آخرین خبرها
خبرهای پربیننده
تغییر معادله زمستانی گاز با آسیب به زیرساخت‌های گاز
کد خبر: 407213 | تاریخ مخابره: 1405 شنبه 4 مهر - 06:56

تغییر معادله زمستانی گاز با آسیب به زیرساخت‌های گاز

آسیب به بخشی از زیرساخت‌های گاز در جریان جنگ، ناترازی موجود را عمیق‌تر کرده؛ با نزدیک‌شدن به فصل سرد سال، بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و مدیریت مصرف دو محور اصلی عبور از بحران احتمالی هستند. به‌گزارش طیبه بیات (مهر)؛ تاپیش‌ازاین، ناترازی گاز بیشتر در روزهای سرد سال و در قالب محدودیت برای صنایع و نیروگاه‌ها خود را نشان می‌داد؛ اما جنگ، معادله را تغییر داد. آسیب به بخشی از زیرساخت‌های تولید و فراورش گاز، در شرایطی رخ داد که شبکه انرژی ایران پیش‌ازآن نیز با شکاف قابل‌توجه میان تولید و مصرف روبه‌رو بود. حالا مسئله فقط تأمین گاز در روزهای اوج مصرف نیست بلکه تاب‌آوری شبکه‌ای است که گاز، برق، صنعت و بخش بزرگی از فعالیت اقتصادی کشور به آن وابسته هستند.

اگر در سال‌های گذشته افزایش مصرف مهم‌ترین عامل تشدید ناترازی بود، اکنون متغیر جدید یعنی کاهش ظرفیت عرضه دراثر آسیب به زیرساخت‌ها، به این معادله اضافه شده است. در جریان حملات به تأسیسات گازی، حدود ۲۳۰‌میلیون‌مترمکعب از ظرفیت پالایش گاز کشور در مقطعی از مدار خارج شد؛ رقمی که عمق آسیب واردشده به زنجیره تأمین را نشان می‌دهد. سعید توکلی همچنین از ثبت 7924مورد آسیب به تأسیسات گاز در جریان جنگ خبر داده؛ آماری که نشان می‌دهد مسئله صرفاً ازدست‌رفتن ظرفیت تولید در چند واحد محدود نبوده و بخش‌های مختلفی از زیرساخت گاز تحت‌تأثیر قرار گرفته. البته بخشی ازاین‌ظرفیت در ماه‌های بعد بازیابی شده است. طبق اعلام شرکت ملی گاز؛ تا شهریور حدود ۹۵‌میلیون‌مترمکعب از ظرفیت آسیب‌دیده به چرخه تولید بازگشته و برنامه بازسازی سایر ظرفیت‌ها ادامه دارد اما مسئله مهم‌تر از این‌اعداد، زمان است؛ بازگرداندن ظرفیت آسیب‌دیده یک فرآیند فوری نیست و برخی مقام‌های شرکت ملی گاز درباره زمان‌بربودن بازسازی کامل تأسیسات هشدار داده‌اند. اینجاست که بحران گاز وارد مرحله تازه‌ای می‌شود و کشوری که پیش‌ازجنگ نیز با ناترازی مواجه بود، باید هم‌زمان با افزایش تقاضای زمستان، بخشی از ظرفیت ازدست‌رفته را جبران کند. اسماعیل سقاب اصفهانی (رئیس سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی) درتشریح وضعیت جدید اعلام کرده است که ناترازی گاز کشور پیش‌ازجنگ حدود ۴۵میلیاردمترمکعب بوده و آسیب به زیرساخت‌ها این شکاف را به حدود ۱۰۰میلیاردمترمکعب رسانده. به‌گفته وی؛ تولید سالانه گاز از حدود ۲۹۷میلیاردمترمکعب به ۲۴۲میلیاردمترمکعب کاهش یافته؛ یعنی حدود ۵۵میلیاردمترمکعب از تولید سالانه تحت‌تأثیر آسیب‌های جنگی قرار گرفته است. این‌موضوع ازسوی شرکت ملی گاز نیز موردتأکید قرار گرفته. سعید توکلی (مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران) خردادماه امسال بااشاره‌به ناترازی مزمن گاز در سال‌های گذشته گفت این ناترازی در برخی روزها به ۲۵۰ تا ۳۰۰میلیون‌مترمکعب می‌رسید و