گفتوگو با حسن علیکرمی دربارهی «مهاجران»
عشق و صلح، موضوعات ازلی و ابدی در جهان هستند
مصطفی رفعت / مهاجـران
کاری از گروه تئاتر نقش خیال/ نویسنده، طراح و کارگردان: حسن علیکرمی/ دستیار اول کارگردان، برنامهریز و طراح لباس: هانیه تجریشی/ آهنگساز و طراح صدا: امید اسکندر/ نوازندگان: البرز آیینی، بهزاد دانش و امید اسکندر/ جلوههای صوتی: حمید بهزادی/ منشی صحنه: زهره خادمی/ نقشخوانان: حسن علیکرمی (راوی)، فریبا بکلو (ماتیلدا)، میثم حقی ویند (لوئیس)، پریسا مرادیان (ژولیت)، آرش راسخ (انریکو)، مسعود منقچی (معلم)، مهربان علیکرمی (آواز پایانی)، تارا ناظری (بازیگر ذخیره)/ طراح و عکاس پوستر و بروشور: حسن علیکرمی/ عکاس تمرینات و اجرا: فرناز محمد/ دستیار دوم کارگردان: مسعود منقچی/ دستیار نور: الناز منصوری راد/ تصویربردار: محسن هروی/ مدیر صحنه: علی ناظری/ زمان اجرا: 10 الی 15 مهرماه 95 ساعت 18/ محل اجرا: میدان انقلاب، ابتدای خیابان جمالزاده شمالی، کوچه بزمه، پلاک 3 سالن تئاتر دانشگاهی خسرو شکیبایی.
مهاجرت! از آن مقولههاییست که تمام دنیا به اشکال مختلف با آن دستبهگریبان هستند. عوامل مختلفی در بروز این پدیده نقش دارند که بیشتر اوقات «جبر» و «ناخواستهبودن» علت اولیه، میتواند برای مهاجرین، عواقب تراژیکی را به دنبال داشته باشد. در مطلبی که سایت Savetherefugees بهتازگی منتشر کرده، آمده است که روزانه 11هزار کودک از خانههای خود آواره میشوند یا بهنوشتهی سایت امدادرسانی جهانی Dosomething بهشکلی باورنکردنی، 14درصد جمعیت ایالات متحده را مهاجرین مکزیکی تشکیل میدهند و به همینرویه، 7.9درصد آنها چینی و 6.4درصدشان هم هندی هستند. گستردگی مهاجرین باعث بروز مشکلاتی برای تمام جهان شدهاست که بهویژه در سالهای اخیر و روندی که جنگ برای کشورهای مختلف ایجاد کردهاست، اینگونه آمارها سالانه رنگوبوی تاسفبارتری بهخود میگیرند. بیشک، بخشی مهم از رسالت هنر، بازگویی حقایق پیرامون ماست و اگرچه وظیفهی هنر، چارهاندیشی برای رفع مشکلات و معضلات نیست؛ اما توجه به این موارد باعث میشود تا طیف وسیعی نسبت به آنها حساس شده و اهمیتی بیشاز اظهار تاسفهای سطحی برایشان قائل شوند. نمایشنامهی «مهاجرین» به نویسندگی و کارگردانی حسن علیکرمی با تمرکز بر محوریت کودکان و نگاهی به تاثیرات جنگ و مهاجرت بر خانواده، تا ۱۵ مهرماه توسط گروه تئاتر «نقش خیال» با قالبی متفاوت بهمدت یکهفته در سالن خسرو شکیبایی نمایشنامهخوانی خواهد شد. کارگردان این اثر میگوید: «یکسال پیش درحال کار بر روی چند طرح نمایشیام بودم و هر یک را در زمانهایی که ذهن و روحم یاری میکرد پیش میبردم. قصدم، انتخاب نهایی یکیاز طرحها برای شروع به نگارش نهایی و بهروی صحنهبردن آن بود که یک اتفاق، ذهن و ایدههای من را روی یکیاز طرحها ثابت و تمام دغدغهی تئاتریام را مشغول خود کرد و شد نمایشنامهای که الان شاهدش هستید». این کارگردان با این توضیح، دربارهی دغدغهای که باعث نوشتن این اثر شد، ادامه میدهد: «نمایشنامهی مهاجران را بر اساس تم عشق و صلح و با موضوع تاثیر مهاجرت و جنگ بر بنیان خانواده و با محوریت کودکان، به نگارش درآوردم». وی دربارهی اتفاقی که باعث شد ذهن خود را معطوف این طرح کند، میگوید: «بهنظرم، شدتگرفتن مهاجرتهای خارجازعرف و اجباری که گریبان مردمان جنگزدهی