیه رسمیِ تدفینِ نظمِ پساجنگ جهانی دوم تبدیل شد. درایننشست، فرسایشِ بنیادینِ اعتماد میان اروپا و آمریکا نشان داد که جهان با عبور از مرزِ تنش، به فازِ تجزیهٔ ساختاری رسیده است. با فروپاشی نهادهای بینالمللی، مونیخ ۲۰۲۶ نقطهٔ عزیمت بهسوی عصری پیشبینیناپذیر است که در آن «منطقِ زور» جایگزین قواعد حقوقی میشود. بهگزارش قبس زعفرانی (فارس)؛ کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶ (۱۳-۱۵ فوریه) درحالی برگزار شد که گزارش سالانه آن باعنوان تکاندهنده «درحالتخریب» از فروپاشی نظاممند ساختارهای بینالمللی پس از ۱۹۴۵ پرده برداشت. نشست با حضور بیش از ۱۰۰۰ شخصیت برجسته، فراتر از یک مجمع دیپلماتیک، به صحنهٔ تقابل مستقیم میان «یکجانبهگرایی تهاجمآمیز واشنگتن» و «استیصال راهبردی اروپا» تبدیل شد. ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس، فضای حاکم را «بحران بیسابقه اعتماد» خواند. شکاف میان دو سوی اقیانوس اطلس، پس از سیاستهای دور دوم دونالد ترامپ، از تنش به مرحله «تجزیه ساختاری» رسیده است. گزارش مونیخ ترامپ را در صدر رهبرانی قرار داد که بهجای اصلاح، بهدنبال «تخریب کامل» نهادهای بینالمللی هستند؛ تأکید او بر بینیازی از «حقوق بینالملل» تیر خلاصی بر پیکره نظم لیبرال تلقی شد. اروپا نیز با «بیداری اجباری» مواجه است: امانوئل مکرون پایان نظم قدیم را اعلام کرد و فریدریش مِرتس بر لزوم تقویت مستقل قدرت دفاعی آلمان تأکید نمود. پیام واضح بود: اروپا دیگر نمیتواند به «چتر امنیتی آمریکا» تکیه کند و باید راه «خودمختاری راهبردی» را دنبال کند. شاخص امسال نشان داد که در دیدگاه متحدان اروپایی، ایالاتمتحده بزرگترین منبع «عدمقطعیت» است. جنگهای تجاری و رقابتهای تکنولوژیک، فراتر از تغییرات اقلیمی، اکنون در صدر تهدیدات جهانی قرار دارند. شهروندان گروه هفت حملات سایبری، بحرانهای مالی و کارزارهای ضداطلاعات را تهدیداتی فوریتر از بحرانهای زیستمحیطی میدانند؛ نشان از انتقال ثقل نگرانیها به بحرانهای ملموس و آنی. در پرونده اوکراین، ولودیمیر زلنسکی از پیشرفت ۹۰ درصدی در طرح صلح ۲۰ مادهای خبر داد، اما لهستان هشدار داد که روسیه در حال وقتکشی است. مارک روته، دبیرکل ناتو، بر ضرورت حمایت نظامی از کییف برای ورود به مذاکرات از موضع قدرت تأکید کرد. اوکراین به آزمونی حیاتی برای تابآوری نظم بینالمللی بدل شده است. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، خواستار بازتعریف شراکت واشنگتن و اروپا بر محور اولویتهای «اول آمریکا» شد؛ بهویژه مقابله با چین و مهاجرت. اینرویکرد مشروط، با واکنش سرد اروپاییها مواجه شد که خواهان همکاری متقابل و متوازن هستند. تنشها با طرح خرید «گرینلند» توسط ترامپ به اوج رسید و واکنش کپنهاگ، فرانسه و کانادا، تأکیدی بر حاکمیت دانمارک بود. اورسولا فوندرلاین وضعیت کنونی را «شوکدرمانی» اروپا خواند و ضرورت پایان وابستگی به تضمینهای امنیتی آمریکا را برجسته کرد. مِرتس از برنامهای برای تبدیل ارتش آلمان به قدرتمندترین نیروی متعارف اروپا سخن گفت و بحثهای درباره ایجاد «بازدارندگی هستهای مستقل اروپایی» شکل گرفت. گزارش مونیخ هشدار میدهد که تجارت بینالملل قربانی اصلی «تخریب سیستماتیک» نظم جهانی است. رقابت آمریکا و چین، با عبور از قواعد سازمان تجارت جهانی، به یک «نبرد استراتژیک» بدل شده که پیامد آن فروپاشی زنجیرههای تأمین و افزایش هزینههاست. تحلیل مرکز مطالعات الاهرام از «امنیتیسازی» پرده برداشت؛ اقتصادی که روزی بستری برای تعامل بود، اکنون میدان مواجهه قدرتها شده است و سیاستهای صنعتی و کنترل سرمایه ابزارهای بقا در رقابت ژئوپلیتیک شدهاند. چین و روسیه در کنفرانس دیدگاه خود را ارائه کردند. وانگ یی، وزیر خارجه چین، از «چندجانبهگرایی واقعی» دفاع کرد، اما فشار نظامی پکن بر تایوان، این سخنان را متناقض جلوه داد. سرگئی لاوروف پایان «نظم قاعدهمند غربی» را اعلام و خواستار معماری امنیتی جدید اوراسیا شد. رأی دالیو هشدار داد که رقابتهای تجاری و تکنولوژیک ممکن است به رویاروییهای نظامی تبدیل شود و سرمایهگذاران باید به طلا بهعنوان پوشش ریسک پناه ببرند. تحلیلگران روابط بین سه سناریو را دراینزمینه ارائه میدهند: ۱. چندقطبیگرایی متشنج: رقابت اقتصادی و فنی، بدون جنگ مستقیم / ۲. نظم آنارشیک شکننده: اتحادهای موقت، بحرانهای مالی و تضعیف نهادهای بینالمللی/ ۳. تقابل بزرگ غیرمستقیم: گسترش جنگهای وکالتی و بحرانهای منطقهای خطرناکتر از امروز. مونیخ ۲۰۲۶ نشان داد که جهان وارد «عصر آنارشیک» شده است؛ دورهای که نه قواعد پایدارند و نه رهبری بینالمللی تضمینشده. شکاف آمریکا و اروپا به یک «ندای بیداری» برای قاره سبز تبدیل شده و اروپا درحالبازتعریف جایگاه خود برابر روسیه و بلوکهای نوظهور است. روند بازآرایی نظم جهانی آغاز شده و قدرت انطباق نهادها از سرعت تحولات عقب مانده است.