هشدار داد که درشرایطی‌که ناترازی مزمن با کاهش ظرفیت تولید ناشی از خسارت جنگ همراه شده، فشار بر مدیریت شبکه افزایش می‌یابد. این اظهارات یک نکته کلیدی را روشن می‌کند که نمی‌توان تمام مسئله امروز گاز را به جنگ نسبت داد. پیش از وقوع جنگ نیز تولید و مصرف گاز در تعادل نبود. رشد مصرف در بخش خانگی و تجاری، مصرف بالای نیروگاه‌ها و صنایع، اتلاف در زنجیره تولید و انتقال و کندی توسعه برخی ظرفیت‌های جدید، به‌تدریج شکافی ایجاد کرده بود که در فصل سرد خود را پررنگ‌تر نشان می‌داد. سقاب اصفهانی پیش‌ازاین، ناترازی انرژی را حاصل مجموعه‌ای از مشکلات و سیاست‌های گذشته دانسته و تأکید کرده بود که جنگ، این ناترازی موجود را عمیق‌تر کرده است؛ بنابراین، اگر بخواهیم تصویر دقیقی از شرایط امروز ارائه کنیم، باید دو مسئله ناترازی ساختاری و ظرفیت ازدست‌رفته ناشی از جنگ را از یکدیگر جدا کنیم. مسئله اول، با اصلاحات بلندمدت در تولید، مصرف و بهره‌وری قابل‌مدیریت است و مسئله دوم به بازسازی زیرساخت‌ها و افزایش تاب‌آوری شبکه نیاز دارد؛ اما این دو، اکنون روی یکدیگر قرار گرفته‌اند و عبور از زمستان پیش‌رو حساس‌تر از سال‌های گذشته است. ازسویی، وقتی از کاهش ده‌ها میلیاردمترمکعبی تولید سالانه سخن گفته می‌شود، ممکن است مسئله صرفاً یک کسری عددی به‌نظر برسد اما اثر واقعی آن در شبکه روزانه انرژی ظاهر می‌شود. گاز باید هم‌زمان به خانه‌ها، نیروگاه‌ها، صنایع، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی‌ها و دیگر مصرف‌کنندگان برسد. در روزهای عادی، شبکه با مدیریت جریان و جابه‌جایی میان مصارف می‌تواند بخشی از نوسانات را کنترل کند؛ اما در زمستان، هنگامی‌که مصرف بخش خانگی و تجاری جهش می‌کند، فضای مانور شبکه کاهش می‌یابد. درچنین‌شرایطی، هر واحد گازی که در بخش خانگی مصرف می‌شود، می‌تواند به‌معنای کاهش گاز دردسترس یک نیروگاه یا واحد صنعتی باشد؛ بنابراین مسئله اصلی فقط کمبود گاز نیست بلکه رقابت میان مصارف مختلف برای گاز موجود است. این همان نقطه‌ای است که بحران گاز می‌تواند به بحران برق و تولید تبدیل شود. وابستگی بالای نیروگاه‌های حرارتی به گاز باعث شده است که هر اختلال در تأمین گاز، به‌سرعت به بخش برق منتقل شود. در شرایط کمبود، بخشی از نیروگاه‌ها می‌توانند از سوخت مایع استفاده کنند و ذخیره‌سازی سوخت نیروگاه‌ها نیز برای‌همین شرایط اهمیت می‌یاید؛ اما این راهکار، جایگزین دائمی نیست. استفاده بیشتر از سوخت مایع به‌معنای افزایش هزینه، پیچیده‌ترشدن عملیات تأمین سوخت و پیامدهای زیست‌محیطی است. ازسوی‌دیگر، اگر محدودیت گاز به صنایع بزرگ منتقل شود، کاهش تولید صنعتی و تبعات اقتصادی آن نیز به زنجیره بحران اضافه خواهد شد. به‌همین‌دلیل، مسئله گاز را نمی‌توان صرفاً در محدوده وزارت نفت حل کرد. این بحران ماهیتی بین‌بخشی دارد و تصمیم درباره گاز، مستقیماً بر برق، صنعت، کشاورزی و اقتصاد اثر می‌گذارد. البته آثار این آسیب‌ها تاکنون به‌معنای اعمال محدودیت گسترده برای صنایع نبوده است. توکلی در شهریورماه اعلام کرد با وجود آسیب‌های واردشده