جهان را گرفته، دل هر انسان معمولی را به لرزه درمیآورد. نگارش این نمایشنامه، واکنشی طبیعی و منطقی در قالب تئاتر از سوی یک انسان معمولیست. این اتفاق، چندینسالپیش در کشور خودمان هم افتاد که دلیلش جنگ عراق با ایران بود. اوایل آن جنگ تحمیلی، بسیاریاز هموطنان ما مجبور به کوچ اجباری شدند و آواره و سرگردان بودند؛ اتفاقیکه همهی ما شاهد آن بودیم و دل همهی ما را به درد میآورد. چنین اتفاقی الان در سطح وسیعتری در دنیا درحال شکلگیریست و متاسفانه عواقبش سالهای سال ماندگار میماند». این هنرمند که متولد 21 آبانماه سال 1351 و دانشآموختهی کارشناسی و کارشناسی ارشد تئاتر با گرایش ادبیات نمایشیست، در پاسخ به این سوال که آیا نمایشنامههایی که به موضوعات داغ روز اینچنینی میپردازند، ماندگار میشوند؟ میگوید: «بعضیاز تمها و موضوعات، ازلی-ابدی هستند که از بدو تولد بشریت تا به امروز جزو پررنگترین تم و موضوعات بشریت بهحساب میآیند و در طول تاریخ، انسانهای بسیاری با آن درگیر بودهاند. تم عشق و صلح از اینگونههاست. بهنظر من، پرداختن به چنین موضوعات انسانی در وادی هنر نمایشنامهنویسی و خارجاز هیاهوهای خبری و تبلیغات پروپاگاندایی سیاسی، تاثیر خود را بر تماشاگر میگذارد. البته دراینمیان، یک شرط اصلی وجود دارد و آنهم اینکه تم و موضوع یک طرف ماجراست و طرف دیگر، نمایشنامه با تمام مختصات هنری و دراماتیک آن است که باید در درجهی اول اهمیت قرار گیرد؛ چنانکه گاهی بهترین و مناسبترین موضوع را میتوان با یک نمایشنامهی بد به بدترین موضوع برای مخاطب تبدیل کرد». از او میپرسم خود شما برای اینکه نمایشنامهتان را از وادی بدترین، به وادی بهترین سوق دهید، چه کردید؟ که میگوید: «نمایشنامهی مهاجران، حاصل یکسال تحقیق، مطالعه و نویسندگیست. خب این اولین اثر نمایشی بنده نیست که به نگارش درآوردهام. خواندن، نوشتن، دیدن، بازی و بالاخره بهروی صحنهبردن تئاترهای مختلف، اندک دانستههایی را در من نهادینه کرده که بالاجبار هم که شده نوشتههایم را واکسینه میکند تا در وادی مریضی و بیماریهای جامعهی تئاتری ایران گرفتار نشود. نگارش یک نمایشنامه بهمانند بستهشدن نطفهی یک انسان در نهاد یک مادر است؛ اتفاقی شیرین که هدیهی الهیست و باید روند طبیعی خود را طی کند تا زایشی سالم صورت گیرد. بهنظر من، خلق یک نمایشنامه هم بهمانند بستن نطفهی آن در ذهن نویسنده است که باید روند شکلگیریاش را با کمک علم نمایشنامهنویسی، ذهن خلاق و جهانبینی نویسنده به زایش نهایی متن نمایشنامه سوق داد». حسن علیکرمی که در حوزهی هنر از سال 1366 تاکنون در 28 نمایش و 19 کار تلویزیونی و سینمایی فعالیت داشتهاست، در مورد اینکه چه انتظاری از مخاطبان کار خود دارد، میگوید: «اینکه یکساعت برای شنیدن و دیدن این اثر وقت بگذارند و بعدازآن، هر برداشتی دوست داشتند انجام دهند. من با کمال میل و سر فرصت، شنوندهی نظرات و انتقاداتشان خواهم بود. عکسالعمل مخاطب برای من بهعنوان یک خالق اثر بسیار مهم است؛ چون یک رکن اصلی تئاتر، تماشاگر است. اما چیز مهمی که میخواهم بگویم اینست که با یک نگاه ازپیشتعیینشده به دیدن این اجرا-نمایشنامهخوانی نیایند. این اجرا با اجراهای متداول نمایشنامهخوانی که صورت میگیرد، فرق اساسی دارد». این نویسنده و کارگردان تئاتر دربارهی این تفاوت توضیح میدهد: «ببینید! فلسفهی ایجاد و شکلگیری اینگونه فعالیتهای تئاتری در ایران این بود که چون امکانات موجود، جوابگوی تمام علاقهمندان تئاتر در کشور نبوده و نیست و اینکه بهروی صحنهبردن یک تئاتر هزینههای خاص خود را در پی دارد، بنابراین جریان نمایشنامهخوانی کمکم در جامعهی تئاتری پررنگتر شد! باید گفت در فقر مالی تئاتر، جریان امروزی نمایشنامهخوانی شکل گرفت و آخرین دستآویز نفسکشیدن علاقهمندان تئاتر، خوانش نمایشنامههای موجود در بازار است؛ درحالیکه فلسفهی نمایشنامهخوانی در دنیا این است که نمایشنامههای تازهنگارششده را در اجرایی خاص برای مخاطبین اصلی نمایشنامه، توسط خالق اثر و گروه مورد نظرش به خوانش درمیآورنند تا اینکه معرفی درستی از متن صورت گیرد و البته دراینمیان، تهیهکنندگان و هنرمندان هم آثار خوانششدهی مورد علاقهی خود را جستوجو میکنند تا وارد مذاکره برای عقد قرارداد برای شروع یک اجرای جدید شوند. من در اجرا بهدنبال هدف اصلی و استاندارد نمایشنامهخوانی بودم و البته با کمی تفاوت؛ بهاینصورتکه نمایشنامهی تازهنگارششدهی خود را معرفی میکنم و از طرف دیگر، چون قرار بر اجرای عموم آن دارم، در کنار خوانش متن، آنهم بهنحوی کاملا تمرینشده، ماکتی از بخشهای مختلف اجرا را نیز به تماشاگرانم معرفی میکنم. برای مثال، در اینکار، تماشاگر بخشیاز موسیقی و طراحی صدا که ترکیبی از نوازندگی روی صحنه و میکس صداها و جلوههای صوتیست را شاهد و شنونده خواهد بود و همچنین بخشیاز طراحی لباس، آکسسوار و طراحی صحنه که در نهایت منجر بهروی صحنهرفتن این اثر نمایشی خواهد شد». علیکرمی دربارهی اینکه چه قشری، مخاطبین اصلی این نمایشنامه هستند؟ پاسخ گفت: «بهدلیلاینکه یک حرف انسانی در این اثر بیان میشود، بنابراین تمام انسانهای علاقهمند به تئاتر میتوانند مخاطبین این اثر نمایشی باشند؛ اما بهدلیل موضوع مشخصی که در قصهی این نمایشنامه جریان دارد، مهاجرینی که بهدلیل جنگ یا مشکلات شهری و محیط زندگی خود بالاجبار دست به مهاجرت میزنند، میتوانند مخاطبین ویژهی این نمایشنامه باشند». این هنرمند که مولف کتاب هنرهای نمایشی ایران بوده و درحالحاضر ضمن نویسندگی، کارگردانی و بازیگری در عرصهی تئاتر، بخشیاز وقتش را نیز صرف تدریس تئاتر میکند، در پاسخ به این سوال که آیا برای اجرای صحنهای این نمایشنامه برنامهی خاصی دارید؟ میگوید: «بله! با چند سالن که متناسب اجرای این نمایشنامه و شیوهی کارگردانی آن باشد، در حال مذاکره هستیم که در حین اجرای نمایشنامهخوانی با دعوت از مسئولین و تصمیمگیرندگان سالنها، آنها را با چندوچون نمایشنامه و نحوهی اجرا و ماکت اصلی اجرا آشنا میکنیم که به یاری خدا اگر به توافق رسیدیم، در اولین فرصت ممکن با تیمی مجرب، این نمایشنامه را بهروی صحنهی تئاتر ببریم». از حسن علیکرمی میزپرسم که باتوجهبه روز بودن موضوع و درگیر بودن کشورهای متعدد با این موضوع، آیا برای اجرا در خارج از کشور هم برنامهای دارد، که میگوید: «بله! بخشیاز مخاطبین این نمایشنامه و اجرای نمایشنامهخوانی و صحنهای آن، ایرانیهای مهاجری هستند که در خارجاز کشور ساکن هستند؛ بنابراین درحال رایزنی و برنامهریزی برای اجراهای خارجاز ایران هستیم. ضمن اینکه با کمی تغییر در نوع اجرا، به مهاجرین کشورهای دیگر نیز فکر میکنم که برای آنها نیز اجراهای جداگانهای را در نظر بگیریم».