به زیرساخت گاز، در تأمین گاز صنایع عمده، به‌ویژه صنایع فولاد و پتروشیمی، محدودیتی اعمال نشده و تحویل گاز به برخی صنایع و کسب‌وکارهای کوچک نیز حدود یک‌میلیاردمترمکعب نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است. بااین‌حال، تداوم این‌وضعیت در ماه‌های سرد سال به میزان بازگشت ظرفیت‌های آسیب‌دیده و نحوه مدیریت مصرف بستگی خواهد داشت. در نگاه اول، ساده‌ترین پاسخ به ناترازی گاز، افزایش تولید است. ایران ذخایر عظیم گازی دارد و توسعه میادین جدید می‌تواند در بلندمدت ظرفیت عرضه را افزایش دهد؛ اما مشکل اینجاست که تولید جدید، راه‌حل فوری یک کسری فوری نیست. توسعه میدان، حفاری چاه، احداث سکو و تأسیسات فراورشی، تکمیل خطوط انتقال و ورود ظرفیت جدید به شبکه، همگی زمان و سرمایه می‌خواهند. ازسوی‌دیگر، بازسازی تأسیسات آسیب‌دیده جنگ نیز نیازمند تجهیزات تخصصی، عملیات فنی و تست‌های ایمنی است. مقام‌های شرکت ملی گاز نیز بر زمان‌بربودن بازگشت کامل ظرفیت آسیب‌دیده تأکید کرده‌اند. به‌همین‌دلیل، حتی اگر توسعه تولید در دستورکار باشد، نمی‌توان انتظار داشت این ظرفیت در کوتاه‌ترین‌زمان ممکن پاسخگوی زمستان پیش‌رو باشد. اینجا همان نقطه‌ای است که مدیریت مصرف از یک سیاست بلندمدت به یک ابزار اضطراری تبدیل می‌شود. سقاب اصفهانی در اظهارات خود درباره ناترازی انرژی، بر همین‌مسئله تأکید کرده است؛ اینکه درشرایطی‌که افزایش تولید زمان‌بر است، کاهش مصرف می‌تواند سریع‌تر ظرفیت موجود را آزاد کند. وی پیش‌ازاین نیز گفته بود که دولت به‌دنبال‌آن‌است‌که به‌جای تکیه صرف بر افزایش قیمت انرژی، از یک نظام انگیزشی برای کاهش مصرف استفاده کند و منفعت حاصل از صرفه‌جویی به مصرف‌کننده برسد. این‌رویکرد یک تفاوت اساسی با توصیه‌های سنتی به صرفه‌جویی دارد. در مدل سنتی، از مردم و صنایع خواسته می‌شود کمتر مصرف کنند تا کشور با کمبود مواجه نشود؛ اما در مدل اقتصادی، کاهش مصرف خود به یک فعالیت دارای ارزش تبدیل می‌شود. به‌بیان‌ساده‌تر، اگر یک واحد صنعتی بتواند بدون کاهش تولید، مصرف گاز خود را پایین بیاورد، گاز آزادشده دیگر صرفاً صرفه‌جویی نیست؛ یک ظرفیت قابل‌استفاده برای اقتصاد است. همین منطق درباره ساختمان‌ها نیز صادق است. کاهش مصرف ازطریق عایق‌کاری، اصلاح موتورخانه، تنظیم تجهیزات گرمایشی و استفاده از سامانه‌های کنترل هوشمند می‌تواند بخشی از تقاضای شبکه را کاهش دهد؛ بدون‌اینکه الزاماً به‌معنای قطع گاز یا کاهش رفاه باشد. در همین چارچوب، سعید توکلی نیز راهکار مقابله با ناترازی را در دو مسیر هم‌زمان تعریف کرده است؛ افزایش تولید ازیک‌سو و مدیریت مصرف و بهینه‌سازی ازسوی‌دیگر. به‌این‌ترتیب، مدیریت مصرف قرار نیست جایگزین توسعه عرضه شود، بلکه باید در کنار افزایش ظرفیت تولید، بخشی از فشار بر شبکه را کاهش دهد. یکی از نقاط ضعف سیاست‌های مدیریت مصرف، محدودشدن آن به خانوارهاست؛ درحالی‌که بخش بزرگی از تقاضای انرژی کشور خارج از بخش خانگی شکل می‌گیرد. در زمستان، ساختمان‌های اداری و تجاری، صنایع، نیروگاه‌ها، واحدهای کشاورزی و مجموعه‌های عمومی همگی بخشی از تقاضای گاز را تشکیل می‌دهند؛ بنابراین اگر قرار باشد مدیریت مصرف به یک راهبرد واقعی برای عبور از بحران تبدیل شود، باید برای همه این‌بخش‌ها سازوکار مشخص وجود داشته باشد. خانه‌ای که کمتر مصرف می‌کند، صنعت کم‌مصرف، نیروگاه با راندمان بالاتر و ساختمان اداری بهینه، همگی در عمل بخشی از ظرفیت عرضه را آزاد می‌کنند. ازاین‌منظر، مدیریت مصرف را می‌توان نوعی تولید مجازی گاز دانست؛ گازی که به‌جای‌آنکه از یک میدان جدید استخراج شود، از محل کاهش اتلاف و مصرف غیرضروری دراختیار شبکه قرار می‌گیرد. آسیب به تأسیسات گازی یک مسئله مهم دیگر را نیز آشکار کرد. اینکه امنیت انرژی فقط به مقدار تولید وابسته نیست. اگر ظرفیت تولید کشور بالا باشد اما بخش بزرگی از آن در چند نقطه حساس متمرکز شود، آسیب به یک تأسیسات می‌تواند اثر آن‌را در کل شبکه منتشر کند؛ پس در بازسازی پس از جنگ، نباید تنها به‌دنبال بازگرداندن ظرفیت ازدست‌رفته بود. باید پرسید آیا همان ساختار قبلی را باید دوباره ساخت یااینکه فرصت بازسازی می‌تواند برای افزایش تاب‌آوری شبکه مورداستفاده قرار گیرد؟ پاسخ‌به‌آن، سیاست‌گذاری درباره مسیرهای انتقال پشتیبان، تجهیزات یدکی، پراکندگی تأسیسات حساس، ذخیره‌سازی و امکان جابه‌جایی سریع جریان گاز میان مناطق را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، بازسازی نباید صرفاً بازگرداندن گذشته باشد بلکه باید بر ساختن شبکه‌ای مقاوم‌تر برای بحران بعدی متمرکز باشد. در کنار تولید و مصرف، ذخیره‌سازی گاز نیز اهمیت بیشتری می‌یابد. شبکه گاز در فصل با یک الگوی مشخص مواجه است: مصرف در برخی روزها ‌شدیداً افزایش پیدا می‌کند، درحالی‌که تولید امکان افزایش ناگهانی متناسب‌باآن را ندارد. دراین‌شرایط، ذخیره‌سازی می‌تواند نقش ضربه‌گیر را ایفا کند؛ به‌ویژه روزهایی‌که مصرف به اوج می‌رسد یا بخشی از ظرفیت تولید و انتقال دچار اختلال می‌شود؛ بنابراین توسعه ظرفیت ذخیره‌سازی به‌تنهایی کافی نیست و باید توان برداشت سریع گاز از مخازن و اتصال مؤثر آن به شبکه انتقال نیز موردتوجه قرار گیرد. در سال‌های گذشته، یکی از واکنش‌های رایج به ناترازی، محدودکردن گاز صنایع بوده است. این‌روش اگرچه در شرایط اضطراری ممکن است بخشی از فشار شبکه را کاهش دهد، اما هزینه اقتصادی آن بالاست. راهکار پایدارتر این‌است‌که صنایع بزرگ ازقبل برای شرایط بحران آماده باشند. قراردادهای انعطاف‌پذیر، برنامه‌های مدیریت بار، استفاده از سوخت جایگزین، افزایش راندمان تجهیزات و سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی می‌تواند به صنایع اجازه دهد در دوره‌های اوج مصرف، با کمترین آسیب به تولید، مصرف گاز خود را کاهش دهند. درمقابل، صنعتی که بتواند به‌شکل پایدار مصرف خود را کاهش دهد باید از منفعت اقتصادی این‌اقدام برخوردار شود. این همان ایده‌ای است که در سیاست ذی‌نفع‌سازی مصرف‌کننده موردتأکید قرار گرفته است؛ یعنی کاهش مصرف نه به‌عنوان یک اجبار، بلکه به‌عنوان اقدامی که بخشی از منفعت آن به خود مصرف‌کننده بازمی‌گردد.

ارسال دیدگاه شما

بالای صفحه